شناسنامه
»
پیشنهاد ما
»
ادبیات
»
رمان و داستان کوتاه
»
مستور . مصطفی
مستور . مصطفی
او نویسنده را کسی میداند که در جهان داستانی خودش زندگی میکند و تجربیاتش را منعکس میکند و تا وقتی که به خودش پایبند است، تجربیاتش هم اصالت دارد. اما به محض اینکه از خودش فاصله میگیرد، کارش خراب میشود.
نقد آثار و مطالب دیگر
زندگی سراسر رنج است/مصطفی مستور
اینها حرفهایی هستند برای جامعهای که از این تلاطمهای سیاسی گذر کرده است و بخواهد زندگی کند. در متن زندگی است که این پرسشها جدی میشوند... از ادبیات انتظار بزرگی ندارم... شاید از معدود لذتهای نوشتن این باشد که بنویسی تا دیگران احساس کنند در زندگی تنها نیستند.
۱۳۸۸/۰۷/۲۶
ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور
هیچکس با خواندن یک رمان متحول نمیشود... ادبیات نمیتواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که میتواند تأثیری عمیقتر و شگفتتر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده ادبیات برنمیآید... ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادیهای اوست.
۱۳۸۷/۰۸/۲۵
کارور، مینیاتوریستِ شکست / مصطفی مستور
زن و شوهرهای جهان داستانی کارور با درونهایی آشفته و روحهایی زخم خورده، به رغم نیازی که به مهرورزی هم دارند؛ تا شاید به کمک آن زخمهاشان را التیام بخشند؛ به طرز رقتآوری قادر به این کار نیستند.
۱۳۸۷/۰۴/۰۹
لذت قدم زدن در جنگل واژگون
انتشار این کار اگرچه نادرست است( چرا که به هر شکل سلینجر با چاپ این آثارش مخالف است) اما خواندن آن لذت انگیز است و احساسی که در من بعد از خواندن این داستان پدید آمد احساس گناهی لذت بخش بود.
۱۳۸۵/۰۴/۲۵
بوسه بر پای استدلالیان/ مصطفی غفاری
عقل و استدلال منابع اصیل شناخت در وجود انساناند و نمیتوان ایمان مذهبی را رو در رو و در تعارض با آنها قرار داده و از تفکیک ساحت آنها از هم سخن راند. تجربههای فراوان انسانی نیز بروز بحران هویت در چنین شرایطی را تأیید میکند.
۱۳۸۵/۰۳/۰۴
مکافات 5 بوس کوچولو
شاید اگر محمدرضا بایرامی میدانست که بعد از آن یک بوس کوچولو که از وزیر به همراه 12 سکه به عنوان جایزه ویژه ادبیات داستانی گرفت، چه مکافاتی خواهد کشید، هرگز آنچنان خندان و آرام به روی جایگاه ویژه افتتاحیه نمایشگاه کتاب نوزدهم نمیرفت.
۱۳۸۵/۰۲/۲۱
روایتی معتبر از ما و عروسک گردان / محمدرضا محسنی راد
احساس می کنی از میان تمام عینیتهای روزمرهی داستان، حدیثی نو از زندگی را کشف کردهای. چیزی که شاید روزی باید میدانستهای و از یاد برده بودیاش.
۱۳۸۴/۱۲/۲۸
گزیده اخبار
چاپ دوازدهم"حکایت عشقی بیقاف..."
سهشنبه: کارنامهی "مصطفی مستور"
کنارهگیری مستور از کتاب سال و جلال
چاپ چهارم "دویدن در میدان تاریک مین"
"من گنجشک نیستم" اثر تازهی مستور
"مستور" منتظر است تا تمام کتابهایش خوانده شود
بوسه مستور بر روی خدا به چاپ27رسید
نقدی دیگر بر بوسهی مستور بر روی ماه خدا
نقد مستور در مقطع کارشناسی ارشد
دیدار با مستور در فرهنگسرای خانواده
اعتراض مستور به سرقتهای ادبی
برگردان ترکی استانبولی دو اثر از مستور
"اهرام مصر" روی ماه خداوند را میبوسند
چند روایت معتبر دربارهی مستور
"مستور" نامزد کتاب سال دفاع مقدس شد
مصطفی مستور به ترکیه میرود
کتاب جدید مستور رسید
برنامههای روز جهانی داستان کوتاه
مستور در ایتالیا از داستاننویسی ایران میگوید
مصطفی مستور جنگل واژگون را نقد می کند
فارابی منصرف شد، استخوان خوک پودر شد
مستور و دوره جدید آموزش ادبیات داستانی
مصطفی مستور و پرسه در حوالی زندگی
استخوان خوک و دستهای جذامی، بر روی پرده سینما
دوماهنامهی ادبی الفبا منتشر شد
هیچ قدرتی نمیتواند نویسنده را ساکت کند
حکایت عشقی بیقاف بیشین بینقطه
چاپ دوم استخوان خوک و دستهای جذامی بالاخره مجوز گرفت!
آثار
پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
روی جلد
|
پیشنهاد ما
|
نقد و نظر
|
بازارچه
|
کتابخانه
|
نقطه سر خط
|
پیشنهاد شما
|
دیگران
|
شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.