اختصاصی
استاد علی معلم دامغانی دوشنبه شب در حالی مهمان برنامه تلوزیونی "دو قدم مانده به صبح" با موضوع "از شعر تا کتاب" بود که در آنسوی میز گفتگو پدرام پاک آئین ـ سردبیر کتاب هفته و از مدیران فرهنگی وزارت ارشاد ـ با بر شمردن مقدمهای خلاف آمد و عادت و دور از شأن میهمان برنامه در سوال ابتدایی خود گفت: "زبان شما دیریاب و امروزه فهم نیست، چرا و چطور شما یک دفتر شعر بیشتر ندارید؛ در حالی که شاعران جوان(!) دفاتر متعدد شعر منتشر میکنند؟"

معلم دامغانی نیز در پاسخ گفت: "پرسشهای خصوصی چندان ارزشی ندارد و اضافه شدن جزوهای به مکتوبات جهان چیزی به فرهنگ بشر اضافه نمیکند. اینکه من ساحت شعر را عرش اشقیا مینامم چون خود را در آیینه دیدم و انشاءالله دیگران اولیای این عرش باشند."
به گزارش کتابنیوز، پاکآئین که به عکس سایر کارشناسان برنامه دو قدم مانده به صبح، سوالات خود را نیز از روی یادداشتهایش میخواند، درباره بیان تفاوت جایگاه شعر در گذشته و امروز پرسید که علی معلم نیز با تشبیه جریان حرکت مردم به جریان رودخانه، گفت: "در چین مردم معتقدند هر آنکسی که رودخانه را کنترل کند، لیاقت پادشاهی را دارد. رودخانه وقتی در کوهستان حرکت میند و از صخرهای به صخره دیگر میجهد، تابع قوانین کوهستان است و نه قواعدی که در دشت داشته است."
معلم با اشاره به اینکه مردم در چنین اوضاعی دنبال کاروانسالاری هستند که بهتر راهنماییشان کند، درباره رجوع به گذشته برای رسیدن به آنده گفت: در مقام سخن، هر که تقلیدش کاملتر، به حقیقت نزدیکتر...
پاکآئین در اینجا یکباره با قطع سخنان علی معلم، پرسید: شما از پی که رفتین؟
علی معلم کمی مکث کرد و گفت: "بی عنایتی فرمودین. من عرض کردم در روزگار ما، سبک بازگشت را بسیاری در دایرهی هنگ معاصر قرار میدهند و اگر این سبک را تا اواخر قاجاریه دنبال کنیم، یک جریان منورالفکری وجود دارد تا زمان مشروطه. در زمان مشروطه سرعت این جریان روشنفکری هم در نوع اندیشه، هم در نوع بیان و لحن و سخن و ساخت و پرداخت آن، تجلی میند. به طوریکه ادیب پیشاوری در کنار نیما از لحاظ گفتاری قرار میگیرند."
در این برنامه معلم دامغانی ضمن انتقاد از عدم تقلید شاعران امروز از شعرای بزرگ گذشته، به عدم تمرکز بر مکتب و سبک خاصی از سوی شاعران جوان اشاره کرد و گفت: "اگر تقلید نباشد، انتقاد و تنقیدی نیز نیست."
به گزارش خبرنگار ما، او در بخش دیگری با اشاره به استفادههای پر حجم فیلسوفان غربی از "اودیسه" هومر، از صاحب نظران ایرانی که به شاهنامهی فردوسی به عنوان گنجینهای از شعر و حکمت، رجوع و مراجعهای ندارند خرده گرفت و گفت: "معدن پر گنج فردوسی هنوز کشف نشده و در بسته مانده است."
وی جریان شعر فارسی پس از نیما یوشیج را متاثر از خیال در خیال دانست و به صاحب سبک دانستن پسینیان نیما (چون اخوان ثالث و شاملو) انتقاد کرد.
"معلم" خود را شاعری میراثدار گذشتگان دیروز و نظارهگر فرداها معرفی کرد و تصریح کرد: "امروز گذشتنی است و برایم کم اهمیت است، من نسبت به دیروز واقعا توجه دارم و سهمیهی میراث خود را تا حد توان با خود حمل میکنم. اما امروز را قبول ندارم، امروزی که از آن عبور میکنیم. ما به فردا نزدیکتر از دیروزیم..."
او همچنین شعر موجود را غیر قابل تحمل و نامناسب دانسته و حرکت از شاهراهها به سمت شعر موعود را رسالتی فراموش شده معرفی کرد. شاعر مهمان دو قدم مانده به صبح، هنجارشکنی و گریز از معناگرایی را بی هدف و خارج از آینده نگری دانست.

پاک آیین در بخش دیگری از سوالات عالمانه(!) خود پرسید شاعری که به امروز بیتوجه است و برای فردا شعر میگوید، آیا میتواند خواننده و مخاطب امروز را به شعر خود دعوت کند؟ تا با این پاسخ روبه رو شود که من هم به همین دلیل بسیاری از اشعارم را چاپ نکردم. پاک ائین گفت: اما شما سرودید؟ و معلم نیز جواب داد: خوب بله آب تابع قاعدهای نیست. غیر از طبع خودش و زمینش!
پاک آئین در سوال دیگری پرسید: آیا وقتی خدا ما را زمانی خاص آفریده به این معنا نیست که باید در جست و جوی زبان همان روز باشیم؟ و آیا نباید به زبان همان روز سخن بگویید؟(!) که معلم با تاکید بر بیعنایتی پاکآئین گفت: "من به زبان امروز سرودم ولی برای فردا. در واقع من در سادهترین صورتها از فردا سحن میگویم.
یکی فردا میرسه
که با جماعت میگه:
"فرد"ا
چی بگم زبون امروز
گنگ تو بیون فردا
شما جادوزدهی شبین
چراغ زردِ خورشید
وقتی باور میکنید که
پیش چشمتون درخشید"
به گزارش کتابنیوز، سردبیر کتاب هفته در سئوالی عجیب که بیانگر ضعف نگاه و عمق دانش ادبی او بود، پرسید: پس مخاطب ترانههای شما را در فردا باید جستجو کرد؛ همچنان که مخاطب مثنوی را در دیروز؟! و علی معلم هم با آرامش خاصی گفت: "هستند کسانی که همیشه افقهای دور را نیز میبینند... اگر دلگیر شد خانه، نه پا گیر است...بلکه رو!"
پاک آئین پرسید: "آیا نباید به زبان امروز سخن گفت؟" که علی معلم با تعجب پاسخ داد: "من مثل همه آدمها با زبان امروز سخن می گویم، این زبان فردا نیست، من عرض کردم باید متوجه "آینده" بود." وی در ادامه در تشریح تفاوت میان افق و قدر صحبت کرد که باز هم با ورود یکبارهی پاکآئین رشته سخن ناتمام ماند و پاکآئین بیمقدمه و بیارتباط با بحث مورد نظر گفت: "با شعر پست مدرن باید چه کرد؟!"
در ادامهی برنامه علی معلم در توضیح نوآوری در شعر و تفاوت میان هنرمندان و البته شاعران با دیگر اقشار جامعه، نوآوری را نو دیدن و تماشای عمیق اطراف دانست و گفت: "اصولا تفاوت هنرمندان با سایر مردم، نگاه عمیقی است که این عده نسبت به سایر مردم دارند."
علی معلم دامغانی در پایان این برنامه صفت تقلید را مقام بلند پیشینیان اصیل دانست و رج زدنهای شاعران جوان را به عنوان کاری طوطیانه توصیف کرده و اظهار داشت: "شاعر دارای شانی بلندتر از فلاسفه و علما است. علما و فلاسفه خوشهچین سرزمین بذرهای کاشتهی شاعرن هستند." وی افزود: "در گذشته سالها طول میکشید تا یک نفر قواعد شعری را بیاموزد و وارد این عرصه شود؛ اما امروز یک جوان 16 ساله هم شعر میگوید و به حسب قواعد هم هیچ اشکالی ندارد، روز به روز هم کتاب چاپ میشود؛ اما هیچ "اتفاقی" نمیافتد."

پاک آئین پرسید یعنی شعر امروز دچار فقر معرفت است که علی معلم باز هم بر آشفت و پاسخ داد: چرا به شاعران نسبت میدهید؟!
به گزارش خبرنگار ما، این گفتگو در حالی به اتمام رسید که سوالات کوتاه و پی در پی مجری -- که گاه با بیاحترامی همراه بود -- بارها و بارها سخنان منسجم و پر مغز استاد علی معلم را دچار تزلزل و انحراف نمود. احترام به مصاحبهشونده، تسلط به بحث و سئوالات مرتبط، از بدیهیترین نکات یک گفتگوی موفق است؛ که ظاهراً هنوز کسی به آقای سردبیر گوشزد نکرده است. حیف از ادب و متانت و تلاش جناب صالح علا که اینگونه بینتیجه میماند.