به گزارش فارس، عصر روز گذشته _ چهارشنبه _ مراسم بزرگداشت «مجید مجیدی» در تالار ابوریحان بیرونی دانشگاه شهید بهشتی با حضور جمع کثیری از دانشجویان برگزار شد.
«مجیدی» در بخشی از سخنانش در این مراسم، گفت: مدتهای مدیدی است که دلم میخواهد حرفی را بزنم که فکر میکنم جایش اینجاست برای اینکه در محضر نسل جدید هستم و خطابم به شماست. من و نسل من یک عذرخواهی به نسل شما بدهکار است و این است که ما غیر از دههای که جزو دهه افسانهای تاریخ انقلاب خواهد بود (خود انقلاب و جنگ، کسانی که با همهچیزشان وجودشان را فنا کردند تا ما بمانیم و باورهای ما و اصالتهای ما)، ما در دو دهه بعدی به همه آرمانها پشت کردیم و ما امروز بدهکار شما هستیم به این معنا که وقتی اتفاقاتی که در کوچه و خیابان میبینم فکر میکنم که خدایا! چرا این نسل بیمسئولیت به بار میآید و تأثیرات مخرب غربی به شدت در آنها رخنه میکند؟ ما که چنین پشتوانههایی داشتیم.
وی ادامه داد: پدران و مادران ما درست زندگی کردند و به ما آموختند که چگونه زندگی کنیم در حالی که ما درست زندگی نکردیم که شما از ما چگونه زندگی کردن را بیاموزید، ما فقط سعی کردیم شما را شبیه خودمان بکنیم، به زور و به ظاهر. اما این چیزها را با بخشنامه و فرمول، به نسل شما انتقال دادیم در حالی که خودمان خیلی باورش نکردیم.
مجیدی گفت: نیمی از مسئولین ما، بچههایشان در خارج تحصیل میکنند و کمتر در فضای مردمی ما حضور داشتهاند. وقتی برخی از مسئولین شهروند کشورهای دیگر هستند، با چنین رویکردی چگونه میتوان آرمانها را به نسل امروز انتقال داد. ما فقط سعی کردیم شبیهسازی کنیم از این بابت متاسفم و اظهار ندامت میکنم و امیدوارم که نسل امروز بتواند درست زندگی کند. من به سهم خودم این تلاش جزئی را کردم که در آثارم این آرمانهای از دست رفته را نشان دهم.
کارگردان «آواز گنجشکها» در مراسم بزرگداشت خود گفت: من سعی کردهام تا خانواده که رکن اصلی جامعه ما است، روز به روز آسیبپذیرتر میشود، به نمایش بگذارم و آرمانهایم را در فیلمهایم نشان دهم، به امید روزی که نسل ما به باورهای انقلاب - که ما به خاطرش تلاش کردیم و شهید و معلول دادیم- نسل شما بتواند با جوهرهای که در وجودش هست، حقانیت خون شهدا را پاسداری کنیم. رسالت سنگینی بر دوش شماست که نسل بعدی را میسازید. شما سعی کنید با همت خودتان، نسل بعدی را بهتر از نسل ما بسازید.
وی همچنین در بخش دیگری از این برنامه ضمن تشکر از حضار و سخنانی که درباره وی زده شد، افزود: هر چه قدر بیشتر این موقعیتها به وجود میآید، شرمنده و خجالتزده میشوم. اگر کاری انجام شده وظیفهای بوده که داشتهام. از روزی که پا به این عرصه گذاشتم عهد کردم که در این مسیر باقی بمانم و باید از خالق خودمان و پشتوانه مردم تشکر کنم. پشتوانههایی که از مردم خودم گرفتهام بیش از هر چیزی برای من ارزشمند است که هیچگونه ریا در آن وجود ندارد و جزء خلوص چیزی در آن دیده نمیشود و آن لذت و محبتی است که مردم نسبت به من دارند و این از همه جوایز، برایم ارزشمندتر است. این جوایز چیز بدی نیستند و نفس انسانی آنها را دوست دارد اما همین دلگرمی مردم مرا خوشحال می کند.
... روزی از میدان توحید میآمدم و دیدم کسی من را با لحنی عامیانه و خالصانه صدا میزند و هر چقدر که جستجو کردم، کسی را پیدا نکردم. فکر کردم که نکند همان فرشتههایی هستند که تلویزیون نشان میدهد تحت فیلمهای معنوی و معنویگرا، در همین سریال «روز حسرت» هم دیدم که جای خدا تصمیم گرفتند و آدمها را به بهشت و جهنم فرستادند. معلوم نیست شاید بهشت و جهنم یکی از کانالهایش از تلویزیون باز میشود.
خلاصه گشتم و دیدم آن طرف خیابان یک نفر از چاله تعویض روغنی برایم دست تکان میدهد، و میگوید ما برای شما دعا میکنیم و به شما ارادت داریم و وقتی کوپنفروشهای خیابان انقلاب من را میبینند و ذوق زده میشوند، این احساس به من دست میدهد. اینها همه برای من ارزشمند است و رمز ماندگاری در دل و قلب مردم همین است.