کتاب نیوز  شناسنامه

ما به اندازه‌ی‌هم سهم ز دریا بردیم

                                                               
محمدعلی بهمنی

 

 

خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید
و چه بی‌ذوق جهانی که مرا با تو ندید

رشته‌ای جنس همان رشته که بر گردن توست
چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید

به کف و ماسه که نایاب‌ترین مرجان‌ها
تپش تب‌زده نبض مرا می‌فهمید

آسمان روشنی‌اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشید که خود را به دل من بخشید

ما به اندازه‌ی هم سهم ز دریا بردیم
هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید

من که حتی پی پژواک خودم می‌گردم
آخرین زمزمه‌ام را همه‌ی شهر شنید

۱۳۸۷/۰۴/۲۷
 مطالب مرتبط 
جسمم بهمنی است، اما روحم همه نیمایی
شورای شعر وزارت ارشاد تعطیل شد
منزوی از انزوا درآمد!
برندگان سرو بلورین شعر ایران
چتر برای چه؟ خیال که خیس نمی‌شود
آمده‌ام با عطش سالها
محمدعلی بهمنی و یک بغل غزل جدید
نقدی بر اشعار علی معلم و قیصر امین‌پور

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام