اختصاصی/ محمد حسنلو
سالها قبل وقتی در سینمای جهان یک کارگردان نوگرا اثری جذاب به نام "پدر خوانده" را روی پرده برد، کمتر کسی دربارهی رمانی صحبت کرد که الهام بخش تالیف فیلمنامه آن فیلم بود. رمانی اجتماعی نوشته ماریو پوزو در سال 1969 میلادی که توانست به معنای واقعی کلمه به لایههای درونی واژه مافیا بپردازد. گروهی که گفته میشود در بسیاری از کشورهای جهان میتوان ریشههایی که دوانده را مشاهده کرد.
از گروههای رسمی و غیر رسمی فعال در کشتار انسانها، از روسیه گرفته تا دولتیهای صرب در قتل عام مسلمانان در دهه 90 میلادی و... هیچ کدام نمیتوانند به تمیزی و شستهرفتگی گروههای مافیای سیسیل اهداف شیطانیشان را به مرحلهی اجرا بگذارند.
مسئول اشاعه این تفکر در سراسر جهان را نیز به طور حتم باید "هالیوود" بنامیم چرا که از گروههای محلی کاپولا در محلههای قدیمی سیسیل و ناپل، تصویری پیچیدهتر از واقعیت و البته جهانی ساخته است تا بتواند به اهداف پشت پرده خود دست یابد.
به گزارش کتابنیوز، "پدرخوانده" روایت زندگی انسانهای سنتی و عمیقا پرورش یافته در اخلاق و مناسبات عشیرهای است که میکوشند در جامعه مدرن آمریکایی نه تنها زنده بمانند؛ بلکه رشد کنند و به ثروتهای کلان دست یابند. نظام قبیلهای برای سیسیلیهای مهاجر کلید جادویی پیروزی بر جامعه مدرن است. جامعهای که بر فردگرایی مفرط استوار است و آنان را به قلههای قدرت و ثروت در این جامعه رهنمون میکند. پوزو در این کتاب هر چند موضوع اصلی خود را گروههای جنایتکار ایتالیایی انتخاب کرده است؛ ولی در اصل جامعه آمریکا را به نقد میکشد.
حال به نظر شما در اروپای شرقی چگونه میتوان با گروههایی فعال در یک جزیره تمام دنیا را تحت سلطهی خود درآورد؛ در حالی که بیشتر مراکز جرم و جنایت در آمریکا قرار دارد؟!
در حقیقت پسر عموهای بزرگتر گروههای محلی مافیا در سیسیل و ناپل به سادگی میتوانند دولت آمریکا را در کنار زدن شوروی و بلوک شرق کمک کنند و همین موضوع نیز مبحث اصلی جدیدترین کتاب درباره گروههای مافیایی تحت عنوان "آخرین پدرخوانده" نوشته "جان فولاین" است.

وی در کتابش مینویسد "مافیای افسانهای هم به فساد کشیده شده است. از نام و معنیاش تا سنت و منشاش، زیرا نسلهای جدید احترامی برای پدران و سنتهایشان قائل نیستند. متولدین آمریکا دیگر سنتهای پدران سیسیلیشان را نمیفهمند. از "اصل" خود که قدرتمند و ثروتمندشان کرده دور شده و نابود میشوند و نوبت تقلید دیگران از نام مافیا میرسد؛ کلمبیاییها، روسها، چینیها، ژاپنیها و بسیاری دیگر... و اکنون مافیا همه جا هست. از مافیای مواد مخدر و نفت تا مافیای شیر گاو و تره بار و کود حیوانی!"
در "آخرین پدرخوانده" به نظر میرسد فولاین بر همان راه قبل ایستاده و سعی در به تصویر کشیدن همان فضاهای قدیمی دارد ولی در اصل از وجود مافیای خطرناکتری هشدار میدهد که در هرجای جهان نمیتوان از وجود آنها در امان بود. او معتقد است به طور کلی هرجا که پول باشد باید منتظر ظهور گروههایی بود که میتوانند با زور و تهدید اهداف خود را پیش ببرند.
کتاب فولاین بیشتر از آنکه داستان و افسانه باشد گزارشی دقیق از حوادث اطراف انسانهایی مدرن است که بر خلاف پدران و گروههای قدیمی مافیایی که حداقل سنت و احترام به پدران برایشان معنی داشت، امروز به جای فیلمهای سیاه و سفید قدیمی، پدرخواندههایی رنگی پیدا کردهاند که برایشان چیزی مهمتر از اسکناسهای رنگیتر وجود ندارد.
فولاین با نقل حوادثی شاید واقعی از درگیری بین پلیس ایتالیا و گروههای مافیایی که اوج آن را باید قتل قاضی فالکونه در یک انفجار عظیم دانست؛ هر چند از درگیریهای داخل ایتالیا سخن میگوید ولی از گروههایی خبر میدهد که این مافیاها را نیز به وحشت میاندازند که نمونه آن را میتوان پخش سریع هروئین در سراسر جهان و بدون حضور مافیای سنتی دانست.
گزارش اصلی را اینجا بخوانید.