"نادر ابراهیمی" نویسنده پر آوازه ایرانی که مدت‌هاست در بستر بیماری به سر می‌برد، توانایی راه رفتن را از دست داده است.

 به گزارش ایرنا،  "فرزانه منصوری" همسر نادر ابراهیمی با اعلام این مطلب افزود: روند کند بهبودی ابراهیمی متوقف شده است و در پی از دست دادن توانایی تکلم، او دیگر قادر به راه رفتن هم نیست.

وی ادامه داد: هم اکنون برای جابه‌جایی همسرم، از صندلی چرخدار استفاده می‌کنیم.

منصوری در رابطه با روند چاپ آثار همسرش اظهار داشت: مجموعه‌های قدیمی وی به طور مرتب تجدید چاپ شده و کتاب "بر جاده آبی سرخ " اخیرا برای تجدید چاپ مجوز گرفته است و بزودی منتشر خواهد شد.

وی تصریح کرد: مدتی بود چندین کتاب ابراهیمی در بازار کمیاب شده بود اما با تجدید چاپ آنها، این مشکل برطرف شد.

نادر ابراهیمی چندسالی است که به علت ضایعه مغزی در بستر بیماری افتاده است اما با وجود از دست دادن قدرت تکلم و راه رفتن، حواس پنجگانه او فعال است و قدرت ادراک دارد.

کتاب نیوز ضمن ابراز تاسف از شدت گرفتن بیماری جناب ابراهیمی، برای این هنرمند پیشکسوت آرزوی سلامت و به‌روزی دارد. 

رویایی که در سال ۱۹۳۱ بنیاد آمریکایی نابینایان و کتابخانه کنگره با تولید کتاب‌های گویا با عنوان «کتاب برای نابینایان» آن را محقق کرد... در دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی شرکت‌هایی مانند ۴۸ داستان، سازمان صدا سرا، انتشارات قصه جهان‌نما و شهر داستان، تولید کتاب‌های صوتی را به‌صورت نوار شروع کردند ... یک موسسه برای اینکه پول کمتری به راوی بدهد، از صدای کسانی استفاده کند که حتی خواندن ساده از روی کتاب را هم بلد نیستند! ...
سال‌ها بعد، یک نفر باید پیدا شود و خاطرات ما نویسندگان از سانسور را بنویسد... داستان خوب داستانی است که وضعیت بشری را بازگو می‌کند... دخترم به دنیا آمده بود و من دچار افسردگی بعد از زایمان شده بودم. یک شب که احساس می‌کردم، درهای بهشت بر رویم باز شده است، با خود گفتم که تجربه‌های بسیار زیادی بر روی دوشم سنگینی می‌کند. تجربه‌هایی کابوس‌ناک و تلخ... می‌خواستم این کابوس‌ها را به بچه‌هایم منتقل کنم و به همین دلیل شروع به نوشتن کردم ...
مسیح در آن دم که به بالای صلیب می­‌رود تا جان بسپارد، در یک لحظه دستخوش آخرین وسوسه می­‌شود، و آن اینکه به واقع دچار مصایب نشده و زجر و آزار ندیده است، و به جای اینکه راه دشوار ریاضت را طی کرده و مسیح شده باشد؛ زن گرفته، بچه‌­دار شده و در کنار مرثا و مریم [خواهران الیعاذر، همان کسی که به انفاس عیسی دوباره زنده شد] مثل یک انسان ساده و خوشبخت، زندگی را سر می‌کند... این پرنده‌ی شکاریِ همواره گرسنه، به آن هجوم می‌­آورد و نابودش می‌­سازد. ...
ادبیات دفاع مقدس از جنگ تابلویی زیبا برایم رقم زده بود؛ تابلویی سرشار از معنویت، انسانیت، صفا و برادری... به‌تدریج جنگ برایم به یکی از وحشتناک‌ترین رویدادها بدل شد و دریافتم نترسیدنم از جنگ محصول گرفتاری در عاطفه‌ها بوده... ادبیات دفاع مقدس شجاعت و نبردِ ستودنی رزمنده‌های عزیزِ ایرانی در خلیج‌فارس با آمریکایی‌ها در سال‌های پایانی جنگ را روایت می‌کرد اما چندان از صدها میلیون دلار خسارت عملیات‌های تلافی‌جویانه‌ی آمریکایی‌ها در نابودی سکوهای نفتی ایران سخن نمی‌گفت. ...
یک جوان مطبوعاتی تلفن زد و پرسید: کلنل مجوز گرفت؟! من به او گفتم: نه؟! و هیچ توضیح دیگری نداشتم بدهم... با تیتر درشت نوشته شده «کلنل از سدّ سانسور گذشت!» و غروب همان روز- یا فردا! - ناشر به من تلفن زد که آقا یک کتاب توزیع شده با عنوان «زوال کلنل» و من شکایت کرده‌ام و چه و چه و چه… اما فلانی که می‌شناسید (یعنی سرویراستار ناشر کتاب) به من دستور داد تیتر را بزنم و کاری نداشته باشم. ...