زندگی دو خواهر، به نامهای داشا و کاتیا و عشقهای آنان... چهره‌های داستانی بخش نخست کتاب یا می‌میرند یا معلول و راهزن آنارشیست می‌شوند. تنها مهندس ایوان ایلیچ، که عاشق داشا است،‌ پس از فرار از زندان آلمانی‌ها به سن پترزبورگ بازمی‌گردد و سرانجام با زنی که سالهاست چشم به راه اوست ازدواج می‌کند... سالها سپری خواهد شد؛‌ جنگ و انقلاب هم سپری خواهد شد؛ آنچه دست‌نخورده می‌ماند همان دل سرشار از عشق ماست.

معرفی کتاب نقد کتاب خرید دانلود زندگی نامه بیوگرافی
گذر از رنجها
[
hozhdenie po mukam] رمانی از الکسی نیکولایویچ تولستوی (1882-1945)، نویسنده روس، که در 1922 منتشر شد. وی هر چند ده سالی پیش از انقلاب، نویسنده‌ای مشهور بود ولی بهترین آثار خویش را پس از به قدرت رسیدن حزب بولشویک نوشته است. به ویژه، گذر از رنجها را می‌توان یکی از بهترین رمانها درباره جامعه روس از 1900 به این سو شمرد.

طرح رمانتیک زندگی دو خواهر، به نامهای داشا و کاتیا و عشقهای آنان، در متن دوران خارق‌العاده‌ای جریان دارد که از همان نخستین سالهای قرن بیستم تا 1917 پیوسته بر اثر جنگها و انقلابات در تلاطم است. نویسنده از وصف سن پترزبورگ آغاز می‌کند؛ شهری که در آن، در دل فساد و انحطاط،‌ نطقهای غرایی در ستایش ماشینیسم و عدالت اجتماعی طنین‌افکن است. بر روی ویرانه‌های همین فرهنگ است که رؤیای آینده‌ای که در آن،‌ پیش از هر چیز‌، باید بسیاری چیزها را نابود کرد بنا می‌شود. سپس تولستوی خوان‌های مهم جنگ لهستان و جنگ گالیسی و بلوارهای کارگری 1916 و 1917 را مجسم می‌سازد. چهره‌های داستانی بخش نخست کتاب یا می‌میرند یا معلول و راهزن آنارشیست می‌شوند. تنها مهندس ایوان ایلیچ، که عاشق داشا است،‌ پس از فرار از زندان آلمانی‌ها به سن پترزبورگ بازمی‌گردد و سرانجام با زنی که سالهاست چشم به راه اوست ازدواج می‌کند. چهره‌های داستانی و رویدادهایی که این چهره‌ها در آن دخیل‌اند، با حس روان‌شناسی بسیار عمیقی بررسی شده‌اند؛ در حالی که نویسنده،‌ در صحنه‌پردازیهایی بس موفق، روسیه در حال جنگ و ستون‌های ممتد سربازان رهسپار کارزار و میلیونها جسد را به ما نشان می‌دهد. در این صحنه‌آرایی است که شخصیت مردی شاخص می‌شود که با دفاع از عشق خود با تمامی عصر خویش به پیکار برمی‌خیزد: «سالها سپری خواهد شد؛‌ جنگ و انقلاب هم سپری خواهد شد؛ آنچه دست‌نخورده می‌ماند همان دل سرشار از عشق ماست.»

احمد سمیعی (گیلانی) . فرهنگ آثار. سروش

1.Aleksei Nikolaevic Tolstoi 2.Dascha 3.Katia 4.Galicie 5.Ivan Ilic

آرزوهاى رئیس فعلی انجمن قلم ایران ... صنف ما نویسندگان مشکلات زیاد و فراوانى دارد و انجمن قلم مى تواند عهده دار حل این مشکلات و استیفاى حقوق این اعضا باشد... نسل من از آن سال ها تا به امروز هیچ ارتباطى با کانون نداشته است. چه موافق و چه مخالف... کانون نویسندگان ایران، همان قدر مى توانست رسانه داشته باشد که ما داریم. تازه در بسیارى از مواقع رسانه کانون بیشتر بوده است. ...
جناب آقای رئیسی در اولین سخنرانی خود گفتند که آستان قدس را مرکزی علمی کشور خواهند کرد. بنده نمی دانم مقصود ایشان از «علم» و مرکز علمی کردن مشهد چه بود، اما امروز پس از سه سال و اندی، در این حوزه، اتفاق درخوری نیفتاد... کتابخانه آستان قدس، با امکاناتی که دارد، و توجهی که به آن هست، در حال حاضر، یک جای مرده به حساب می آید... تقریبا از نظر دسترسی به منابع آن و در خسّت و ضنّت، کتابخانه مرعشی قم با آستان قدس، رقابت دارند. ...
این زن این همه در خانه‌ی شما زحمتِ بی اجر می‌کشد. اجرش را با یک کلامِ شاعرانه بدهید، شما که خوب بلدید... نیما می‌رود و سه کیلو پیاز می‌خرد و آنها را برای عالیه خانم می‌آورد و به او می‌گوید: بیا عالیه. عالیه خانم می پرسد: این چی هست؟ نیما می‌گوید: پیازِ سفیدِ مازندرانی، خانمِ آلِ احمد گفته... نیما به موسی صدر حسودی‌اش شد. موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. من در رو باز کردم. گفتم تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید. ...
چرا جامعه ایرانی از میان همه مخالفان رژیم پهلوی که در میان آنان سیاست‌مداران کارکشته، متخصصان برجسته و مبارزان با صداقت و وطن پرست از چپ و راست موجود بودند؛ با اجماعی کم‌نظیر، روحانیان و نظام پیشنهادی آنان، «جمهوری اسلامی» را برگزیدند؟... «وجود دشمن مشترک» یکی از عواملی است که به ایجاد «دالّ میان تهی» منجر می‌شود. در چنین شرایطی یک «مطالبه فراگیر» می‌تواند خود را به نماینده همه مطالبات تبدیل کند. ...
اگر یک‌دهم هزینه نمایشگاه‌ها را به تأسیس کتاب‌فروشی‌ها اختصاص می‌دادند الان در شهرهای دورافتاده کتاب‌فروشی داشتیم... نمایشگاه کتاب مسکنی بود که کدئین داشت و ناشران اکنون به شدت به آن وابسته شده‌ و روی فروش کتاب‌های‌شان در نمایشگاه حساب باز کرده‌اند... ۲۰۰ هزار تن کاغذ وارد شده اما تنها ۱۴ هزار تن توزیع شده و باقی را نمی‌دانیم چه شده است!؟ ... ...