تنبیهی برای شرق و غرب/ عبدالله جوادی آملی
گاهی انسان با توپ و گوی و چوگان بازی میکند، گاهی با اندیشههای غیر عقلی و مخالف وحی بازی میکند... "لَعب" را از آن جهت لَعب گفتند که ریشه لغویاش لُعاب است ؛ لُعاب همان آب دهان است که هیچ کس با آب دهان سیراب نخواهد شد.
|
|
۱۳۸۸/۱۰/۱۴
|
|
ارباب و رعیتفرهنگی / عبداللهجوادیآملی
بعد از اینکه کسی آدم شد، حرف او می شود "بیان"... «بَهیمه» را که بَهیمه گفتند، چون حرفش مبهم است؛ حرفی برای گفتن ندارد... اگر کسی بخواهد مردم را به خود دعوت کند، بگوید: رأی من این است، تابع رأی من باشید؛ این یک ارباب و رعیتی فرهنگی است که منحوس است... شما اگر عالم ربانی نشدید، با مردم کوی و بازار فرقی ندارید! فقه فروشی کردید، فلسفه فروشی کردید، تفسیر فروشی کردید... اگر کسی فخر کرد که من مقلّدم، خُب این چه فخری است عوامانه زندگی کردن؟!
|
|
۱۳۸۸/۰۸/۲۷
|
|
نفرین امیر المومنین(ع) / عبدالله جوادی آملی
"فقر" با "فرهنگ" درگیر است، نمیگذارد فرهنگ به جا باشد؛ اصلا فرصت فکر نمیدهد!... بیان نورانی سیدالشهداء این است که: بعضیها اسلامشان "آدامسی" است!... خدای ناکرده اگر مردم اسلام آدامسی را تف کردند و انداختند دور، چه بکنیم ما؟! ... فرمود: کشور آب داشته باشد، خاک داشته باشد، آدم نتواند مدیریت بکند؛ فابعده الله.
|
|
۱۳۸۸/۰۶/۱۷
|
|
فرزند ابراهیم خلیل / عبدالله جوادی آملی
در مکتب امام صادق آن مستضعفی میتواند پیروز بشود که فقط مستضعف در زمین باشد. اگر کسی هم مستضعف در زمین بود، هم مستضعف در آسمان، او پیروز نمیشود! تنها کسی پیروز میشود که استضعافش فقط در زمین باشد. مؤمن اگر مستضعف است، استضعافش در زمین است، وگرنه در ملکوت عالم او عظیم است.
|
|
۱۳۸۷/۰۸/۰۴
|
|
در مسیر انسانیّت / عبدالله جوادی آملی
مأموریت جوشش این است که این آب جوشیده را میگوید: تو که داغ شدی، نوبت تو تمام شد. تو باید بالا بروی، آنها که سردشان هست باید بیایند، گرم بشوند... حضرت فرمود: من حکومت را پذیرفتم برای اینکه همگان بجوشند. هیچگاه انجماد و یخ بستگی را ما امضاء نکردهایم.
|
|
۱۳۸۷/۰۵/۰۸
|
|
مطهری و گروه خون ما
جناب مولوی گفته است: صد هزاران طفل سر بُبریده شد، تا کلیم الله موسی زنده شد. این سخن مال مولای روم نیست، قبل از او هم ابن عربی گفته است، بعدها دیگر رواج پیدا کرد؛ آن بزرگوار میگوید: موسای کلیم دفعتاً به بار نیآمده! این یُذَبِّحُونَ اَبناءَ هُمْ...
|
|
۱۳۸۷/۰۲/۱۶
|
|
عمر حقیقی انسان
کسی که مقصدش طولانی است؛ اینگونه به مقصد نمیرسد، پای ما لنگ و منزل بس دراز / دست ما کوتاه و خرما بر نخیل؛ در راه میماند و میشود: ابنُ السَّبیل. برای اینکه انسان از این ابنُ السّبیلی در بیاید، گفتند این دعای تحویل سال را بخوانید. همیشه هم میشود خواند، مربوط به تحویل سال و آن زمان خاص نیست.
|
|
۱۳۸۷/۰۱/۰۵
|
|
بیتالغزل انسانیت / استاد جوادی آملی
حسین بن علی (ع) نه تنها از هر بندی آزاد و از هر رسم جاهلی و رسوب وَهمی رهاست، بلکه الگوی حریّت از جهل علمی و آزادگی از جهالت عملی است و چون آزادی کالایی گرانبهاست، هر چیزی نمیتواند هزینهی آن گردد. تنها سَر است که در این مسیر باید قدم شود تا با پا نهادن بر آن بتوان لایق حریّت شد.
|
|
۱۳۸۶/۱۰/۲۰
|
|
"امام" خلیفهی خداست نه وکیل مردم / عبدالله جوادی آملی
اینچنین نیست که اگر کسی منتظر نبود، حیات معقول دارد و زنده است. انسان در عصر غیبت یا منتظر است، یا گرفتار جاهلیّت. ما در عصر غیبت شِقّ سوّم و قسم سوّم نداریم. یا مردم منتظران راستین ظهور ولیعصر (أرواحنا فداه)اند، یا اگر منتظر نشدند، در جاهلیّت به سر میبرند.
|
|
۱۳۸۶/۰۶/۰۶
|
|
همتای قرآن کریم
زنهای بزرگ در عالم بسیارند. ابن أبی الحدید در شرح نهج البلاغه میگوید: تاریخ قبل از طوفان در دسترس نیست. تاریخ کافران، تاریخ مسیحیها، تاریخ زرتشتیان، تاریخ یهودیان، تاریخ مسلمانها. نه در بین بیدینها مردی به بزرگی علی آمد، نه در بین یهودیها، نه در بین مسیحیها، نه در بین زرتشتیها. علی، علی است. و این علی همسنگ و همطراز فاطمه است. اگر کسی خواست ببیند فاطمه چه قدر مقام دارد، باید بگوید: همتای علی است.
|
|
۱۳۸۶/۰۳/۰۷
|
|
فرصت محرّم
مردم جامعه با عمل ما مسلمان هستند. ما که در جامعه نمیخواهیم فقط به مردم درس بدهیم. «یعلمهم الکتاب» کار حوزههاست، «یزکیهم» کار مشترک است. تا ما جلو نیافتیم، کسی دنبال ما نمیافتد. ما اگر فقط آدرس بدهیم، کسی نمیرود. اول باید خودمان به دین عمل کنیم.
|
|
۱۳۸۵/۱۰/۲۶
|
|
در یاد علامه
حیات و ممات، نور و ظلمت، اینها معانی حقیقیاند. حقیقتی دارند غیر از تشبیه. یعنی مؤمن غیر از درک مفاهیم و درک صُور ذهنی، حقیقتی دارد که آن حقیقت نور است. مؤمن غیر از درک علوم و معارف، حقیقتی دارد که آن حقیقت حیات است.
|
|
۱۳۸۵/۰۸/۲۳
|
|
کرامت انسان
قبل از انقلاب خواستند برای مولوی صدمین سال بگیرند؛ آن طناز معروف گفته بود "تو که عقل و دین نداری چه ادای من درآری/ تو که بندهی دلاری چه زنی دم از دلارا". آنکه گرفتار تکاثر است میتواند حرف کوثر بزند؟ این مولوی را قرآن تربیت کرده، این ایران شایسته است که شاگردانی چنین بپروراند
|
|
۱۳۸۵/۰۳/۱۸
|
|