ماشاءالله آجودانی، نویسنده کتاب مشروطه ایرانی در ادعایی عجیب اظهار داشت: برخلاف آنانی که میگویند، رضاشاه ضدِّ قهرمان انقلاب مشروطه است، من براین باورم که رضاشاه قهرمانِ انقلاب مشروطه است!
به گزارش ایرنا، ماشاءالله آجودانی ضمن ابراز این ادعا تاکید کرد: رضاشاه دو خواست مهم مشروطیّت ایران، یعنی ایجاد حکومت مقتدر مرکزی و مدرن ساختن جامعه سنّتی عقب مانده را با همه تناقضاتی که در مدرنیسم و تجدد ایرانی وجود داشت در برنامه کار خود قرار داد و در ظرف 20 سال چهره جامعه ایران را دگرگون ساخت.
آجودانی سپس در تضاد آشکار با مستندات تاریخی ،"بیحجابی زنان" را یکی از اهداف انقلاب مشروطه دانسته و مدعی شد: حجابی که رضاشاه از سرِ زنان برداشت، این خواست انقلاب مشروطه بود.
ماشاء الله آجودانی اظهار داشت: سردار سپه، رضاشاه بعدی، زمانی از راه رسید که ایران، خسته از همه اُفت و خیزها تشنه امنیت و آرزومند یک حکومت مقتدر مرکزی بود. او قهرمان توانمند و مقتدر مشروطیّتی بود که دموکراسی در آن، در پای درخت استقلال و اقتدار ایران قربانی شده بود.این که منافع دولت استعمارگر انگلیس و حکومت نوپای شوروی با برکشیدن و استقرار حکومت رضاشاه همسویی یافت، موضوع کاملاً جداگانهای است که باید رها از پیشداوریهای رایج، در جایی دیگر و به شیوهای دیگر، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
وی سپس به توجیه اقدامات سرکوبگرانه رضاخان در از بین بردن آزادی های عمومی و به زندان افکندن مخالفان و تعطیلی مطبوعات پرداخت و اظهار داشت: خواست آزادی، یعنی آزادی مطبوعات، آزادی مشارکت سیاسی در جریان انقلاب مشروطه و پیش از آمدن رضاشاه قربانی شده بود و پس از سلطنت رضا شاه نیز خواست آزادی، قربانی دو خواست اصلی از سه خواست اساسی مشروطیّت، یعنی ایجاد حکومت مقتدر مرکزی و دولتی مقیّد به قانون که امنیت اجتماعی و استقلال سیاسی ایران را تضمین کند و دیگری مدرن کردن سازمانهای اداری و مملکتی، رشد تجارت و صنایع داخلی، ساخت راه آهن، دانشگاه، مدارس جدید و ایجاد دادگستری و محدود کردن قدرت شرع و آنچه که در مجموع از آن به "تجدّد" یا مدرنیزاسیون میتوان یاد کرد، شد. به این دلایل است که میگویم رضاشاه قهرمان مشروطیت ایران است.
آجودانی سپس مردم ایران در دوران رضا خان را فاقد ظرفیت آزادی دانست و مدعی شد: آزادی با ذهنیّت مردم سروکار دارد و این ظرفیت در جامعه آن روز ایران وجود نداشت و به همین دلیل رنگ باخت.