چاپ چهاردهم از «رنج‌های ورتر جوان» اثر یوهان ولفگانگ گوته، با ترجمه محمود حدادی روانه بازار شد.

«رنج‌های ورتر جوان» از مشهورترین آثار گوته است که مهم‌ترین موفقیت ادبی او را نیز به همراه داشت. گوته این رمان را در سال ۱۷۷۴ در  ۲۵سالگی منتشر کرد و سبک ویژه نگارشی آن باعث شد تا این رمان به عنوان نخستین داستان تراژیک مدرن در میان منتقدان سده‌های بعد مطرح شود.

گوته در این رمان به روایت زندگی ورتر می‌پردازد که دانش آموخته رشته حقوق است و برای استراحت به شهری کوچک و ییلاقی می‌رود و در یک مهمانی با بانویی به نام لوته آشنا می‌شود و به او دل می‌بازد.

این دلباختگی برای ورتر رنج‌هایی در پی دارد؛ رنج‌هایی که او آنها را در نامه‌هایی برای دوستش شرح می‌دهد. مخاطب از محتوای این نامه‌ها وجود درونی و عصیانگر ورتر را می‌کاود و با روحیات او آشنا می‌شود. داستان این رمان مخالفت‌های گسترده‌ای را با انتشارش در آن سال‌ها برانگیخت و موجب ممنوعیت فروش آن شد، اما کمی بعد، هیاهوی ناشی از این ممنوعیت، به فروش بیشتر آن کمک کرد.

حدادی در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «توفیق عظیم و انفجارآسای ورتر در آلمان و سپس سراسر اروپا و حتی جهان در قالب چاپ‌ها و ترجمه‌های پی‌درپی، حتی به زبان چینی آن هم در مدتی کوتاه خود در عرصه ادبیات رویدادی تاریخی است. نوع این رمان، یعنی جنبه نامه‌نگارانه آن، که نیاز زیادی به پرداختن به رویدادهای ظاهری و حوادث بیرونی ندارد و میدان را به ویژه برای کاوش در درون قهرمان حساس، دانا، سنت ستیز و با این حال پاکباز و آرمان‌گرای این داستان آزادتر می‌گذارد، نیز حال و هوای شورش‌گرانه و اجتماع گریز آن که از مکتب جوانانه و عصیانگرانه توفان و طغیان مایه می‌گرفت انگاری که با روح زمانه همخوانی داشت و این همه باید که زمینه این توفیق بی‌مانند را فراهم می‌کرد.»

نشر ماهی، چهاردهمین چاپ از کتاب «رنج‌های ورتر جوان» اثر یوهان ولفگانگ گوته، اندیشمند آلمانی را با ترجمه محمود حدادی، در شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه، ۲۲۴ صفحه و بهای ۱۴ هزار تومان روانه بازار نشر کرد. 

این رمان همچنین با ترجمه‌هایی از سیدسعید فیروزآبادی در نشر جامی، فریده مهدوی دامغانی در نشر تیر و ابوذر آهنگر در نشر نادی نیز منتشر شده است. این اثر نخستین بار در سال ۱۳۰۵ و با ترجمه‌ای از مرحوم نصرالله فلسفی، به ایرانیان معرفی شده بود.

آرزوهاى رئیس فعلی انجمن قلم ایران ... صنف ما نویسندگان مشکلات زیاد و فراوانى دارد و انجمن قلم مى تواند عهده دار حل این مشکلات و استیفاى حقوق این اعضا باشد... نسل من از آن سال ها تا به امروز هیچ ارتباطى با کانون نداشته است. چه موافق و چه مخالف... کانون نویسندگان ایران، همان قدر مى توانست رسانه داشته باشد که ما داریم. تازه در بسیارى از مواقع رسانه کانون بیشتر بوده است. ...
جناب آقای رئیسی در اولین سخنرانی خود گفتند که آستان قدس را مرکزی علمی کشور خواهند کرد. بنده نمی دانم مقصود ایشان از «علم» و مرکز علمی کردن مشهد چه بود، اما امروز پس از سه سال و اندی، در این حوزه، اتفاق درخوری نیفتاد... کتابخانه آستان قدس، با امکاناتی که دارد، و توجهی که به آن هست، در حال حاضر، یک جای مرده به حساب می آید... تقریبا از نظر دسترسی به منابع آن و در خسّت و ضنّت، کتابخانه مرعشی قم با آستان قدس، رقابت دارند. ...
این زن این همه در خانه‌ی شما زحمتِ بی اجر می‌کشد. اجرش را با یک کلامِ شاعرانه بدهید، شما که خوب بلدید... نیما می‌رود و سه کیلو پیاز می‌خرد و آنها را برای عالیه خانم می‌آورد و به او می‌گوید: بیا عالیه. عالیه خانم می پرسد: این چی هست؟ نیما می‌گوید: پیازِ سفیدِ مازندرانی، خانمِ آلِ احمد گفته... نیما به موسی صدر حسودی‌اش شد. موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. من در رو باز کردم. گفتم تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید. ...
چرا جامعه ایرانی از میان همه مخالفان رژیم پهلوی که در میان آنان سیاست‌مداران کارکشته، متخصصان برجسته و مبارزان با صداقت و وطن پرست از چپ و راست موجود بودند؛ با اجماعی کم‌نظیر، روحانیان و نظام پیشنهادی آنان، «جمهوری اسلامی» را برگزیدند؟... «وجود دشمن مشترک» یکی از عواملی است که به ایجاد «دالّ میان تهی» منجر می‌شود. در چنین شرایطی یک «مطالبه فراگیر» می‌تواند خود را به نماینده همه مطالبات تبدیل کند. ...
اگر یک‌دهم هزینه نمایشگاه‌ها را به تأسیس کتاب‌فروشی‌ها اختصاص می‌دادند الان در شهرهای دورافتاده کتاب‌فروشی داشتیم... نمایشگاه کتاب مسکنی بود که کدئین داشت و ناشران اکنون به شدت به آن وابسته شده‌ و روی فروش کتاب‌های‌شان در نمایشگاه حساب باز کرده‌اند... ۲۰۰ هزار تن کاغذ وارد شده اما تنها ۱۴ هزار تن توزیع شده و باقی را نمی‌دانیم چه شده است!؟ ... ...