کتاب "به شیطان ننگر" نوشته "رابرت بایر" که یکی از عوامل سابق سیا است که به فعالیتهای وی در دهه هشتاد و نود میلادی میپردازد. مامور کهنه کار سازمان سیا و مولف این اثر در سال1997 میلادی، از سیا خارج شده است.
در این کتاب که با بهره گیری از شیوه داستان گویی و با نگاهی نو به شیوههای تروریسم نوین، نوشته شده است، میتوان با فعالیتهای تروریستی از سوی سیا در افغانستان و عربستان سعودی در سالهای دهه نود میلادی، و حقایق زیادی درمورد کاخ سفید و تروریسم آشنا شد. مثلا در یکی از مهمترین بخشهای کتاب، بایر که از سوی "سیمور هرش" به عنوان کارکشتهترین و باهوشترین مامور سیا در خاورمیانه معرفی گردیده، در "به شیطان ننگر " برای خوانندگانش میگوید که از وقوع حملات تروریستی 11سپتامبر2001، چندان شگفت زده نشده است.

به گزارش فارس او که کودکی پرفراز و نشیبی داشته و 21سال فعالیت در سیا را درکارنامه دارد، همواره در بخش مبارزه با تروریسم فعالیت مینموده، ولی هیچگاه اعتمادی به سیاستهای رهبران واشنگتن نداشته است. بایرکه نگارش کتاب Sleeping with the Devil (در بستر شیطان-2003)را نیز در کارنامه دارد، از تروریسم به عنوان خون حیات بخش خاورمیانه یاد میکند که غرب نیز به دلیل نیاز به نفت منطقه، همواره باید با این مساله دست و پنجه نرم کند.
بایر که در خطرناکترین نقاط دنیا نظیر بیروت(دهه هشتاد)، تاجیکستان(در سالهای جنگ داخلی)و عراق(سالهای میانی دهه نود) به فعالیت میپرداخته، مینویسد: "شاید این جمله احمقانه به نظر آید ولی من از کارکردن در بیروت لذت میبردم. من به جای دنبال کردن دستورالعملها و کاغذبازیها و شرکت در جلسات مختلف، در خیابانها رفت و آمد میکردم و بسیار راحت نیز بودم. بهتر از همه اینکه من از سیاستهای واشنگتن بهعنوان بزرگترین عامل انجام کارهایمان، دور بودم."
رابرت بایر در این کتاب با اشاره به تلاشهای خود برای یافتن عاملان ترورها، آدمرباییها، و هواپیما رباییهای مختلف بویژه انفجار سفارت آمریکا در سال 1983، ستاد مرکزی تفنگداران آمریکایی(مارینز) در بیروت و همچنین گروگانگیری غربیها در دهه هشتاد در لبنان و ربودن هواپیمای تی .دبلیو. ای (TWA)در مسیر آتن به رم و ردپاهای بدست آمده میگوید: "در این میان شاید «مغنیه با هوشترین و عملیاتیترین و قابلترین کسیست که تاکنون سیا بهدنبالش بوده است.» رابرت بیر پس از ترور سردار شهید «عماد مغنیه» در گفتگو با یک شبکه تلویزیونی میگوید: «او هیچگاه از دری که داخل شده بود، خارج نمیشد، در بیست سال گذشته هیچگاه خود به زنگ تلفن جواب نداده بود، کمتر شبی در یک محل به سر میبرد، و دقیقترین نکتههای امنیتی را مراعات میکرد.»

از سوی دیگر وی چندى پیش در پوشش خبرنگار به ایران آمد و مستندى با نام «آیین انتحار» با موضوع «شهادت طلبى» ساخت که حتى توانست با بالاترین مقامات نظامى کشور نیز گفتگو کند. رابرت بایر، در این مستند به نحوه شکل گیری و گسترش عملیات شهادتطلبانه در میان مسلمانان به خصوص در ایران، لبنان و فلسطین میپردازد. و انجام عملیاتهای شهادت طلبانه را برندهترین سلاح مسلمانان در برابر دشمن معرفی میکند.
بایر که در هنگام خروج از سیا به دریافت مدال لیاقت اطلاعاتی مفتخر گردید، علاوه بر سرزنش کلینتون بدلیل تضعیف سیا، معتقد است که بوش پدر و ریگان هم در حوادثی نظیر 11سپتامبر دخیل هستند. در این کتاب همانند یک رمان جذاب میتوان حوادث متعددی را دنبال نمود که به دلیل ساختار نمایشی آن دستمایه «استیو کاگان» برای ساخت فیلم سینمایی «سیریانا» گردید.(البته بایر در سال 2006 رمانی با عنوان "خانه را ویران کن" Blow the House Down نیز نگاشت که آن اثرهم با استقبال مخاطبان روبرو شد.)
فصل ششم "به شیطان ننگر":
18 آوریل1983 / بیروت، لبنان
در جادهی شلوغ و پرهیاهوی ساحلی شهر، راننده یک خودروی آخرین مدل GMC، مجبور به توقف در کنار هتل ویران شده و سوختهی "اس . تی. جورج" میشود و به صف بیپایان خودروها مینگرد. آتش جنگی داخلی که زندگی همهی شهروندان بیروت را تحت تاثیر خود قرار داده بود، فروکش نموده و ارتش اسرائیل که در ژوئن 1982 میلادی این شهر را برای سرکوب چریکهای فلسطینی فعال در آن به تصرف خویش در آورده بود، تا جنوب بیروت عقب نشینی کرده و حتی گفته میشود که عقبتر هم خواهد رفت. چریکهای فلسطینی نیز که از آوریل سال 1975 میلادی و آغاز جنگهای داخلی، کنترل خیابانهای بیروت را در دست داشتند، به درهی بقاع و طرابلس در شمال عقبنشینی کردهاند.

نیروهای آمریکایی، فرانسوی، ایتالیایی و انگلیسی که نیروهای چند ملیتی حافظ صلح را تشکیل میدهند، اینک در پایگاههای خود استقرار یافتهاند. نیروهای فرانسوی هم در منطقهی تجاری شهر که «حمراء» نام دارد، مستقر گردیدهاند. همچنین تفنگداران دریایی آمریکا با تفنگهای ام _ 16 و جلیقههای ضد گلوله در اطراف فرودگاه بیروت مستقر شدهاند. لبنانیها در صلح کامل قرار ندارند، اما روشن است که بیش از هر زمان دیگری به آن نزدیک شدهاند.
شما میتوانید رایحهی خوشبینی عمومی را در فضا استشمام کنید. لبنانیهای مهاجرت کرده در حال بازگشت هستند و با داشتن پول کافی میتوانند یک بار دیگر، اروپاییترین و مدرنترین شهر دنیای عرب را بازسازی کنند. تنها 6ماه پس از اشغالگری اسرائیلیها، بیروت به یک کارگاه بزرگ عمرانی بزرگ تبدیل شده است. به ندرت میتوانید ساختمانی رنگ آمیزی نشده، وصله کاری نشده و یا کاملاً تخریب نشده برای ساختن ساختمانی نو را در شهر پیدا کنید و در مسیر جادهی ساحلی، یک کامیون پارک شده درحاشیهی راه، توجه هیچکس را بر نمیانگیزد.
در ساعت 43/12 ظهر، یک مرسدس بنز کهنهی سبز رنگ در مقابل مسجد «عین المرصع» متوقف میشود. کمی بعد رانندهی خودرویی دیگر با دو بار چراغ دادن، حضور خود را اعلام میکند. رانندهی مرسدس بنز سه بار چراغ خود را روشن مینماید، علامتی که از قبل بین آنها هماهنگ شده است.
سرنشینان هر دو خودرو به سرعت به سوی ساحل حرکت میکنند و پس از مدتی سه سرنشین خودروی مرسدس پیاده میگردند. اما گویی هیچ یک از آنها یک نکتهی مهم را پیشبینی نکرده بودند: ترافیک هنگام صرف ناهار در بیروت. پس از گفتگو با هم، آنها روانهی ساختمان 7 طبقهی سفارت آمریکا میشوند. در مسیر خیابانها، بوق ممتد خودروها، گوشها را میآزارد. خودروی زنی در جاده قرار دارد که گویی دو فرزندش را از مدرسه به خانه میبرد. راننده کامیون پایش را بر روی پدال گاز قرار میدهد و به سرعت وارد یک دالان ایجاد شده در آن ترافیک سنگین میشود. کامیون حالا تقریبا در برابر کنار گذرگاه ورودی ویژهی ساختمان سفارت آمریکا قرار گرفته است که ناگهان میایستد و سرنشینان آن بهجز راننده در مقابل چشمان محافظان سفارت به سرعت از آن پیاده میشوند، اتفاقی که معمولاً همه روزه و در هنگام اذان ظهر روی میدهد. اما کمی بعد، در ساعت یک و سه دقیقه عصر، کامیون که حاوی صدها کیلو مادهی منفجره است، منفجر میگردد.
و با وجود استانداردهای کنونی بیروت جنگ زده، این انفجار را با باید یک انفجار مهیب به شمار آوریم که پنجرههای بسیاری از خانهها تا مایلها دورتر از این محل را شکست و یا به لرزه در آورد. حتی مقر تفنگداران دریایی آمریکایی نیز که در 5 مایلی سفارت قرار دارد، به شدت لرزید. همه وحشتزده این سو و آن سو میرفتند. به دنبال این انفجار، همهی اجزای ساختمان هفت طبقهی سفارت تا صدها پا در هوا بالا رفت و پس از آن، تنها کوهی از گرد و غبار و خاک و تکههای بدن انسانها و مبلمان و کاغذ بر جای ماند.
در مجموع 63 نفر شامل 17 آمریکایی جان خود را در خونبارترین حمله تروریستی صورت گرفته علیه ایالات متحده تا آن زمان ، از دست دادند. اما سازمان سیا را باید بازندهی اصلی این حمله به شمار آوریم: 6 افسر سیا شامل فرمانده، معاون و همسر معاون جز قربانیان بودند. (همسر معاون فرمانده آن روز صبح کار خود را برای اولین بار آغاز کرده بود) همچنین یکی از دستان باب آمز افسر اطلاعات ملی سیا که در بخش شرق نزدیک در سفارت اقامت داشت، در حالی در یک مایلی ساحل شهر پیدا شد که حلقه ازدواجش همچنان در یکی از انگشتان او به چشم می خورد و هرگز سیا تاکنون این تعداد افسر خود را در یک حمله از دست نداده بود بود. و البته سازمان سیا هرگز قادر به جبران این تراژدی نخواهد بود.