|
|
هزار نکته در این کار و بار دلداریست
|
|
|
خواجهی شیراز
بنال بلبل اگر با منت سر یاریست که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست
در آن زمین که نسیمی وزد ز طرهی دوست چه جای دم زدن نافههای تاتاریست
بیار باده که رنگین کنیم جامهی زرق که مست جام غروریم و نام هشیاریست
خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست
لطیفهایست نهانی که عشق از او خیزد که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست
جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال هزار نکته در این کار و بار دلداریست
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
بر آستان تو مشکل توان رسید آری عروج بر فلک سروری به دشواریست
سحر کرشمهی چشمت به خواب میدیدم زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ که رستگاری جاوید در کم آزاریست |
| ۱۳۸۷/۰۳/۰۹
|
|
مطالب مرتبط
|
|
|
|
|
|
|
|
| | | | | | | |
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
|
|