به اولین و بزرگترین مرجع تخصصی اطلاع رسانی و نقد کتاب، خوش آمدید • یک ذره عمل بهتر از یک خروار وعده و وعید است • خوشبخت کسی است که دو چیز داشته باشد: کتاب‌های خوب و دوستانی که اهل کتاب باشند. ویکتور هوگو •

کتاب نیوز  شناسنامه
 » نقد و نظر
تفاوت قصه و تاریخ
قصاصان از روزی بازارشان گرم شد که ترسایی به نام "تمیم‌داری" که قصه‌گویی را از سرزمینهای مسیحی آموخته بود از خلیفه دوم اجازه خواست در مسجد رسول خدا (ص) برای مردمان قصه بگوید و او و دیگر قصاصان ناچار شدند اسرائیلیات را نیز وارد قصه‌هایشان کنند.
۱۳۸۵/۰۱/۱۴

بایگانی  
در خدمت و خیانت جلال اهل قلم
البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای. و روزی هم نه این بود و نه آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقّف نماندن او در هیچکدام از آنها بود... جریان روشنفکری ایران با برخورداری از فضل «آل‌احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند.
۱۳۸۷/۰۶/۲۰
تو هستی، تو نمی‌میری / محمدعلی شاه‌آبادی
سؤال کردند چه هدیه و تحفه‌ای برای ما آورده‌ای؟ عرض کردم: بحارالانوار. جوابی برای آن داده نشد. اما گفتند: پیش ما چیزی داری و آن سیبی است که به آن بچه‌ی یهودی دادی برای رضای ما... دنیا دوباره تکرار نمی‌شود...
۱۳۸۷/۰۶/۱۶
باتلاق یا دریا؟ / فاطمه علیزاده
همه‌ی بچه‌های کوچه عاشق هما بوده‌اند. پدرها اما قدغن کرده بودند که پسرها با هما بازی کنند. آن‌ها همیشه با هم بوده‌اند تا این‌که کم کم از هم جدا می‌شوند و حالا در بزرگسالی دوباره به هم رسیده‌اند.
۱۳۸۷/۰۶/۰۳
در مسیر انسانیّت / عبدالله جوادی آملی
مأموریت جوشش این است که این آب جوشیده را می‌گوید‌: تو که داغ شدی، نوبت تو تمام شد. تو باید بالا بروی، آنها که سردشان هست باید بیایند، گرم بشوند... حضرت فرمود: من حکومت را پذیرفتم برای اینکه همگان بجوشند. هیچگاه انجماد و یخ بستگی را ما امضاء نکرده‌ایم.
۱۳۸۷/۰۵/۰۸
نامه‌های بدون نشانی/ فاطمه علیزاده
اسکار در این بازی باید هر روز را برای خودش، ده سال حساب کند. او تا دوازده روز آینده، صد و بیست ساله می‌شود و در هر یک از این روزها آثار گذران عمر و شرایط مقتضی با سنش، برایش نمایان خواهد شد.
۱۳۸۷/۰۴/۳۱
کلاهمان پسِ معرکه است/امام موسی‌صدر
چهارده کشیش براى تبلیغ به کشور اوگاندا رفتند. اوگاندا یکى از کشورهاى آفریقایى است، که آقایان حتما اسمش را شنیده‌‏اند. چهارده کشیش به آنجا رفتند و بومیان آفریقایى آنها را خوردند! شما خیال مى‌‏کنید که از هدفشان دست کشیدند؟ خیر. چهارده زن راهبه را به جاى آنها فرستادند...
۱۳۸۷/۰۴/۱۲
مافیا و ما‌ فی‌ها / حبیب‌الله شهبازی
"بی‌شرف‌ترین" کس آن بود که علیه خاندان و مردمش به حکومت حرفی بزند. هر چه بود باید در درون "خاندان" حل و فصل می‌شد. این نظام طی قرن‌ها آبدیده شد و انضباطی عجیب را شکل داد. به این ترتیب، به تدریج "ما فی‌ها" شکل گرفت.
۱۳۸۷/۰۴/۱۲
باید از زیر صفر شروع کرد
عمده این است که ما ذهن این جوان‏ها و حتى پیرها و روشنفکرنماها را آماده کنیم که ما خودمان "آدم" هستیم و اینطور نیست که در همه چیز دستمان را پیش دیگران دراز کنیم و حتى اخلاق و زبانمان را نیز از آنها یاد بگیریم...مدت‏ها باید زحمت بکشیم و باور کنیم که خودمان داراى یک فرهنگ بزرگ انسانى با ارزش‏هاى اسلامى هستیم..
۱۳۸۷/۰۳/۱۵
توی چمدان ماه، خورشیدی هست / سیامک بهرام‌پرور
در ادبیات معاصر کم نبوده است نمونه‌هایی که شاعر با گذر از جنسیت خود و با نگاهی ظریف و هوشمندانه به کشف دنیای جنسیت دیگر رفته است. زنی فرهیخته که در زیر فشار روزمرگی‌ها دارد فردیت خود را از دست می‌دهد.
۱۳۸۷/۰۳/۰۶
خداحافظ خیابان انقلاب
"جعفری" _ موسس انتشارات امیرکبیر _ قبل از اینکه دکانی برای فروش کتاب داشته باشد، اطراف مسجد امام _ شاه سابق _ را محل پهن کردن بساط خود قرار داده بود و کتاب می‌فروخت.
۱۳۸۷/۰۲/۲۸
مطهری و گروه خون ما
جناب مولوی گفته است: صد هزاران طفل سر بُبریده شد، تا کلیم الله موسی زنده شد. این سخن مال مولای روم نیست، قبل از او هم ابن عربی گفته است، بعدها دیگر رواج پیدا کرد؛ آن بزرگوار می‌گوید: موسای کلیم دفعتاً به بار نیآمده! این یُذَبِّحُونَ اَبناءَ هُمْ...
۱۳۸۷/۰۲/۱۶
از نقد علمی تا تحلیل ژورنالیستی
کاش مؤلف محترم مقدمه‌ی این کتاب را در قالب مقاله‌ای با همان عنوان جذاب "از مدرسه معارف تا انجمن حجتیه و مکتب تفکیک"، در اختیار نشریه‌ای چون "شهروند امروز" که از قضا این‌گونه سوژه‌ها را با علاقه‌ی فراوان دنبال می‌کند، قرار می‌داد تا مرز میان "نقد علمی" و "تحلیل ژورنالیستی" کماکان محفوظ بماند.
۱۳۸۷/۰۲/۰۴
درمان در عطاریِ عطار
نگاه بسیاری از محققان به عطار، نگاهی موزه‌ای است... باید مخاطب او شد! باید محرم اولیایی شویم که عطار توصیفشان کرده است. عطار با هر یک از اولیا که در تذکره نام می‌برد، اول هم‏زبان می‌شود، بعد هم دل.
۱۳۸۷/۰۱/۲۴
ناصرالدین ‌شاه در کربلا / تحریفات مدرن
اگر فرض بگیریم که هرکدام از دشمنان حضرت در جنگ تن به تن با ایشان، دو زخم بر ایشان زده باشند، یعنی 42هزار نفر، و اگر هر ضربه یک ثانیه! طول کشیده باشد، یعنی 42هزار ثانیه یا حدود یازده ساعت و نیم!) به سر می‌برند... چون کشته شوم کسی را ندارم که خبر شهادت مرا به اهل حرم برساند؛ ای اسب [نعوذبالله] خبر شهادت مرا به خواهرم زینب و دخترم سکینه برسان...
۱۳۸۶/۱۲/۰۸
عطر وطن فروشی / سید علی موسوی
مادر فیروزه به عنوان نمادی از یک زن ایرانی؛ بیشتر یک موجود کودن و کم فهم و بی‌استعداد نشان داده شده است. او که خیلی دیر، چیزی را یاد می‌گیرد؛ مهمترین ملاک برای انتخاب شدن به عنوان یک "همسر ایرانی" را دارد: "پوست سفید و موی صاف و روشن!"
۱۳۸۶/۰۹/۰۱
کتاب با طعم نسکافه / کافه کتاب ویستار
ما در حال حاضر داریم حماقت فرهنگی(!) می‌کنیم. ما اگر دنبال سودآوری بودیم می‌توانستیم تنها یک کافی شاپ راه بیندازیم تا چیزی برای خودمان بماند. آن وقت از آن طرف بعضی از روزنامه‌ها هر چند وقت یک بار پرشان به ما می‌گیرد و به ما می‌گویند کارتل(cartel)های کریمخان.
۱۳۸۶/۰۶/۰۹
عامه پسند‌های مذهبی، علف‌های هرزی که حمایت می‌شوند
طبق آمار نشر، حوزه دین در صدر کتب منتشره قرار دارد. غیر از قرآن و مفاتیح‌الجنان، گونه‌‌ای از کتاب‌های "شبه‌مذهبی" هم هر ساله‌ و در تیراژ بالا، منتشر می‌شوند که راه‌های «میان‌بر» برای رفع حاجات، تجویز نسخه‌ی شفابخش! برای تمام مشکلات مادی و معنوی، عرفان‌های قرصی و حبی! و حتی روش‌های دیدار سریع! با حضرت حجت(عج) را در بر می‌گیرند... البته بدیهی است که دخالت و نظارت در این حوزه و بالتبع کاهش بیلان نشر در حوزه‌ی دین، ارشاد را در مظان اتهام قرار می‌دهد.
۱۳۸۶/۰۵/۲۴
ادبیات انقلاب گرفتار در بن‌بست تنگ‌نظری
شیرینی اولین مراسم رونمایی در "انجمن قلم ایران" که با کتابی از سیدمهدی شجاعی و افتتاح فروشگاه کتاب دوچندان شده بود، در پی عدم حضور محمدرضا سرشار ـ مدیر سابق و عضو موسس انجمن ـ و بسیاری دیگر از اعضای هیات‌مدیره به تلخی گرائید.
۱۳۸۶/۰۵/۱۳
شب ‌به‌خیر مهندسی فرهنگی/محسن‌حدادی
همایش داشتیم که 700 میلیون تومان فقط خرج تشریفاتش شده است ولی ما... "مطمئنا" بدون مهندسی فرهنگ کشور، آینده‌ای برای ما متصور نیست... محل برگزاری همایش با وجود ظرفیت 700 نفری، در هنگام ارائه مقالات جمعیتی بین 60 تا 70 نفر را در خود می‌دید که اغلب آنها ارائه‌کنندگان دیگر مقالات همایش بودند.
۱۳۸۶/۰۳/۱۲
مسئله حجاب آن‌طور که هست
وقتی استاد مطهری در یکی از مساجد منبر می‌رفت، فردی اعتراض کرده بود که چرا این فرد را به این مسجد دعوت کرده‌اید؟! با آمدن او نور این مسجد می‌رود! این کسی است که کتاب "مسئله حجاب" را نوشته است!
۱۳۸۶/۰۱/۲۳
یک گام به پیش؟! / محسن حدادی
البته باز هم از حق و انصاف نباید گذشت که در تمامی برنامه‌های فرهنگی و غیر فرهنگی! وزارت ارشاد، لوگو یا عنوان" پیامبر اعظم (ص)" به چشم می‌خورد، مربوط یا نامربوط. مثل جشنواره فیلم فجر که عبارت " سال پیامبر اعظم(ص)" در گوشه‌ی پوسترش چشم‌نوازی! می کرد و بس.
۱۳۸۵/۱۲/۲۹
خلخال مفرغی / احمد شاکری
مساله این است که نسبت میان جشنواره‌های ادبی و اتفاقات دیگر ادبی به روشنی معلوم نیست، کسی نمی‌داند جشنواره چه باید با کتاب کند؟ چه باید با نویسنده کند؟ آیا جشنواره همان سکه‌هایی است که مثل "صداق معلوم" می‌دهند تا دیگر دینی از جانب ادبیات بر متولیان آن نباشد و بل راه مهیا باشد برای سه طلاقه کردن آن؟
۱۳۸۵/۱۲/۰۹
روضه‌ی قاسم / رضا امیرخانی
همه‌ی ما از ادا در آوردن و دزانفکته و تقارض متنفریم. نمی‌شود در یک معاونت، ممیزی کتاب مستور را رد کند و در همان معاونت چهل‌تن نام‌زد کتاب سال شود. این‌ها ادا در آوردن است؛ یک بام و دو هوا است؛ نوعی دورویی و مردم‌فریبی است.
۱۳۸۵/۱۱/۲۵
محمود زیر تیغ نیست!
با روایت فعلی داستان و صرف نظر از اتفاقاتی که ممکن است در ادامه آن حادث و یا کشف شود، نتیجه‌ی قضایی و یا حکم محتمل دو صورت بیش‌تر نخواهد داشت. که در هر دو با توجه به تحلیل حقوقی قضیه، محکومیت محمود به قصاص منتفی است.
۱۳۸۵/۱۱/۱۸
تب هری پاتر / زهره مرتجی
کاری که رولینگ بخاطرش ثروتمندتر از ملکه‌ی انگلستان شد، همان کاری است که هر کدام از ما ناآگاهانه با دنیایمان می‌کنیم. ما زندگیمان را رنگ می‌زنیم؛ ولی بدون دقت کافی در انتخاب نوع رنگ.
۱۳۸۵/۱۱/۰۷

بایگانی  
میهمانی انگور / عبدالله جوادی آملی
آنها که عبادتشان خائفانه است، عید آنها هم خائفانه است. آنها که عبادتشان تاجرانه است؛ عید آنها هم در همین حد است. ولی اولیای الهی که صدر و ساقه‌ی ماه مبارک رمضان برایشان عید است،‌ آنها عیدشان وصال الهی است که عرض کرد: خدایا! توفیقی بده، ما چیزی غیر از تو نخواهیم. وقتی خدا با انسان بود، همه‌ی عالم با انسان است.
۱۳۸۷/۰۷/۰۸
جناب! خویشتن‌دار باش / 25 تابلو از نهج‌البلاغه
از همکاران نزدیکت، سخت مراقبت کن... مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌ای برادر دینی تو و دسته‌ی دیگر همانند تو در آفرینش... مبادا بر مردم منّت گذاری یا خُلف وعده نمایی... مبادا هرگز در آن چه که با مردم مساوی هستی، امتیازی بخواهی!
۱۳۸۷/۰۶/۰۴
زنده‌باد کتاب‌های ‌جیبی/سیدرضا علوی
دسته‌ی دوم هیچ ترتیبی و آدابی نمی‌جویند و از چیدمان افتضاح کتاب‌ها و بدترین نوع نگهداری و تا کردن صفحات و یادداشت ‌نوشتن در حاشیه‌ی سفید و خط کشیدن زیر سطور و بی‌نظمی در ترتیب کتاب‌ها و استفاده از کتاب‌های پهن و کوتاه به جای غش‌گیر و تلمبار کردن کتاب‌ها روی هم و از این قبیل فروگذار نیستند.
۱۳۸۷/۰۵/۲۲
امیرخانی خوشنویس است یا کارگردان؟! / کیوان ‌امجدیان
ادبیات، چیزی جز آجیل و شیرینی رسانه‌ها نیست. با یک دو دو تا چهارتای ساده می‌شود فهمید که ورود به عرصه‌ی رسانه‌ای ادبیات، یعنی ورود به جاده خاکی. یعنی بی‌کلاه ماندن سر، یعنی نداشتن دنیا و آخرت!
۱۳۸۷/۰۳/۲۳
آداب قلندری در زمانه‌ی ما / مهدی نوری
چیزی او را وادار کرده که برای صیانت از عفت اجتماعی به جای "تریاک" بگوید "چای" و دستگاه "قل قلی" را "سانترفیوژ" بنامد و "وافور" را گرز لقب بدهد که همین‌ کار، هم بهانه‌ی دیگری برای لبخند خواننده شده و هم ترویج ابتذال نباشد.
۱۳۸۷/۰۳/۲۰
سیدمرتضی؛ 40سال قبل
روح شاعرانه‌ای داشت، شعرهای زیبایی می‌سرود و همه از شعرهای او خوششان می‌آمد. ولی نمی‌دانم چرا شعرهایش را جمع آوری نکرد... یادم می‌آید به شعرای مطرح آن زمان مثل شاملو، اخوان، فروغ، احمدرضا احمدی و دیگران بسیار علاقه داشت.
۱۳۸۷/۰۲/۲۱
در ستایش بانوی‌ایرانی
"طاهره" از روزمرگی خسته شده است. او تصمیم گرفته است که برود؛ شاید به این علت که دیده نمی‌شود؛ تصمیم او یک اعلام حضور است و رفتنش شلیک آغاز جنگ؛ یک اعتراض زنانه‌ی ساده. نمایشی متفاوت از دغدغه‌ها و دلخستگی‌های یک مادر و همسر.
۱۳۸۷/۰۱/۳۱
آبادی بت‌خانه ز ویرانی ماست / محسن حدادی
خروجی یک نهاد یا سازمان به تیم فعال در آن مجموعه باز می‌گردد؛ هنگامی که از یک شورای عالی موجی ایجاد نمی‌شود، نباید توقع داشت از مدیرانی که اعضای همان شورا هستند، آبشار خروشانی متولد شود! این یک رابطه‌ی دو طرفه است؛ شورا ماموریت‌هایش را به خوبی انجام نمی‌دهد، اعضای شورا نیز در نهادهای تحت مدیریتشان، به مصوبات شورا اهمیتی نمی‌دهند.
۱۳۸۷/۰۱/۱۰
"روشنفکری دینی" لگدمال خواهد شد
قبل از انقلاب، سه جریان گرایش مارکسیستی مجاهدین خلق، گرایش رادیکال علی شریعتی و گرایش لیبرال مهدی بازرگان بود که این گرایش‌ها بعد از انقلاب به هم پیوند خوردند و در یک جریان خلاصه شدند و آن جریان هم، جریانی است که مروج نوعی لیبرالیسم است.
۱۳۸۶/۰۹/۳۰
ببخشید آقای راننده، مقصد کجاست؟
اتوبوس شب در به تصویر کشیدن شخصیت‌های خود، از خودی گرفته تا دشمن، اغراق چندانی نمی‌کند؛ نه دشمن عراقی را احمق و بی‌عرضه می‌بینیم و نه ایرانی‌ها را سمبل هوش و قدرت و زکاوت.
۱۳۸۶/۰۹/۲۱
شورا را منحل کنیم / محسن مهدیان
شورای عالی انقلاب فرهنگی طی 5 سال و در 90 جلسه، 106 مصوبه داشته که هیچ کدام درباره مهندسی فرهنگی نبوده است! ... بودجه تهیه مصالح ساختمانی! 476میلیون تومان، پرداخت صورتحساب تهیه بلیت هواپیما و پذیرایی 49میلیون تومان، و در مقابل هزینه‌ی تدوین مهندسی فرهنگی 34میلیون تومان است!
۱۳۸۶/۰۹/۲۰
خیابان کدام انقلاب؟ / محسن حدادی
نمی‌دانم چقدر باید منتظر بمانیم تا هوای این میدان و خیابان و حتی بساطی‌های اطرافش کمی هم بوی نامش را ـ انقلاب اسلامی ـ به خود بگیرد؟ که خوب می‌دانیم، کم‌کاری از خودمان و مسئولانمان است و گرنه حمایت از چه اثر و کتابی بیشتر از کتاب سال جمهوری اسلامی و یا آخرین رمان انقلاب با اهمیت‌تر است؟!
۱۳۸۶/۰۸/۲۵
لباسی برای عملگی خدا / محسن حدادی
آشفتگی عمامه و کم توجهی به زیبایی آن، زیاد بزرگ بودن یا کوچک بودن عمامه، باز گذاشتن دکمه قبا یا آستین پیراهن، کشیده شدن عبا روی زمین و بلندی بیش از اندازه لباس، کوتاه بودن عبا از قبا یا لباده و ... چرا شمایل ظاهری روحانی در اجتماع نباید همچون پیامبر اکرم(ص) متوازن، آراسته، جذاب، معطر و بدون عیب باشد؟
۱۳۸۶/۰۸/۰۱
شخصیت دادن به رنج/ امیر‌حسین جلالی
فیلم، داستان سفری است که حاجی ابراهیمی(جعفر والی) پدر یحیی به همراه اکبر برای یافتن حقیقت انجام می‌دهند و این سفر هر دوی آنان را از غار تنهایی و انزوایشان بیرون می‌کشد و بر آنها نهیب می‌زند که دردهایی بزرگتر از شهادت (و یا قتل) یحیی هم در جامعه وجود دارند.
۱۳۸۶/۰۶/۱۵
تکرار "شنود اشباح" / امیرحسین جلالی
آنچه در "شنود اشباح" و جلد دوم آن به چشم می‌خورد، تلاش نویسنده برای اثبات وابستگی و خیانت مجموعه‌ای از افراد و گروه‌هاست که به دلیل برخی ارتباطات قوی پشت پرده، هیچ‌گاه مورد بازخواست و تعقیب قرار نگرفته‌اند. سئوال اصلی اینجاست که گلپور چرا سعی در القای خیانت و وابستگی این گروه دارد؟
۱۳۸۶/۰۴/۰۲
کاپوچینو در رام‌الله / فاطمه علیزاده
اصلا حوصله نداشتم برای‌اش توضیح‌ بدهم که در سال 1940 پدرم که از یافا به بیروت آمده بود، چه‌طور با دیدن مادر دمشقی‌ام دست و پای خودش را گم کرده بود، مادرم هجده ساله بود و پدرم سی و سه ساله. پدرم حدود دوازده سال قبل از دانشگاه آمریکایی بیروت فارغ التحصیل شده بود و مادرم هنوز ...
۱۳۸۶/۰۳/۱۲
خون بازی
رابرت دونیروی "راننده تاکسی"، "تنگه وحشت"،"رفقای خوب" و حتی "کازینو" با اینکه نظم‌شکن و قانون‌گریز و خلافکار است، ولی قابل درک و همدلی است و هنوز کورسوی امیدی برای اصلاح اوضاع، در پیش رو داریم؛ ولی فرانک کاستلوی “Departed” مشمئزکننده است، نه تنها او، بلکه جامعه‌ای که او را پرورانده است و پلیسی که معلوم نیست چرا با او مقابله نمی‌کند؟
۱۳۸۶/۰۲/۰۲
کدام جبهه‌ی فرهنگی انقلاب؟
اگر عزت‌الله ضرغامی، حسن بنیانیان، مهدی خاموشی و حسین شریعتمداری از جبهه فرهنگی انقلاب اخراج ‌شوند، آیا رفتار گوینده‌ی جمله‌ی "محافظه‌کاری و اکتفا به آنچه که داریم و نداشتن همت و بلندپروازی در همه‌ی زمینه‌های فکری و فرهنگی، قتلگاه انقلاب است." با توجه به ابقای این افراد، مصداق محافظه‌کاری و خروج از جبهه‌ی فرهنگی انقلاب نیست؟!
۱۳۸۶/۰۱/۱۱
یک برنامه روزانه برای 13روز بی‌برنامه
از سر چهارراه نرگس بخرید برای مامان. فکر کنید ببینید غیر از "جوراب" چه عیدی مناسب دیگری می‌توانید برای بابا بگیرید و غافل‌گیرش کنید. با محبت کردن به دیگران حجم عشقولانه خون‌تان را کاهش داده به حد نرمال برسانید.
۱۳۸۵/۱۲/۲۸
مشاهده و اصول یادداشت‌نویسی/ فاطمه علیزاده
حتی اگر اسم‌تان محقق و پژوهش‌گر نباشد. حتی اگر در این مورد خودتان را باور ندارید و مشاهده‌گر نمی‌دانید و حتی اگر، از نزدیکی‌های دانشکده پژوهش‌گری هم رد نشده‌اید! این امید را به شما می‌دهیم که شما یک مشاهده‌گر حرفه‌ای خواهید شد.
۱۳۸۵/۱۲/۲۳
درون شما فاسد است
پس کجا رفتند آن فریادها؟! چرا کسی کفن نپوشید؟! چرا حوزه‌های علمیه تعطیل نشد؟! چرا انجمن‌ها و احزاب و گروههای سیاسی تجمع اعتراض آمیز نکردند؟! چرا کسی ناله وامحمدا سر نداد؟! کجا رفت وا اسلامها؟! چرا خواص مردم را آگاه نکردند؟!
۱۳۸۵/۱۲/۲۱
زن را بکش / زهره مرتجی
صحنه‌های کشت و کشتار همگی به نوعی خنده‌آور تصویر شده‌اند. با ضربه‌ی شمشیر، گردنی قطع می‌شود و فواره‌ی خون با شباهتی کارتونی بیرون می‌ریزد. یا در صحنه‌ای دیگر بئاتریکس به تنهایی و تنها با یک شمشیر، در محاصره‌ی 80 قاتل حرفه‌ای با خونسردی‌ تمام می‌چرخد، و با هر تغییر زاویه‌ی دستش، دست یا پایی را قطع می‌کند.
۱۳۸۵/۱۲/۱۷
وعده‌ی ما نوک کوه بود؟!
جناب آقای زنوزی جلالی! باید اعتراف کنم که به نظرم جوابیه جنابعالی بسیار تندتر و حتا توهین‌آمیزتر از نوشته‌‌ای است که سعی در پاسخ به آن را دارید. پیش‌تر هم، این نوع ادبیات را در نوشته‌های شما تجربه کرده‌ام. یادتان هست پاسخ به نامه‌ای که سیدمهدی شجاعی برای احمددهقان نوشته بود
۱۳۸۵/۱۲/۰۸
زیستن در دامنه‌ی آتش‌فشان / به بهانه‌ی یک‌سالگی
آن‌که در دامنه‌ می‌زید، از "غفلت" می‌گریزد، نه از واقعیت. و چه واقعیتی عیان‌تر از گدازه‌های سرخی که هر لحظه، حیات او را تهدید می‌کند. در اینجا، غفلت، و لو برای لحظه‌ای، موجب هلاک است. و اگر نیک بنگری، خواهی دید که غفلت، فرصت "اندیشیدن" را از انسان امروز گرفته‌است.
۱۳۸۵/۱۲/۰۴
25سال جشنواره برای چی؟!
کیارستمی می‌گوید "راه‌ها" را ژاپن به من سفارش داد بسازم و گفت: "کشور تو در حال ساخت بمب! است، این فیلم را بساز تا یک نگاه انسانی به جهان داشته باشید و من هم قبول کردم."
۱۳۸۵/۱۲/۰۳

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
درشت‌نمایی مضحکه / محمدعلی علومی
آثار ارسکین کالدول به راحتی می‌توانند آثاری از خسروشاهانی و یا کیومرث صابری باشند. آثار ویلیام سارویان شباهت زیاد به آثار منوچهر احترامی و آثار جیمز تربر با آن فضاهای غریب و سوررئال می‌توانند آثاری از عمران صلاحی و یا غلامحسین ساعدی باشند... در تمام آثار ادبی ارزشمند روانکاری آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف و متضاد دیده می‌شود.
۱۳۸۷/۰۷/۰۶
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
داستان به مثابه‌ی "سلول بنیادین"
ما با تورم جشنواره‌های ادبی مواجهیم. این هم خودش شرح کشافی می‌خواهد که کسی که پول داشته باشد می‌تواند جشنواره تاسیس کند... داستان نوشتن مثل ساختمان‌سازی نیست که آجر را بگذاری و بالا برود. واقعاً بستگی به حال دارد... برای من مهم جایگاه شیخ فضل الله نوری و اتفاقاتی است که افتاد و مردمی که پای دارش آنگونه رفتار کردند.
۱۳۸۷/۰۵/۱۴
چوبک ‌سبک ندارد / محمد رضا بایرامی
از کارهای چوبک ما به یک کلیت نمی‌رسیم که بتوانیم آن را سبک تلقی کنیم... در کارهای ناتورالیستی‌اش زیاد می‌بینید که در آن سعی می‌کند زشتی‌ها، پلیدی‌ها، پلشتی‌ها و دردهای جامعه را نشان دهد. انگار دارد لجنی را به هم می‌زند که می‌داند به هم زدنش جز اینکه بوی تعفن را در فضا پراکنده کند، ویژگی دیگری ندارد.
۱۳۸۷/۰۵/۱۱
قصد قربت کن / امیر رضا ستوده
این آقا (امام) گفته که در خرمشهر بمانید و از شهر محافظت کنید. ما هم ماندیم و عراق حمله کرد و از این بابت قریب به نهصد هزار تومان ضرر کردیم و خانه و وسایل آن آسیب دیدند. لذا من از ایشان شکایت دارم... مگر من اصول دین مردمم که هر جا و هر کسی با من مخالفت کرد، دینش تباه شود.
۱۳۸۷/۰۴/۲۵
حکمت‌مظلوم‌صدرایی/ حسن فتحی
تاریخ نگاران، فقط روزشمار زندگی شاهان را نوشته‌اند و حتی به تعداد بیماری یبوست آنها نیز اشاره کرده‌اند، اما درباره‌ی زندگی دانشمندان و اهالی علم و فن بیش از چند سطر و یا نهایتا چند صفحه ننوشته‌اند؛ زیرا تاریخ‌نگاران بیش از هرجا در کانون‌های قدرت متمرکز بوده‌اند و درباره‌ی قدرت‌مداران نوشته‌اند؛ نه درباره‌ی حقیقت‌مداران.
۱۳۸۷/۰۳/۰۸
اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
مافیای دولتی نشر / محمدرضا حدادی
وزارت فرهنگ فقط در سال گذشته نزدیک به 270 میلیارد تومان بودجه داشته است؛ سازمان تبلیغات اسلامی بین 20-17 میلیارد تومان ...چرا نباید ناشرین رتبه‌بندی شوند؟ آیا هرکسی باید حق انتشار فرهنگ لغات داشته باشد؟ آیا هرکسی باید حق انتشار کتب دینی را داشته باشد؟ آیا هر کسی باید حق ترجمه‌ی کتاب داشته باشد؟!
۱۳۸۷/۰۱/۱۸
7‌هزار‌نفر عضو داشتیم/ امیرحسین فردی
ماموریت ‌بهزاد، قصه گفتن برای بچه‌ها بود. او هم به رسم پرده‌خوانی و دراویش؛ در نقش چند شخصیت، قصه را اجرا می‌کرد. استقبال آنقدر زیاد بود که در کتابخانه برای بچه‌ها جا نبود؛ با این حال بزرگترها هم گاهی سرک می‌کشیدند. موقع قصه‌گویی واقعا نقش بازی می‌کرد و بچه‌ها را به قصه و کتاب علاقمند می‌کرد.
۱۳۸۶/۱۲/۱۶
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خبر آوردند که حاکم قم را که به حکم رشاء از حکومت ساقط کرده بودم، به فرمان شما و به خاطر عمه‌جان حضرتعالی به حکومت باز گرداندند. فرمودم که او را دست بسته به تهران بیاورند تا به حضرتعالی گفته باشم، حکومت را به توصیه عمه و خاله نمی‌توان اداره کرد.
۱۳۸۶/۱۰/۰۴
حرف‌هایم را در شعرهایم می‌زنم / قیصر امین‌پور
قرار نیست ما از جوان‌ها انتظار داشته باشیم همه "علی معلم" باشند. آنها بایستی شروع کنند و تمرین کنند. باید قواعد را یاد بگیرند. محتوا خودش در اثر تفکر و رشد پیش می‌آید.
۱۳۸۶/۰۸/۱۰
ممیزی در اتاق تاریک یا داستان سانسور
این تاریکی و عدم شفافیت که "بی‌تردید" موجد و موجب فساد است؛ سال‌هاست که گریبان فرهنگ ما را گرفته است و ظاهرا هم کسی نمی‌خواهد به داد آن برسد. برخورد‌های سلیقه‌ای، رشد نشر زیر زمینی و از همه ‌مهم‌تر عدم امکان ارزیابی و نظارت به دلیل وجود نداشتن آئین‌نامه‌های شفاف و جامع و خلاصه بی‌قانونی، همگی حاصل این تاریکی است. آنچه می‌آید قرار "بود" اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک بررس کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد...
۱۳۸۶/۰۸/۰۶
وقتی همه شاعر می‌شوند / گفتگو با علی معلم دامغانی
می‌توانیم نا امید نباشیم، بخصوص اگر زحمتی کشیده شود و کسی زمینه‌ای برای "بیداری" فراهم کند. ابزار رسانه‌ای امروز تبدیل به اسباب‌بازی‌ای شده که انسان بیشتر با آن وقت می‌کشد. ابزاری که می‌توانست با جاذبه‌هایی که دارد، بیدارکننده باشد، تبدیل به ابزاری برای خواب کردن مردم شده است.
۱۳۸۶/۰۷/۱۱
روشنفکر باید ملاک بسازد / گفتگو با ‌جلال آل‌احمد
نه می‌خواهم چیزی بسازم-- دیگه روحیه‌ی پیغمبریم رو خوش‌بختانه از دست دادم، با از حزب در‌آمدن‌هایم -- و نه می‌خواهم دنیا رو عوض کنم -- با از سیاست در‌آمدن‌ها -- ما می‌خواهیم با هر آدمی در درون خودش، در تنهایی خودش، طرف بشیم.
۱۳۸۶/۰۶/۲۵
در برابر تحقیر رسانه‌ای / بیژن نوباوه
به ما ویزای "سی 2" می‌دهند؛ ویزایی که برای کارکنان و خدمه‌ی کشتیرانی و یا خدمه‌ی هواپیما صادر می‌شود. خبرنگاران ما در آمریکا بیش از 25مایل نمی‌توانند از محل اقامتشان فاصله بگیرند. با هیچ دستگاه دولتی آمریکا حق گفتگو ندارند. اجازه‌ی ورود به واشنگتن‌سیتی ــ پایتخت ــ و اجازه‌ی تهیه گزارش از کنگره‌ را هم ندارند.
۱۳۸۶/۰۵/۱۷
ما اصلا روشنفکر دینی نداریم!
روشنفکر برای ایجاد تحول باید بتواند یک فکر را جایگزین فکری دیگر کند. همیشه هم معنی فکر این نیست که موجودی گذشته را از بین ببریم... در حالیکه در جامعه‌ی ما معمولا روشنفکری را با مبارزه اشتباه می‌گیرند و فکر می‌کنند که هرکس با دولت مبارزه کند، روشنفکر است
۱۳۸۶/۰۵/۰۸
"ماهی" در ماهی‌تابه / یک ناشر
طیف کتاب‌خوان بزرگ‌سال ما در اقلیت است و اگر بخواهیم کتاب‌خوان کتب بزرگسال داشته باشیم، مطمئنا باید از میان کودک و نوجوان صید کنیم... این حمایت از نشر و فرهنگ و قلم را باید بردارند؛ هر کس توانست، کار کند؛ هر کس نتوانست به سراغ شغل دیگر خواهد رفت.
۱۳۸۶/۰۴/۰۶
ما بی‌عرضه‌ایم!
fax News، NBC ،CBS و AP و... خیلی راحت و آزادانه در ایران در حال تهیه‌ی گزارش و مصاحبه برای تشویش افکار عمومی جهان هستند؛ ولی ما همچنان بایکوت هستیم. این ماجرای دردآور همچنان، مسکوت مانده و مشمول مرور زمان شده و با یک تعارفاتی برگزار و از آن عبور می‌شود.
۱۳۸۶/۰۳/۲۶
معتقد به تبلیغات نیستم
آقای جلیلی مختارند. می‌توانند انتخاب کنند و برگردند و ادامه کار بدهند و می‌توانند ادامه ندهند. ولی ما نشریه سوره را ادامه می‌دهیم. کما اینکه دیدید شماره سی‌ام هم منتشر شد و شماره جدید هم همین روزها منتشر خواهد شد.
۱۳۸۶/۰۲/۲۳
نقشه‌ای برای تولید آثار فاخر دینی و ملی نداریم
استناد به خواب و رویا، احضار روح، ملاقات با ائمه و... از جمله موضوعاتی است که امروز دستمایه سودجویانی شده که همخوانی ذاتی این موضوعات با فطرت را به عنوان کلیدی راه‌گشا! برای حضور بازاری در جامعه‌ی نشر و کسب سودهای کلان شناخته‌اند.
۱۳۸۶/۰۲/۱۸
از این روزهای نادر / گفت‌وگو با همسر "نادر ابراهیمی"
همسر و همراه آدمی پر شر و شور بودن، لذت‌بخش است؛ اما سخت هم هست. وقتی همسر کسی که چند فرزند دارد، به خانه بیاید و بگوید: «اخراج شدم»، چه حالی به انسان دست می‌دهد؟
۱۳۸۶/۰۱/۱۹
اصلاحات اضطراری در شورای عالی انقلاب فرهنگی / حسن رحیم‌پور ازغدی
مطمئنا مهندسی فرهنگ به این معانی نیست: اضافه کردن به قطر نهادهای رسمی، تار تنیدن در اطراف گروههای مرجع در جهت غیر مسئول دانستن آنها، نفی تحول، توزیع افتخارات بر اساس منافع و یا گروه حاکم.
۱۳۸۵/۱۲/۱۲
مظلوم‌ترین پیامبر
در مقایسه‌ی میان کارنامه‌ی ادبی و هنری مسلمانان در معرفی پیامبر(ص) با تلاش پیروان ادیان دیگر به خصوص مسیحیت در معرفی پیامبرشان، می‌توان نتیجه گرفت که ما مسلمانان در این زمینه دچار تنبلی و کم‌کاری و سهل‌انگاری وحشتناکی بوده‌ایم.
۱۳۸۵/۱۱/۱۹
حسینیان: ما تنبلیم!
مصدق آخرین نفری بود که به آیت‌الله کاشانی و یارانش اضافه شد. اگر شما مذاکرات کمیسیون نفت را که در سال 1329 ثبت شده؛ و نطق‌های مصدق را نگاه کنید می‌بینید که مصدق تا اواخر جزء مخالفین ملی شدن است! استدلال حقوقی هم می‌کرد که: «قرارداد دو جانبه است، نباید یک طرفه نقض شود»
۱۳۸۵/۱۰/۲۳

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب