کتاب نیوز  شناسنامه

درشت‌نمایی مضحکه / محمدعلی علومی

گفت‌وگو با محمدعلی علومی درباره‌ی کتاب "طنز آمریکا" / سام محمودی

محمدعلی‌ علومی که پیش از این با آثاری چون «من نوکر صدامم»، «شاهنشاه در کوچه دلگشا» و ... جایگاه خود را به عنوان طنز‌نویس صاحب سبک تثبیت کرده بود؛ این بار در نقد طنز آمریکایی دست به قلم برده است.
شاید بتوان نقد ساختمند را یکی از معضلاتی معرفی کرد که در طی سال‌های اخیر گریبان‌ فرهنگ و ادبیات معاصر را گرفته است و در این میان انتشار یک کتاب نقد در حوزه‌ای که تقریبا نقد در آن جزو مغفول‌ترین مباحث به شمار می‌آید؛ غنیمتی باشد برای هنرجویان نقد و هنرجویان طنز.
در این مجموعه داستان‌هایی از نویسندگان برجسته طنز در آمریکا نظیر ارسکین‌ کالدول، ویلیام سارویان، مارک تواین، او. هنری، لنگستون هیوز، شرود آندرسن،‌ جیمز تربر و ... گردآوری و مورد نقد و تحلیل قرار گرفته‌است.
 

جناب علومی! امروز ما چه نسبت‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی با مردم آمریکا داریم که مثلا با طنز نویسندگانش هم سخنی داشته‌باشیم و بعد بیاییم آنها را نقد،‌ معرفی و یا حتی بازگو کنیم. من به دنبال یک پاسخ روشن در این‌باره هستم چرا که اساسا وقتی با یک موضوع مواجه هستیم می‌بایستی زمینه‌های فکری و فرهنگی آن را نیز بررسی کنیم. بر همین اساس فکر نمی‌کنم این کتاب همین‌طوری یک‌هو به قلم درآمده باشد.

پرسش هوشمندانه‌ای است. به گمانم بشر در سراسر جهان و حتی در طی تاریخ یعنی از دیرترین اقوام ابتدایی تا اقوام جدید که در روابط فراصنعتی می‌زیند، بعضی نیازهای اصلی و اساسی یکسان دارند مانند نیاز به غذا، مسکن، پوشاک و ... بشر، موجودی اجتماعی است اما برطرف کردن نیازها مرتبط می‌شود به مراحل تحولات جمعی و فرهنگ غالب بر آن. داستان‌هایی که از طنزنویسان آمریکایی در این مجموعه انتخاب شده، اغلب داستان‌هایی هستند که در زمینه روابط روستایی می‌گذرند؛ مانند داستان‌های ارسکین کالدول و یا داستان‌هایی‌اند که مرتبط با بحران‌های اجتماعی سرمایه‌داری در صد، صد و پنجاه سال قبل آمریکا هستند، مانند داستان‌های مارک تواین و یا داستان‌هایی هستند که مهاجران ارمنی قهرمان‌های‌شانند و اینها حاشیه‌نشین‌های شهرهای بزرگ آمریکا محسوب می‌شوند؛ مانند داستان‌های ویلیام سارویان و یا داستان‌هایی هستند که خصلت‌های عام بشری نظیر عاشقی را در نظر دارند مثل کاری از او.هنری و یا تمایل به خودنمایی که باز از تمایلات عام بشری است؛ مانند داستان شاهد پرونده و یا داستان‌های انتخاب شده‌اند که مبنای آنها فاصله‌های طبقاتی است؛ مثل داستان «می‌گی چرا؟» از لنگستون هیوز. منظور این است که حقیر به عنوان آدمی مرتجع! به محتوای داستان بیشتر از ساختار اهمیت می‌دهم. قصد من این بود که از طریق نقد و بررسی طنز آمریکا، هنرجویان طنز با انواع طنز نظیر طنز پنهان و طنز موقعیت و طنز سیاه و غیره آشنا شوند البته لازم است یادآوری کنم که این کار را به فرمان استاد همه‌ی ما "عمران صلاحی" انجام دادم که به من امر کردند که بر طنز، نقد بنویسم. در عین حال در یک دوره، سینما و ادبیات آمریکا آن‌قدر قدرتمند بود که آدم‌های خاص و عام را تحت تاثیر قرار می‌داد و طنز آمریکا از این قاعده مستثنی نیست. زیاده‌گویی مرا ببخش!


شما در پاسخ به پرسش من از دانشجویان اسم بردید. در این میان قصد شما چیست؟ یعنی مخاطب اصلی کتاب شما کیست؟ دانشجویان، طنزپرداز یا حتی منتقد؟

ببینید متاسفانه موضوع از این قرار است که حتی فرهیختگان ما، درکی درست از طنز ندارند و مثلاً همه مولانا عبید زاکانی را هجوگو می‌دانند؛ در حالی که او یک روان‌شناس بزرگ اجتماعی است.
مثنوی پر از طنز‌های حکیمانه و حتی اجتماعی است؛ اما همگان به سراق یک داستان مشهور مثنوی می‌روند. سعدی نیز طنزپرداز بزرگ اجتماعی است که در فضاسازی و شخصیت‌پردازی‌ها، چیزی کم از چخوف ندارد.‌ ما این سابقه‌ی عظیم طنزپردازی در ادبیات کلاسیک را داریم اما الان بنا به دلائلی مردم ما، نظیر مردم سراسر جهان، مردمی متوسط شده‌اند که حوصله‌ی اندیشیدن ندارند و بنابراین سطحی‌ترین طنز‌های ژورنالیستی با رویکردهای سیاسی روزمره، اقبال عام یافته‌اند. این نوع طنز‌ها به رغم استقبال عام گذریند و آنچه باقی می‌ماند طنز‌هایی است که جهان‌نگری دارند، مثلاً بهرام صادقی را شاید هیچ‌کس، حتی قشر کتابخوان، نشناسند در حالی که او بزرگ‌ترین طنزنویس معاصر ایران است.

ولی همه برای مثلا فلان‌ آقا یا فلان شخصیت سطحی فیلم‌های به اصلاح کمدی، سر و دست می‌شکنند. باری، با تاسف باید گفت که در اینجا و در این شرایط، هوچی‌گری به عنوان طنز و کمدی بهتر جواب می‌دهد تا طنزی که پرسش از هستی و روابط جمعی داشته باشد. استاد‌ ما عمران صلاحی یک رمان طنز به نام «موسیقی عطر گل سرخ» دارد که فقط استاد منوچهر احترامی بر آن نقد و یادداشت نوشتند و یکی هم حقیر نوشته است.

به احتمال قریب به یقین، نظیر صحنه‌ای در هاکلبری‌فین، اگر استادان طنز‌نویس معاصر به جای شأن بالای طنز، به جفنگیات سیاسی و یا شومن شدن روی می‌آوردند، مردم متوسط‌الحال ساده‌اندیش و کوتوله حتما برایشان کف می‌زدند. گفتم که در نقد به توصیه و یا فرمان استاد عمران صلاحی عمل کردم که فرمودند: "علومی! هیچ‌کس طنز را نمی‌شناسد و نمی‌داند که چرا و به چه چیز می‌خندد؟ بردار و نقد بنویس" و من اطاعت کردم، امیدوارم نهادی باشد که از این کار حمایت کند چون این نوع کارها یعنی ریاضت کشیدن و ستم کردن به خود و به نزدیکان. چرا که نه نان دارد و نه آب در حالی که در کشورهای پیشرفته زمین برای این‌جور کارها آماده می‌کنند.


نقدهایی که شما بر آثار نویسندگانی چون تواین، تربر، آلن پو، بوخواله و دیگران نوشته‌اید ناظر بر نوعی برخورد شرقی است و تا جایی که از ذهنیت حضرتعالی دریافته‌ام، ‌برداشت‌های شما از یک متن گاه آن اثر را به لحاظ تشخص غربی زیر سوار می‌برد. یعنی مخاطب اگر نقد را فارغ از خود داستان بخواند احساس می‌کند تربریا کالدول و سارویان یک‌جورهایی ایرانی هستند. از این حیث می‌خواستم دلیل این برخورد (نقد شرقی از یک اثر غربی) را جویا شوم.

البته دغدغه‌ی‌ خاطر طنز‌نویس غربی با دغدغه‌ی خاطر انسان شرقی از زمین تا آسمان متفاوت است؛ اما در مواردی این دغدغه‌ها به همدیگر نزدیک هم می‌شوند. درست است که ما در مسائل ابتدایی مانده‌ایم و درست است که جوامع فراصنعتی با مسائلی که برای ما غیرقابل درک است روبه‌رویند؛ اما قول "اریک فروم" را از یاد نبریم که یک انسان با هر نژاد و باور و اهل هر کشور و وابسته به هر قومیت، ساختار عینی یکسانی دارد، گرسنه و تشنه می‌شود؛ از سرما و گرما رنج می‌برد و در ساختار‌های عاطفی باز آدم‌های همه‌جای جهان یکسان هستند. یعنی نیاز به محبت‌دیدن و محبت کردن دارند. نیاز به عشق دارند. نیاز به احترام متقابل دارند، اگرچه فرهنگ‌ها متفاوت و حتی بسیار متفاوت است؛ اما در این کتاب از طنز‌نویس‌های آمریکا چیزهایی برگزیده‌ام که به روابط اجتماعی و طرز معیشت و حتی به نوع فرهنگ ما نزدیک باشد.

با این توضیح که: ارسکین کالدول، نویسنده‌ای است با دغدغه‌ها و مضامین اجتماعی روستایی و کشاورزی که همان فرهنگ جوامع بسته‌ی روستایی، ترس از نوآوری، وابستگی شدید به سنت‌ها و عرف قدیم را در آثارش به طنز آورده‌است این‌گونه مسائل و ماجرا‌ها برای ما آشنایند. لنگستون هیوز از تبعیضات طبقاتی می‌گوید و ویلیام سارویان، از دید عشایری ـ ارمنی مهاجرـ به روابط صنعتی می‌نگرد. بعد، یک موضوع مهم در تمام آثار ادبی ارزشمند روانکاری آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف و متضاد است که این آثار به این مبحث پرداخته‌اند. در عین حال در اغلب آثار مهم ادبی، استعاره‌ها جایگاه برجسته‌ای دارند، خاستگاه استعاره‌ها غربی یا براساس پس‌زمینه‌های آریایی و یا براساس پس‌زمینه‌های سامی و مندرج در عهد عتیق و عهد جدید است.

هر دو نوع این فرهنگ‌ها برای «من ایرانی» غیرقابل درک نیست. از باب نمونه انجیل را نگاه کنید که در خیلی از بخش‌ها، بیان اساطیر ایرانی مهر پرستی است که از همان آغاز که می‌‌گوید «سه‌مغ» با دیدن ستاره مسیح به دیدارش رفتند و الی آخر. سه در مهرپرستی عددی مقدس بود و مهرپرستان  سه بار خدا را نیایش می‌کردند. مغ‌ها همان مزداپرستان هستند. عدد سه بارها در انجیل تکرار شده است. خدای پدر، پسر و روح‌القدس و یا نماد گردونه مهر که به شکل صلیب درآمده است اینها را جهت اظهار فضل نفرمودم(!) برای این بود که می‌شود نگاه شرقی به ادبیات غربی داشت در کنار این‌که داستان‌های منتخب این کتاب از هر جهت با روابط اجتماعی، روابط عینی و ذهنی ایرانی نزدیکی و حتی همسویی دارند. طوری که «تخم‌مرغ» اثر شروود آندرسن به راحتی می‌تواند اثری از بهرام صادقی با آن دیدگاه فلسفی تلخ اندیشش باشد و آثار ارسکین کالدول به راحتی می‌توانند آثاری از خسرو شاهانی و یا کیومرث صابری باشند.

آثار ویلیام سارویان شباهت زیاد به آثار منوچهر احترامی دارند و آثار جیمز تربر در این کتاب با آن فضاهای غریب و سوررئال می‌توانند آثاری از عمران صلاحی و یا غلامحسین ساعدی باشند. گفتم که قصد آشنایی مخاطب با انواع گوناگون طنز‌نویسی بوده است و گرنه من بی‌تقصیرم. این نکته‌ی آخر را بگویم که هر ایرانی که کودکی سالمی داشته باشد، "تام سایر" یا تصویری از خود او و یا از دوستانش در فضاهای روستایی و شهرهای کوچک است، نه؟

۱۳۸۷/۰۶/۳۰
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام