جنگ ماشین‌ها | ایران


هوش مصنوعی و ابزارهای وابسته به آن، هم فرصت‌اند و هم تهدید. اما شاید چالش‌های ناشی از آن بیش از خدماتی باشد که هوش مصنوعی به مخاطبان خود ارائه داده است. در کتاب «هوش مصنوعی و بمب» [AI and the Bomb: Nuclear Strategy and Risk in the Digital Age] اثر جیمز جانسون [James Johnson] و ترجمه محمد‌امین پورحسینقلی که توسط انتشارات «جهان کتاب» منتشر شده، هوش مصنوعی و جنگ هسته‌ای را خطری همسو با هم قلمداد می‌کند و در بخش سخن مترجم کتاب به اهمیت پیوند این دو وجه می‌پردازد. به عقیده مترجم، عواملی مانند پیچیدگی اطلاعات، دستکاری داده‌ها و اخبار جعلی ممکن است ناخواسته به سمت جنگ هسته‌ای کشیده شود؛ جنگی که اگر رد پای آن را بگیریم، نه به یک نهاد دولتی، بلکه به مجموعه‌ای غیردولتی مثل یک ماشین یا الگوریتم و در نهایت به هوش مصنوعی می‌رسیم.

وش مصنوعی و بمب» [AI and the Bomb: Nuclear Strategy and Risk in the Digital Age] اثر جیمز جانسون [James Johnson]

نویسنده کتاب در پیشگفتار به یک داستان ساختگی از حمله آمریکا به چین می‌پردازد؛ وقتی داستان را تا انتها می‌خوانیم، به علت اصلی این جنگ می‌رسیم که آن علت «هوش مصنوعی» است. این داستان فرضی کمک می‌کند تا مخاطب بداند با چه مضمونی طرف خواهد شد؛ آیا هوش مصنوعی به اندازه یک بمب هسته‌ای خطرناک است؟ آیا بمب هسته‌ای توسط هوش مصنوعی قابل کنترل است؟ آیا زمام جنگ‌های آینده جهان در دست هوش مصنوعی است؟ در این داستان، شلیک هسته‌ای در تنگه تایوان روایت می‌شود، سپس رهبران این جنگ‌ها به هوش مصنوعی روی آوردند تا تحلیل اطلاعات بیشتری داشته باشند و هشدار زودهنگام و پشتیبانی از تصمیم‌گیری نظامی را ارتقا بخشند. این سرویس‌ها به نوعی می‌توانستند حرکت بعدی رقیب را پیش‌بینی کنند و به رهبران قدرت‌ها بگویند قدم بعدی آنها باید چگونه باشد. در این جنگ، سامانه پیش‌بینی و سامانه مشاوره‌های راهبردی به یک فاجعه بزرگ هسته‌ای دامن زدند. در نهایت این پرسش پدید آمد که آیا جنگ هسته‌ای تایوان‌ زاده هوش مصنوعی بوده است؟

این کتاب علاوه بر پاسخ به این پرسش به معضلات هوش مصنوعی-هسته‌ای می‌پردازد. در این کتاب، نویسنده تلاش می‌کند بگوید فناوری هوش مصنوعی چگونه پیوند میان میدان‌های آشفته و خونین جنگ در سطح تاکتیکی و عرصه کلان راهبردی بویژه در دکترین و برنامه‌ریزی‌های هسته‌ای را دگرگون می‌کند:«کتاب با بهره‌گیری از روانشناسی سیاسی، علوم عصب‌شناختی و مطالعات راهبردی، چارچوبی نو برای فهم پیوند میان هوش مصنوعی و خطر هسته‌ای می‌سازد.» جانسون، نویسنده کتاب تلاش می‌کند با بررسی‌ احتمالات مختلف، وضعیت کنونی و آینده فناوری را بیان کند. در این کتاب می‌توان به پاسخ این پرسش‌ها رسید که هوش مصنوعی چه تفاوتی با سایر فناوری‌های نوپدید دارد؟ اگرچه امروزه عصر هوش مصنوعی است اما می‌دانیم که هنوز این فناوری کاستی‌های زیادی دارد که می‌تواند نه‌تنها کمک‌کننده نباشد، بلکه در مواردی مانند حوزه پزشکی یا نظامی آسیب‌زا هم باشد.

در ابتدای این کتاب به الگوریتم ماشین‌ها پرداخته می‌شود؛ به اینکه چطور ماشین‌ها می‌توانند در شناسایی خودکار و هدفگذاری مهمات هدایت شوند و البته محدودیت‌ها و ضعف‌هایی هم در این ماشین‌ها وجود دارد و این پرسش ایجاد می‌شود که چرا الگوریتم ماشین‌ها مهم هستند؟ طبق اشاره کتاب، «الگوریتم‌های یادگیری ماشین می‌توانند دقت، ناوبری، خودمختاری و توان اصابت موشک‌ها را ارتقا دهند. از این رو انتظار می‌رود فناوری هوش مصنوعی به چندین صورت بر سامانه‌های پرتاب جنگ‌افزار‌های هسته‌ای اثر بگذارد.»

به عقیده نویسنده، هوش مصنوعی می‌تواند توانمندی‌های زیادی را توسعه دهد اما باید پیامدهای آن را هم در نظر گرفت. فصل نخست کتاب به بررسی تأثیرات بالقوه تثبیت‌کننده و بویژه بی‌ثبات‌کننده به‌کارگیری قابلیت‌های مجهز به هوش مصنوعی -‌چه هسته‌ای و چه غیرهسته‌ای- علیه قدرت‌های دارای سلاح هسته‌ای می‌پردازد. فصل دوم بر نظریه و تجربه بازدارندگی هسته‌ای تکیه می‌کند و به آثار متنوع و گاه متناقض هوش مصنوعی بر بازدارندگی آن اشاره دارد. فصل سوم به بازاندیشی در اندیشه‌های دوره جنگ سرد درباره تشدید ناخواسته تأکید می‌کند. فصل چهارم به این موضوع می‌پردازد که هوش مصنوعی چگونه می‌تواند بر معضل هوش مصنوعی اثر بگذارد. در واقع این فصل با بازنگری در نظریه کلاسیک «معضل امنیتی» و نیز مدل‌های مارپیچی موجود در ادبیات روابط بین‌الملل دوران جنگ سرد، پیامدهای پیشرفت‌های هوش مصنوعی دیگر فناوری‌های نوظهور امنیتی را در قالب رقابت‌های راهبردی تحلیل می‌کند.

فصل پنجم اما به بازخوانی مفهوم «جنگ هسته‌ای کاتالیزوری» از دروان جنگ سرد می‌پردازد. به این معنی که جنگ هسته‌ای کاتالیتیک شامل موقعیت‌هایی است که در آن بازیگر ثالث خواه دولتی، کوچک خواه نیروی غیردولتی، حمله‌ای ساختگی یا هشدار کاذبی می‌آفریند که تنها راه مقابله با آن یک اقدام پیشدستی غیرمنتظرانه است. این فصل با عنوان معضل کشور تازه‌وارد در عصر دیجیتال شروع می‌شود. در نهایت این فصل به مخاطبان خود می‌گوید چطور می‌توان خطر تشدید کاتالیتیک ناشی از کنش بازیگران غیردولتی را کاهش داد.

در نهایت این کتاب تلاش می‌کند ابعاد واقع‌گرایانه از ارتباط هوش مصنوعی و سلاح هسته‌ای را بیان کند و بگوید فناوری‌های نو پدید تا چه اندازه می‌توانند بر اندیشه راهبردی هسته‌ای و بر خاطرات ناشی از آن اثر داشته باشند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...