به گزارش ایبنا مجموعه داستان «طبقه‌ متروک» سومین اثر امیر عربلو شامل داستانی‌هایی از قبیل «غریبه»، «طبقه متروک»، «کیومرث‌خان»، «فریب کوچک»، «هذیان منطقی» و «هویت و درمان» منتشر شد.

مجموعه داستان «طبقه‌ متروک» شامل داستان‌های کوتاهی در سبک واقع‌گرایی است که به نوعی هرکدام از آن‌ها با روانشناسی و موضوع «انتقام و تقصیر» گره خورده‌اند. این مجموعه با 6داستان کوتاه روایت‌گر داستان زندگی آدم‌هایی است که خود را گناهکار فرض می‌کنند و دلایل معلوم و نامعلوم برای این ذهنیت خود بیان می‌کنند؛ این آدم‌ها دست به اعمالی نه چندان خوشایند می‌زنند.
 
شخصیت‌های داستان‌های این کتاب، به‌خاطر یک اتفاق کوچک و بی‌اهمیت، درگیر اتفاقاتی می‌شوند که موجب رقم‌خوردن سرنوشت‌های غم‌انگیز و تراژیک می‌شوند. ندانستن یک موضوع، نگاه کردن به دریا، و علت‌های عجیب و غریب از جمله دلایلی هستند که باعث بروز فجایع داستان‌های این کتاب می‌شوند.

در قسمتی از متن داستان می‌خوانیم:
«پیرمرد پارچه را برداشت و آن را وزن کرد. به نظرش خیلی سبک بود. به سختی سعی کرد گره محکم آن را باز کند. یک آن رجب به سمت پیرمرد رفت و با او گلاویز شد و اندکی بعد پیرمرد به زمین خورد. خواست فریاد بکشد، اما نتوانست. نفسش بند آمده بود و به سختی صدایی نامفهوم از حلقش درمی‌آمد. رجب با خونسردی طناب را به پاهای او پیچید و او را درون گودال هل داد. پیرمرد عرق کرد و صورتش از وحشت سرخ شد. مدام داد می‌زد اما صدایش به جایی نمی‌رسید. در میان درختان فقط صدای باد بود که می‌پیچید و شاخ و برگ‌ها را تکان می‌داد. کم‌کم ابرها به روی زمین سایه می‌انداختند. پیرمرد نای حرکتی برایش نمانده بود. رجب خم شد و گفت: «چرا کندنم ارزشی نداشت؟» پیرمرد با صدای منقطع و ضعیف که از ته حلقش بیرون می‌آمد گفت: «منو بیار بیرون.» رجب خم شد و گفت: «طمع بیش از حدی داشتی. درسته که مادر بزرگ من در اوج فقر و بدبختی بمیره ولی تو حتی از کمکت به دخترت هم پول در بیاری؟ چقدر پستی.»
 
انتشارات قصه باران مجموعه داستان «طبقه متروک» اثر امیر عربلو را در 79صفحه با شمارگان 500نسخه به‌بهای 14500تومان منتشر کرده است.

آقای رئیس جمهور رمان دیکتاتوری است نه رمان دیکتاتور. انتقادی است از فقر (مردم کشور همه فقیرند) و خیانت (هر شهروندی خانواده‌اش را انکار می‌کند) و فساد (وجدانها پست و مبتذل است) که این نظام بی‌حاصل که نمی‌تواند به انجام دادن کاری مثبت به نفع کسی افتخار کند به بار می‌آورد. به همین جهت خواننده از همان ابتدا احساس خفگی می‌کند و این فشار مرتباً شدت می‌یابد و هنگامی که رمان در آخرین فصل خود موسوم به «زنده مدفون» به اوج خود می‌رسد، این احساس به خفقان نزدیک می‌شود. ...
حدیث «الملك یبقی مع الكفر و لایبقی مع الظلم» از سخنان پرآوازه دیگریست که در هیچ منبع حدیثی به عنوان روایت نقل نشده و در قرن یازدهم هجری وارد کتب شده است. البته میرزای نائینی فقیه دوران مشروطه از این حدیث به عنوان نص مجرب (یعنی حدیثی که به تجربه ثابت شده) یاد می‌کند... در منابع روایی حدیثی دال بر نحوست ماه صفر یافت نمی‌شود. همین‌طور بشارت به خروج از ماه صفر و دعاهای دوری از بلا در این ماه. ...
«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...
تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...