به اولین و بزرگترین مرجع تخصصی اطلاع رسانی و نقد کتاب، خوش آمدید • یک ذره عمل بهتر از یک خروار وعده و وعید است • خوشبخت کسی است که دو چیز داشته باشد: کتاب‌های خوب و دوستانی که اهل کتاب باشند. ویکتور هوگو •

کتاب نیوز  شناسنامه
 » نقد و نظر
تفاوت قصه و تاریخ
قصاصان از روزی بازارشان گرم شد که ترسایی به نام "تمیم‌داری" که قصه‌گویی را از سرزمینهای مسیحی آموخته بود از خلیفه دوم اجازه خواست در مسجد رسول خدا (ص) برای مردمان قصه بگوید و او و دیگر قصاصان ناچار شدند اسرائیلیات را نیز وارد قصه‌هایشان کنند.
۱۳۸۵/۰۱/۱۴

بایگانی  
تنبیهی برای شرق و غرب/ عبدالله جوادی آملی
گاهی انسان با توپ و گوی و چوگان بازی می‌کند، گاهی با اندیشه‌های غیر عقلی و مخالف وحی بازی می‌کند... "لَعب" را از آن جهت لَعب گفتند که ریشه لغوی‌اش لُعاب است ؛ لُعاب همان آب دهان است که هیچ کس با آب دهان سیراب نخواهد شد.
۱۳۸۸/۱۰/۱۴
ارباب ‌و رعیت‌فرهنگی / عبدالله‌جوادی‌آملی
بعد از اینکه کسی آدم شد، حرف او می شود "بیان"... «بَهیمه» را که بَهیمه گفتند، چون حرفش مبهم است؛ حرفی برای گفتن ندارد... اگر کسی بخواهد مردم را به خود دعوت کند، بگوید: رأی من این است، تابع رأی من باشید؛ این یک ارباب و رعیتی فرهنگی است که منحوس است... شما اگر عالم ربانی نشدید، با مردم کوی و بازار فرقی ندارید! فقه فروشی کردید، فلسفه فروشی کردید،‌ تفسیر فروشی کردید... اگر کسی فخر کرد که من مقلّدم، خُب این چه فخری است عوامانه زندگی کردن؟!
۱۳۸۸/۰۸/۲۷
مرد درد / محمدرضا ترکی
واژه‌هایی چون درد و رنج بی‌آن که از طراوت و سرزندگی شعر بکاهند، از کلمات پر بسامد در شعر قیصر امین‌پور هستند... قوم و خویش من همه از قبیله غم‌اند/ عشق خواهر من است، درد هم برادرم... بی‌آن که هرگز از مزایای انتساب به جریان شعر انقلاب، کیسه‌ای دوخته یا منفعتی برده باشد در معرض تهمت‌های مدعیان روشنفکری قرار داشت.
۱۳۸۸/۰۸/۱۰
آقای رهگذر! من نوجوانم / مهدی آذر یزدی
در سال 47 آقای عباس پهلوان در مجله فردوسی بنده را مفتش تامینات و پرونده‌ساز نامید و یک صفحه "هجوم فرهنگی" کرد. چون... وقتی "گربه تنبل" را ارشاد اجازه‌ی چاپ نداد؛ اصلا فلج شدم و هرچه کار نیمه کاره داشتم کنار گذاشتم... گربه تنبل صد در صد به نفع رژیم حاضر بود. وقتی آدم می‌بیند دستگاهی از تشخیص اینکه چه چیز به نفع دستگاه است؛ عاجز باشد، دچار حیرت و تعجب می‌شود و از همه چیز مایوس...
۱۳۸۸/۰۷/۰۹
‌عامه‌پسند می‌نویسم / اومبرتو اکو
خوانندگانی که کتاب را می‌خوانند تا ببینند در آن چه اتفاقی می‌افتد و خوانندگانی که به عقب باز می‌گردند یا بازخوانی می‌کنند... خواننده باید یاد بگیرد که وقتی می‌خواهد از کوه بالا برود چطور نفس بکشد... خب،‌ می‌خواهی در این بازی شرکت کنی؟ تو دوست من هستی و ما با هم حرکت می‌کنیم.
۱۳۸۸/۰۷/۰۹
دانشگاه مرا اسیر کرد / میخائیل گورباچف
حتی در تاریک‌ترین سالهای استالینیسم، نبض زندگی عمومی می‌زد... حالا متوجه می‌شدم دانشگاه ـ استادان و دانشجویان هر دو ـ از نزدیک تحت مراقبت بود... کوچکترین انحرافی از خط رسمی، هر تلاشی برای زیر سؤال بردن چیزی با پی‌آمدهای توبیخی و یا حداقل انتقاد در گردهمایی حزب، همراه بود... وقتی به رهبران محلی نگاه می‌کنی هیچ‌چیز برجسته‌ای نمی‌بینی جز شکم‌شان، اما چه اطمینان به خودی، چه اعتماد به نفسی، چه تواضعی و چه لحن میهن‌پرستانه‌ای!
۱۳۸۸/۰۷/۰۷
آیا موج‌سواری پایان می‌پذیرد؟ / عماد افروغ
سخنان رهبری می‌تواند گام بلندی در جهت ایجاد وحدت باشد... اما گروه‌هایی که در پی اختلاف افکنی‌اند و تنها درصدد پیشبرد اهداف و منافع خودشان هستند در فرصتی دیگر باز موج سواری کردند و رفتارهای نادرست‌شان را تکرار کردند... امام بزرگوار نیز گفته‌اند «همه باید نظرشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند... این موافق هر که باشد، باشد. مخالف هر که هم باشد، باشد.»
۱۳۸۸/۰۶/۳۱
نفرین امیر المومنین(ع) / عبدالله جوادی آملی
"فقر" با "فرهنگ" درگیر است، نمی‌گذارد فرهنگ به جا باشد؛ اصلا فرصت فکر نمی‌دهد!... بیان نورانی سیدالشهداء این است که: بعضی‌ها اسلام‌شان "آدامسی" است!... خدای ناکرده اگر مردم اسلام آدامسی را تف کردند و انداختند دور، چه بکنیم ما؟! ... فرمود: کشور آب داشته باشد، خاک داشته باشد، آدم نتواند مدیریت بکند؛ فابعده الله.
۱۳۸۸/۰۶/۱۷
این هرج و مرج زیبا / زهیر توکلی
در «خسرو و شیرین»، ما با شبحی از یک داستان عشقی طرفیم... تنها سوداوه است که به سیاوش، عشق می‎ورزد و از آن‎ سو، سیاوش از همان ابتدا از او خوشش نمی‎آید و بدو بدگمان است، زیرا او دختر شاه هاماوران است... تهمینه جدا از شیفتگی به رستم، آرزوی مادری کردن برای پسر رستم را دارد، پسری که چون او باشد.
۱۳۸۸/۰۶/۰۵
شیوع آنفلوآنزای اخلاقی / محسن حدادی
"درباره الی ..." زنگ خطری را به صدا در می‌آورد... تصویر شیوع گسترده آنفلوآنزای اخلاقی در کشور، تصویر بزرگ‌ترین گناه کوچک شمرده شده جامعه یعنی دروغ، تصویر توجیه هدف با هر وسیله، تصویر بقا به شرط فناء دیگران، قاب‌هایی ناب از زندگی پر از تزلزل مردمانی که "فرهنگ، گمشده زندگی‌شان شده است" و "دروغ" جزئی از زندگی.
۱۳۸۸/۰۵/۲۶
وقتی فوتبال نفتی می‌شود / رضا امیرخانی
رئیسِ ورزش می‌تواند قبلِ خوابِ قیلوله که از استحبابات است، شیرِ نفت را جوری بپیچاند که گوشِ مدیر و هوادار و باش‌گاه شش دور بپیچد، خیلی سهم‌گین‌تر از ضربتِ شش‌تایی‌ها!... حالا همین علیِ پروین، عاقبت بعد از سه دهه از گذشتِ انقلابِ اسلامی می‌فهمد دولت بازی را در دست گرفته است. نه پرسپولیسی مانده است و نه تاجی.
۱۳۸۸/۰۵/۱۴
رمان "با ادب" نداشتیم / زهیر توکلی
جایزه کتاب سال شعر این انجمن، به چیزی در حد «خلاصه جایزه کتاب فصل» تنزل یافت... آیا انجمن قلم یک نهاد غیردولتی نیست؟... داوران در بخش داستان، "آوای نهنگ" اثر احمد بیگدلی، "بیوتن" اثر رضا امیرخانی و "شماس شامی" اثر مجید قیصری را، حتی برای دریافت لوح تقدیر هم قابل ندانستند... این دعوا، دعوای یک بچه مسلمان با دو نفر لائیک نیست.
۱۳۸۸/۰۵/۰۴
نشانه‌های بی‌خویشاوند/ ندا کاووسی‌فر
آیا ارمیا شخصیت تراز انقلاب اسلامی، یک حزب‌اللهی متعهد است؟ ... آیا ارمیا یک عارف شوریده سر است؟‌ باز هم پاسخ منفی است... ارمیا یک شخصیت نهیلیست، هیچ‌انگار است... حضور مداوم نویسنده در متن با مطول کردن داستان از ‌ایجاز آن کاسته است...
۱۳۸۸/۰۳/۱۷
از "رام محمد توماس" تا "جمال مالیک"
نام شخصیت اصلی را از "رام محمد توماس" به "جمال مالیک" تغییـر دادنـد و با این کار اندیشه و نیت نویسنده را که قصد داشت قهرمانش هم هندو، هم مسلمان و هم مسیحی به نظر آید... من تجربه‌های دست اول و بی‌واسطه‌یی از شرط‌بندی کریکت یا تجاوز و قتل ندارم. آیا رئیس گداهایی وجود دارند که کودکان را کور می‌کنند تا آنها را هنگام گدایی در خیابان‌ها تاثیرگذارتر کنند؟ شاید این افسانه‌یی مربوط به شهر باشد؛ اما برای داستان من مفید است...
۱۳۸۸/۰۲/۲۸
مرجع تحقیق و نه تقلید / محمد اسفندیاری
مراجع تحقیق در همه رشته‌های علوم دینی، جز فروع دین، تحقیق می‌کنند؛ قرآن، حدیث، تاریخ کلام، عرفان و ... مخاطب مراجع تقلید، مقلدان هستند و حاصل کارشان، رساله عملیه است اما مخاطب مراجع تحقیق، محققان هستند و ثمره کارشان، رساله علمیه است.
۱۳۸۸/۰۲/۱۵
ژانرهای متفاوت در آثار استر / الاهه دهنوی
اصطلاح فراداستان را به آن دسته از آثار داستانی اطلاق می‌کند که "آگاهانه و نظام‌مند" توجهات را به وضعیت تصنعی خود جلب می‌کند تا رابطه‌ی میان داستان و واقعیت را به سؤال بکشد . به عبارتی، داستان بودن خود را به رخ خواننده می‌کشد.
۱۳۸۸/۰۲/۰۹
برای چه می‌نویسم؟ / مهدی اخوان ثالث
می‌بینم و می‌دانم که تا نیرویی و توانی در تن و جان دارم، بایدم کرد، نبرد؛ باید ای مرد، نبرد و چنین بوده است تا کنون که همیشه دشمنی پیش رو و انگیزه‌ای برای درگیری و گلاویزی داشته‌ام و دارم... من از شما نیستم از جنس و جنم شما نیستم...
۱۳۸۸/۰۲/۰۲
سه زن، سه مرد / معصومه افشاری
کیانی با وجود نابینایی، همیشه از پروانه می‌خواهد که در مقابل او آرایش کند... یاد رفتار زنی می‌افتادم که توانسته بود وجود خود را مثل یک تومور مغزی در سر من جا کند و زندگی مرا با ترشحات سمی خود چنان آلوده کند؛ که حاصلش احساس اندوهی جانگداز است.
۱۳۸۷/۱۲/۲۱
نواندیشی و بازاندیشی در دیوان بیدل/ محمدکاظم کاظمی
پژوهشهای بیدل‌شناسان افغانستان تاکنون بیشتر بر زندگی و آثار و نیز شرح شعرهای او بر مبنای عرفان و تصوّف متمرکز بوده است و پژوهشهای بیدل‌شناسان ماورأالنهر هم بر تبیین تفکراتش بر مبنای آموزه‌های مارکسیستی‌. در این میان‌، جای هنر بیدل خالی بوده است و این است کانون توجه جناب دکتر شفیعی.
۱۳۸۷/۱۲/۱۵
نویسنده‌ای که "کمی" شیطان است/رضا امیرخانی
پوشیدنِ ردای تحقیق متدلوژیک بر اندامِ لمپنیزم، بسی موهن‌تر از دشنامی است که از دهانِ یک لمپن خیابان‌گرد بیرون می‌آید... فتوای قتل رشدی به دلیل "ساب‌النبی" صادر شده بود، نه بر مبنای ارتداد... آن‌هم در روزگاری که هر سریالِ تلویزیونی در هر شبکه‌ای جرات می‌کند به مقدساتِ مسیحیت و سایرِ ادیان توهین کند.
۱۳۸۷/۱۲/۰۷
هندسه‌ی معرفتی فردید/ عبدالحسین خسرو پناه
نمی‌توان غرب را تکه تکه کرد، یا باید همه‌ی غرب را تأیید کنیم یا همه‌ی غرب را رد کنیم... فردید، بیش از آن که فیلسوف ایجابی باشد؛ فیلسوف سلبی است... به طور کلی فردید با طرفداران جامعه‌شناسی پوپر، شریعتی، سید قطب، طالقانی، مرحوم مطهری و ... مخالف است.
۱۳۸۷/۱۲/۰۳
رمان با طعم باقلا
هیچ رمان خوبی نیست که خوانده نشود و مردم آن را تشویق نکنند. جریان گل‌خانه‌ای البته چیزهای دیگری خواهد گفت، کتاب‌های دیگری را برای جوایز انتخاب خواهد کرد و از پولِ پیرزن فقیر بشاگردی، کتب منتسب به جریان خود را برای کتاب‌خانه‌های عمومی خواهد خرید!
۱۳۸۷/۱۰/۲۵
40سال ذلت / استاد شهید مرتضی مطهری
همین‏ علی بن ابیطالب که ما اظهار تشیع او را می‏کنیم و نسبت به او حساسیت‌های‏ بی‌معنی و دروغین نشان می‏دهیم فرمود: اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد، سزاوار است و مورد ملامت نیست... شمر 1300 سال پیش مرد، شمر امروز را بشناس... الآن فقط یهودیان مقیم امریکا روزی یک میلیون دلار به اسرائیل کمک می‏کنند.
۱۳۸۷/۱۰/۱۱
دستم به نوشتن نمی‌رود / احمد محمود
معلوم نیست کدام شیر پاک خورده‌ای، همسایه‌ها را به تعداد وسیع افست و توزیع کرد... رادیو مسکو گفت که همسایه‌ها در شوروی در 50 هزار نسخه چاپ و منتشر شده است و در یک هفته نایاب گردیده است... واقعا که نویسنده توی مملکت ما باید پوستش از پوست کرگدن کلفت‌تر باشد تا بتواند نوشتن را ادامه بدهد.
۱۳۸۷/۱۰/۰۸
کدام فرایند تکامل؟ / عبدالله ایماگر
«من که کتاب را کامل نخوانده‌ام ولی می‌گویند وجود امام زمان را زیر سؤال می‌برد و ...». سید حسین‌مدرسی مقدمه‌ای کوتاه بر ترجمه‌ی فارسی کتاب نوشته به نام «حکایت این کتاب». او آگاه از بلواهایی که به پا خواهد کرد، تلاش کرده تا از هرگونه آشوب غیر علمی جلوگیری کند که البته نتوانسته است.
۱۳۸۷/۰۹/۱۳

بایگانی  
حرف‌هایی‌‌که‌‌ شنیده ‌‌نشد/ محمد نوری‌زاد
روزمرّگی بختکی نیست که از آسمان فرود آید... بلکه حاصل قرار گرفتن آدمهای کم بنیه، کم هوش، کم رمق، کم انگیزه، ترسو، و البته پرمدعا بر برخی از منصب‌های مدیریتی‌است... مگر نه اینکه استعدادهای بی‌فرهنگی موجود، فارغ از برنامه‌های جورواجور ما و در زیر لایه‌های زیرین جامعه، سر به کار سامان خود داشته‌اند، در حالی که ما مصرانه، اصرار بر ندیدن و بحساب نیاوردنش داشته‌ایم؟
۱۳۸۸/۱۱/۲۰
چگونه نقد کتاب بنویسیم / یونس شکرخواه
شما را راضی کرد؟ چرا بله و چرا خیر؟ آیا دلایل و مستندات نویسنده در خدمت نتیجه‌گیری او هست؟ آیا کتاب، اندیشه شما را به چالش طلبیده است یا دانش شما را بالا برده است؟ یا اینکه نویسنده صرفا آنچه را که شما می دانسته‌اید، به شکل دیگری عرضه کرده است؟ آیا خوندن این کتاب را به دیگران توصیه می‌کنید؟ به چه کسانی؟
۱۳۸۸/۱۰/۲۰
عشق چیست؟ / غلامرضا اعوانی
نشانه‌های عشق تحیر است و در مقامات عرفانی وادی حیرت از مقامات سلوک و شرط لازم برای وصول به مرتبه فناست...مولانا عشق را «اصطرلاب اسرار خدا» می‌خواند. غایت و نهایت عشق وصول به حضرت حق است... نمونه اعلای عشق، سرور کائنات رسول خداست که از فرط ظهور عشق به «حبیب‌الله» مفتخر شده است.
۱۳۸۸/۰۹/۲۸
فرهنگ، شعار و تهاجم / جمشید غلامی‌نهاد
فرهنگ در "پندار" و "کردار" جاری است، اما شعار تنها در "گفتار" جریان دارد... اگر همگان گفتند: دروغ بد است. ولی این "همگان"رفتارشان آمیخته با دروغ است، باید گفت "دروغ" فرهنگ، و "مذمت دروغ" شعار آن جامعه است... کم‌خطرترین نوع تهاجم فرهنگی، تهاجم خارجی و پرخطرترین نوع آن تهاجم داخلی به فرهنگ است.
۱۳۸۸/۰۹/۲۱
هشت گرگ گرسنه! / حسین انتظامی
روزنامه و روزنامه‌نگار دائماً درحال تاثیرپذیری متقابل از یکدیگرند... مدیریت فقط دستور دادن نیست؛ تعامل و اقناع هم هست... ما روزنامه نگاران با این تهدید مواجهیم که دریاهایی به عمق یک سانتیمتر شویم. بنابراین مطالعه‌ی مستمر و ژرف کاوی در حیطه‌های خاص از الزامات کار ماست.
۱۳۸۸/۰۹/۰۵
رمانس؛ ژانر نویسندگان خواننده ساز/ فتح‌الله بی‌نیاز
در بسیاری از جلسات برای تحقیر یک متن ادبی ایرانی «آن را شبیه آثار دوما یا هوگو» می‌خوانند... رمانس چیست؟ داستان‌هایی که نویسندگان رمانتیک می‌نویسند؛ یا داستان‌های عاشقانه یا داستان‌های عامه پسند؟!
۱۳۸۸/۰۹/۰۱
کتاب قانون، مسافران و فهم فرهنگی مدیران
فیلم، نمایش رفتارهای ناپسند و ناهنجاری است که امروز در جامعه "عادی" شده و گاه از مرز عادت گذشته و به پوشه "ضروریات حیات اجتماعی" ما پیوست شده است... "رامبد جوان" هم ناپسندترین رفتارهای عادی شده مردم و مسئولان را طوری از امواج جعبه جادو به خانه‌های ما رسانده که می‌خندیم و همزمان سرمان را به علامت تاسف و قبول آن واقعیت تلخ تکان می‌دهیم.
۱۳۸۸/۰۸/۲۱
انقلاب مخملی یا ‌رنگی؟ /حسن‌بهشتی‌پور
برای اولین‌بار واژه انقلاب مخملی درباره حرکت گسترده مردم در کشور چکسلواکی در 1989 توسط "واسلاو هاول" بکار گرفته شد... انقلاب مخملی با انقلاب رنگی از جنبه‌های مختلف با هم تفاوت اساسی دارند... در مورد انقلاب‌های رنگین در صربستان و سایر کشورهای برجای مانده از شوروی، بر اساس قرائن و شواهد آمریکا راساً وارد عمل شد.
۱۳۸۸/۰۵/۲۱
اسطوره‌‌ای به نام ماتسوشیتا / محمدرضا اسلامی
پس از سی سال صرف وقت در احداث کارخانه‌های متعدد و غلبه بر تمام مشکلات، با جنگ جهانی دوم مواجه شده و به اجبار در حمایت مالی از دولت میلیون‌ها ین ضرر می‌دهد... پس از پایان جنگ و اشغال ژاپن توسط متفقین نیز به دلیل حمایت مالی از دولت ژاپن در طول جنگ، در لیست سیاه قرار گرفته و کلیه اموال و کارخانه‌های وی ثبت و ضبط شده و خانه‌نشین می‌شود!
۱۳۸۸/۰۴/۲۶
کتاب‌هایی که می‌خوانم / رضا امیرخانی
عادتی قدیمی دارم که راجع به هر کتابی که می‌خوانم، دستِ کم یک خط بنویسم. این عادت بر می‌گردد به دورانِ نوجوانی که مسلمان‌تر بودیم، اهلِ حاسبوا قبل ان تحاسبوا که با علایقِ ریاضی‌مان قاتی شده بود و تعدادِ صفحات خوانده شده در ماه را جمع می‌زدیم و خودمان با خودمان هر ماه مسابقه می‌دادیم!
۱۳۸۸/۰۴/۲۰
یک کریستف کلمب / نجف دریابندری
در هفدهم سپتامبر، هیئت اعزامی یک خرچنگ زنده از دریا گرفت. روز نوزدهم یک مرغ سقا آمد روی عرشه‌ی کشتی نشست. در روز بیستم چیزهای عجیب و غریبی دیدند و بالاخره روزی از روزها به جزیره‌ای رسیدند که خیال کردند جزیره‌ی "گواناهانی" است، چون که ساکنان آن مرتب می‌گفتند: "گواناهانی! گواناهانی" به این مناسبت کریستف کلمب اسم جزیره را گذاشت جزیره "سان سالوادور".
۱۳۸۸/۰۴/۱۱
قدری ‌مهربان‌تر / مجتبی ‌راعی
وقتی مردم می‌بینند تعدادی آشوبگر که به قول شما طرفداران آقای موسوی هم نیستند، از طرف سیما بارها و بارها پخش و محکوم می‌شود، ولی حمله‌ی سراسر خشونت به دانشجویان مسکوت گذاشته می‌شود، چه احساسی به اصل نظام پیدا می‌کنند!؟... کاربرد این ادبیات فضایی ایجاد می‌کند که اقلیت هیچ‌گونه حقی ندارد و این باعث می‌شود بعضی سرخورده و به رسانه‌ی بیگانه پناه ببرند.
۱۳۸۸/۰۴/۰۷
شاخص تشکیلات اسلامی / شهید دکتر بهشتی
تشکل باید پاسدار ارزش ها باشد، نه پاسدار "خود". نگهبان ارزش‌ها باشد، نه نگهبان خود... آیا هیچ وقت دور هم جمع می‌شوید بگویید این یک هفته نقایص و عیب کارم این بود. این کار را می‌کنید یا خیر؟ ... بچه مسلمان‌ها به انضباط مقدار کمی بها می‌دهند.
۱۳۸۸/۰۴/۰۶
هنر ویترین‌ آرایی / محمد یراقچی
ویترین نمادی از تفکر و تجسم فکر حاکم بر فروشگاه است... خلاقیت یک کتابفرویش در چیدمان ویترین، زمانی عیان می‌شود که در تنوع مطالب و مظاهر مختلف کتاب‌ها نمونه‌ای از هر نوع (ژانر) کتاب در ویترین عرضه شود... البته فضای کتابفروشی نباید به آرامگاه شباهت داشته باشد!
۱۳۸۸/۰۴/۰۴
عمر سعدها و انقلاب / حسن طاهری
ترویج فرهنگ جبر و سکوت و تسلیم؛ غارت بیت‌المال و صرف آن در راه منافع و امیال شخصی؛ به کار گماردن عناصر نالایق و فاسد، تنها به دلیل «اُموی» بودن و رابطه‌ی فامیلی؛ حیله‌گری و تزویر و تبلیغات دروغین... آنان پیش از آنکه به معیار حق عمل کنند، به سردسته‌ی حزب یا رییس قبیله‌ی خویش می‌نگرند.
۱۳۸۸/۰۴/۰۱
افست شده بعد از سه دهه / ابوالحسن مختاباد
این از عجایب است که کتاب آقای آدمیت، که حتی در دوره‌ی اصلاحات هم مجوز انتشار نگرفت، در دولت‌آقای احمدی‌نژاد مجوز انتشار بگیرد... ناشر به خواننده به زبان بی‌زبانی می‌گوید: "این همان کتابی است که 35 سال قبل منتشر شد و ما هم دستی به آن نزدیم و ارشاد هم تغییرش نداده است."
۱۳۸۸/۰۳/۳۰
شما در زباله‌دان تاریخ / عبدالله جوادی ‌آملی
این چنین نیست که اگر کسی خواست خدای ناکرده از راه خلاف به مقصد برسد، خدای غیور صبر کند، این چنین نیست... حتی بدهای شما را هم با «یا ایها الذین آمنوا» می‌گویم، پرده‌دری نمی‌کنم، اسرار را فاش نمی‌کنم... من دین خودم را به دست شماها حفظ نمی‌کنم. شما را می‌برم در زباله‌دان تاریخ، یک عده انسان مؤمن را می‌آورم.
۱۳۸۸/۰۳/۲۱
شما که غریبه نیستید! / هوشنگ مرادی کرمانی
ما اندرونی و بیرونی و حیاط خلوت داریم. سفره‌ی دلمان را پهن نمی‌کنیم. پول و عقیده‌ی سیاسی و مذهبی و نقشه‌ی زندگی‌مان را در صندوقچه‌ی سینه‌مان پنهان می‌کنیم که "نقطه‌ ضعف" دست هر کس ندهیم. نکند که روزگاری دست کسی بیفتد و پدرمان را دربیاورد؛ جوری که نتوانیم سرمان را بلند کنیم.
۱۳۸۸/۰۳/۲۰
حرمتی که شکست / سیدمهدی شجاعی
نگرانی من پدید آمدن این تعریف یا تلقی در ذهن مردم و بخصوص جوانترهاست که برای بدست آوردن مقام و قدرت و موقعیت یا حفظ آن - گیرم به قصد خدمت - توسل به هر شیوه‌ای مجاز است، حتی ارتکاب کبائری مثل دروغ و تهمت و هتک حرمت و حیثیت... نیازی به صبر کردن برای آینده نیست. همین حالا ظهور این امواج و گسترش آن و تخریب ناشی از آن به روشنی قابل رویت است.
۱۳۸۸/۰۳/۱۸
قصه، قصه‌ی دیگرى است.../محسن‌حدادی
هر حرفی را که گفته می‌شود به چشم نقد بنگرید، هرچه صاحب سخن بزرگ هم باشد، انسان نباید فورا حرف او را بپذیرد، بلکه باید به دقت بررسی کند. حرف مرا که می‌شنوید، تعبدی نپذیرید، فکر کنید، استدلال کنید.
۱۳۸۸/۰۳/۱۴
با حکم حل نمی‌شود! / محسن حدادی
40 سال پیش اولین ترجمه را از مرحوم محمد قاضی خواندم؛ گمان می‌کنم کتاب "مهاتما گاندی" اثر رومن رولان بود... اواخر دوران ریاست جمهوری در شیراز و در کنگره‌ی بزرگداشت حافظ، با او ملاقات داشتم، حنجره‌اش مشکلی پیدا کرده بود و با میکروفن صحبت می‌کرد...
۱۳۸۸/۰۲/۲۶
بی‌مایه حتی فطیر هم نیست/ حمیدرضا ابک
بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب، نمی‌دانم چندمین کارناوال فروش چیزهایی است که اسمش را گذاشته‌ایم کتاب. پادشاه عریان است اما کجاست کودک حلال‌زاده‌ای که فریاد عریانی او بردارد و خلایق را باخبر کند از اینکه مشکل از گیرنده‌های شما نیست، مشترک موردنظر لباسی بر تن ندارد.
۱۳۸۸/۰۲/۲۲
جادوگر به روایت شیفته‌ی تصادف/ جی‌جی بالارد
هر روز در راه مدرسه حمال‌های زیادی را در چندقدمی‌اش می‌دید که زیر فشار بار له می‌شدند و همین طور جنازه‌هایی که تازه سرد شده بودند... تاثیر دنیای مدرن- بزرگراه های بتونی، مرکز خریدها، برهنه‌نگاری و فناوری- بر روح و روان ما چه بوده است؟
۱۳۸۸/۰۲/۲۱
نه برای لقمه‌ای نان / محمدرضا اسلامی
ماتسوشیتا در 20 سالگی پس از چندین سال سیم‌کشی برق و در حالی که تنها چهار کلاس سواد داشت، کار خود را با "100 ین" سرمایه و با تاسیس یک کارگاه کوچک با کمک همسرش شروع کرد... آیا نگاه ما به زندگی صحیح است؟ آیا امثال ماتسوشیتا فقط در کتاب‌ها یا افسانه‌ها بوده‌اند؟
۱۳۸۸/۰۲/۱۰
اصلاح الگوی مصرف فرهنگ / محسن حدادی
تغییر الگوی مطالعه و افزایش ساعات آن در مدارس، استفاده از اوقات مرده‌ی مردم در قطار، مترو و اتوبوس، تصحیح الگوی خرید و مصرف زیرزمینی اقلام فرهنگی و جایگزینی آن با آثار فاخر و ارزان و در دسترس و... همه و همه در همین یک واژه‌ی "اصلاح" گنجانده شده است.
۱۳۸۸/۰۲/۱۰

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیش‌فروش می‌کردیم و بعد از انتشار 7 تومان می‌فروختیم... اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
سرّ نوشتن / محمدعلی اسلامی ندوشن
انسان هیچ نوشته‌ای را دوست ندارد، مگر آن که بتواند گوشه‌ای از گمشده‌ی خود را در آن پیدا کند... انسان باید وجدانش روشن باشد و از گذشته‌اش خجالت نکشد. کسانی که وجدان روشنی ندارند،‌حرف قابل گفتنی هم برایشان نیست... جلال آل احمد در "خسی در میقات" در جایی نگاهش به دختری می‌افتد و از زیبای‌هایش می‌گوید... همیشه دبیر فیزیک و شیمی محترم‌تر و ترس‌آورتر از دبیر ادبیات بود.
۱۳۸۸/۱۱/۱۱
از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
۱۳۸۸/۱۱/۰۶
آنچه دلم گفت بگو، گفته‌ام/ یوسفعلی میرشکاک
پنج شاعر بزرگ اگر داشته باشیم، اخوان و شاملو و فروغ و آتشی و... همین‎هایی که از این مملکت رفتند و حالا فحش می‎دهند. نان‎خور این طرف بودند... من قایل به چیزی به عنوان شعر انقلاب نیستم... ما در این مملکت طبق معمول، باندبازی هم داریم... برای پذیرفتن «من او» باید بخش‎های زیادی را حذف کرد... شمس لنگرودی شاعر نیست...
۱۳۸۸/۰۹/۱۰
یک جعبه‌ی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازه‌ی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته‌ دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکرده‌ام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشته‌ام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوستانم همان‌هایی هستند که پیشتـر بوده‌اند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
۱۳۸۸/۰۸/۲۸
دیدار با همسایه‌ی نیما / سیمین دانشور
نیما می‌رود و سه کیلو پیاز می‌خرد و آنها را برای عالیه خانم می‌آورد و به او می‌گوید: بیا عالیه. عالیه خانم می پرسد: این چی هست؟ نیما می‌گوید: پیازِ سفیدِ مازندرانی، خانمِ آلِ احمد گفته... نیما به موسی صدر حسودی‌اش شد. موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. من در رو باز کردم. گفتم تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید.
۱۳۸۸/۰۸/۲۵
انشاء‌الله اسفند 89 / امیر حسین فردی
جشنی که با جایزه 9میلیون تومانی یکی از گران‌ترین جوایز ادبی کشور محسوب می‌شود... تصور ما این است که همه نویسندگان و هنرمندان در تهران جمع شده اند؛ اصلا به فکر شناسایی و استعدادیابی نیستیم در حالی که استعدادهای خوبی در دوردست‌ها داریم...
۱۳۸۸/۰۸/۲۳
زندگی سراسر رنج است/مصطفی مستور
این‎ها حرف‎هایی هستند برای جامعه‎ای که از این تلاطم‎های سیاسی گذر کرده است و بخواهد زندگی کند. در متن زندگی است که این پرسش‌ها جدی می‌شوند... از ادبیات انتظار بزرگی ندارم... شاید از معدود لذت‌های نوشتن این باشد که بنویسی تا دیگران احساس کنند در زندگی تنها نیستند.
۱۳۸۸/۰۷/۲۶
مخالف را حذف نمی‌کرد / صادق طباطبایی
سعه‌ی صدر بسیار بالا و تحمل از ویژگی‌های ایشان بود. اصلا انگار ایشان بدگویی‌ها را نمی‌شنیدند... ما باید راه ناتمام سیدجمال را ادامه بدهیم. اما خطای سید جمال را تکرار نکنیم. سیدجمال می‌خواست با اصلاح سران مشکلات را حل کند. ما باید با مردم شروع کنیم.
۱۳۸۸/۰۷/۱۵
آیا فارابی منحل می‌شود؟ / اکبر نبوی
گاه دچار افراط و تفریط می‎شویم؛ یا فقط واقعیت را می‎بینیم یا آرمان را... نبود استراتژی فرهنگی، سبب غلبه‌ی روزمرگی بر رفتارهای مدیریت دولتی می‎شود... برای سیاستمداران در حوزه‌ی فرهنگ امکان آزمون و خطا مهیا ساختیم... مدیریت آقای شاه‎حسینی به‎گونه‎ای است که به نظر می‎آید قصد دارد فارابی را به تعطیلی بکشاند...
۱۳۸۸/۰۷/۰۴
فهم‌ناقص‌مدیریت‌فرهنگ / محمدمهدی عسگرپور
در وزارتخانه‌ای که حداقل، در لفظ بسیار مهم است... مدام تصور می‌شود که بزرگانی که نیروی محرکه‌ی ذهنشان مربوط به عرصه‌های دیگر است، در صورت مؤدب بودن! و داشتن تحلیلی (معمولاً جهت‌دار) از سابقه فرهنگی و هنری کشورمان، می‌توانند در مسندهای مهم فرهنگی و هنری مشغول فعالیت شوند...
۱۳۸۸/۰۶/۲۲
انتهای جاده‌ی مک‌کارتی / محمدرضا قلیچ‌خانی
این کتاب جزو رمانهای آخر الزمانی است، رمانهایی که به این مسئله می‌پردازند که اگر دنیا به آخر برسد چه اتفاقی می‌افتد... کل داستان پر است از صحنه‌های تکان دهنده و عجیب و غریب مثل برخورد پدر و پسر با گروهی که جنازه‌ی یک نوزاد را روی آتش گذاشته‌اند تا کباب کنند...
۱۳۸۸/۰۴/۱۷
شصت ‌‌سال ‌ترجمه / رضا سیدحسینی
آن موقع خیابان فروردین هنوز آسفالت نشده بود و بالاتر از آن هم فقط دانشگاه تهران قرار داشت و بعد هم جز بیابان چیزی دیگری دیده نمی‌شد... مادرم گفت این کتاب را تمام نکن چون می‌گویند اگر کسی امیر ارسلان را تمام کند سرگردان می‌شود. من هم تمامش نکردم ولی سرگردان شدم...
۱۳۸۸/۰۳/۰۴
ابوالمشاغل بازنشسته نمی‌شود/نادر‌ابراهیمی
مملکتی که 5‌هزار سال ادبیات داستانی دارد و پرقدمت‌ترین سرزمین ادبیات داستانی است؛ نباید امروز به خاطر دو تا خط و مرز غلط در جا بزند... بعد از انقلاب، داستان‌نویسی ما به دست همین مردم سپرده شده و داستان‌نویسان ما هم که وارد شده‌اند همه از میان همین مردمند.
۱۳۸۸/۰۱/۳۰
با کتاب ‌خبرنگار نمی‌شوید‌/احمد توکلی
فاصله‌ی بین مطالعه و عمل در روزنامه‌نگاری که یک کار ذوقی، ‌هنری و علمی است، زیاد است... برخی از همکاران ما احتمالاً در اثر یک اشتباه تاریخی به این وادی کشیده شده‌اند... الان شما نمی‌توانی به خبرنگارت بگویی "بالای چشمت ابروست!" اگر خبرش را کار نکنی، گریه می‌کند! قهر می‌کند... ساختار رسانه‌ای در ایران صدمه دیده است. برخی از مطبوعات در جایگاه حزب نشسته‌اند...
۱۳۸۷/۱۲/۲۹
قیمت‌های واقعی / فرهاد جعفری
"جومانجی" اگر زیر خروارها خاک هم باشد؛ عاقبت صدایش درخواهد آمد و شما را به خودش دعوت خواهد کرد... کار نویسنده‌ی خوب «تاب دادنِ خواننده» است. البته طوری که ازش لذت ببرد... سرزنش‌ها و ملامت‌ها را می شنوم و گوشم بدهکار این حرف‌ها نیست؛ چون: مگر «کافه‌پیانو» فقط کارکرد ادبی دارد؟! ... اگر رقابتی هم هست، بر سر بخش بزرگ‌تر و بیشتری از کیک‌ِ شیرین یارانه‌هاست...
۱۳۸۷/۱۱/۱۸
در ستایش داستان / فرانک اوکانر
نوشتن رمانی مانند «غرور و تعصب» کاری نیست که از دست یک فارغ‌التحصیل شکست‌خورده، یک شاعر شکست‌خورده، یک داستان کوتاه‌نویس ‌شکست خورده یا هر شکست خورده‌ی دیگری برآید. کار اساسی در رمان، خلق مفهومی از یک زندگی مداوم است. ولی در داستان کوتاه فقط اشاره‌ای به این زندگی مداوم می‌شود.
۱۳۸۷/۱۰/۲۱
فلسفه به روایت کربن/ انشاءلله رحمتی
او مسیحیت را به خوبی می‌شناسد و شناخت خوبی از فلسفه‌ی غرب دارد... کربن خود را مورخ فلسفه‌ی ابن‌سینا نمی‌داند، بلکه تلاش می‌کند تا به تعبیر خود ارتباطی وجودی با ابن‌سینا برقرار کند، یعنی می‌خواهد ببیند ابن سینا برای انسان امروزی چه حرفی دارد.
۱۳۸۷/۱۰/۰۲
از مافیا تا عشیره‌ به روایت شهبازی پسر
در دنیای امروز شخصیت‌هایی شبیه «کورلئونه» نمی‌بینیم... آدم‌هایی که عادلند و هدف‌شان تامین نان و احترام عشیره‌شان است، نه حرص زدن مثل یک حیوان و خوردن و نابود کردن با زور و حماقت و قصاوت... زمانی فلان لوتی معروف تهران حتی هنگام مستی هم در کوچه‌های تنگ وقتی زنی از روبرو می‌آمد پشت می‌کرد؛ نه الان که هر محله گله‌ی گرگ‌های خودش را دارد.
۱۳۸۷/۰۹/۰۲
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
۱۳۸۷/۰۸/۱۸
نسل دوم مهاجران / جومپا لاهیری
وقتی کسی به عنوان فرزند خانواده‌ای مهاجر در سرزمینی بیگانه بزرگ می‌شود، همواره معنای پدیده‌ای را که می‌توان بی‌ریشگی یا بی‌ریشه‌کردن خود نام گذاشت به‌خوبی درک می‌کند... من خود می‌دانستم که والدین‌ام چه کشیده‌اند و احساس بی‌ریشگی کاملا برایم ملموس و آشنا بود.
۱۳۸۷/۰۷/۱۷
درشت‌نمایی مضحکه / محمدعلی علومی
آثار ارسکین کالدول به راحتی می‌توانند آثاری از خسروشاهانی و یا کیومرث صابری باشند. آثار ویلیام سارویان شباهت زیاد به آثار منوچهر احترامی و آثار جیمز تربر با آن فضاهای غریب و سوررئال می‌توانند آثاری از عمران صلاحی و یا غلامحسین ساعدی باشند... در تمام آثار ادبی ارزشمند روانکاری آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف و متضاد دیده می‌شود.
۱۳۸۷/۰۷/۰۶
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
داستان به مثابه‌ی "سلول بنیادین"
ما با تورم جشنواره‌های ادبی مواجهیم. این هم خودش شرح کشافی می‌خواهد که کسی که پول داشته باشد می‌تواند جشنواره تاسیس کند... داستان نوشتن مثل ساختمان‌سازی نیست که آجر را بگذاری و بالا برود. واقعاً بستگی به حال دارد... برای من مهم جایگاه شیخ فضل الله نوری و اتفاقاتی است که افتاد و مردمی که پای دارش آنگونه رفتار کردند.
۱۳۸۷/۰۵/۱۴

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام