کتاب نیوز  شناسنامه

لسینگ با نوشتن خداحافظی می‌کند

"آلفرد و امیلی" عنوان رمان جدید و در واقع آخرین اثر "دوریس لسینگ" است که امروز منتشر می‌شود.

این کتاب در دو بخش با نام‌های "آلفرد تایلر" و امیلی مک ویف" روایت می‌شود که در اصل زندگی پدر و مادر خود نویسنده به شمار می‌آید.

لسینگ در این رمان ابتدا دنیایی بدون "جنگ بزرگ" را تصور می‌کند که پدرش آلفرد در این جنگ بر اثر اصابت ترکش یک نارنجک پایش را از دست می‌دهد و بعد از آن اتفاق همه زندگی‌اش به هم می‌ریزد. لسینگ در این باره نوشته است: "چه می شد اگر آن ترکش به پای پدر نمی‌خورد و نسل بعدی هم تباه نمی‌شد. چه می‌شد که بریتانیا در صلح زندگی می‌کرد..."

به گزارش مهر به نقل از گاردین، این کتاب به زندگی شخصی نویسنده، دوران جنگ و مصائب آن می پردازد و حتی رابطه شخصی لسینگ با مادرش و بیزاری آن دو از یکدیگر را هم دربرگرفته است.

این کتاب قرار است در 288 صفحه از سوی انتشارات "فورث ایستیت" منتشر شود. لسینگ همزمان با انتشار این کتاب امشب در رادیو 4 انگلیس حاضر می‌شود و با دنیای نویسندگی خداحافظی می‌کند.
 

۱۳۸۷/۰۲/۲۲
 مطالب مرتبط 
پاسخ‌های صریح لسینگ به تایم
خداحافظی لسینگ با ادبیات
مجموعه داستان‌های لسینگ در ایران
نامزدهای کتاب سال گالکسی
شیرین‌ترین رویاهای لسینگ در ایران
ترجمه‌های فارسی "دوریس لسینگ" می‌آید
برنده نوبل ادبیات: اینترنت مزخرف است
برگزیده نوبل ادبی 2007 پس از 10سال! منتشر می‌شود

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
جناب! خویشتن‌دار باش / 25 تابلو از نهج‌البلاغه
از همکاران نزدیکت، سخت مراقبت کن... مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌ای برادر دینی تو و دسته‌ی دیگر همانند تو در آفرینش... مبادا بر مردم منّت گذاری یا خُلف وعده نمایی... مبادا هرگز در آن چه که با مردم مساوی هستی، امتیازی بخواهی!
۱۳۸۷/۰۶/۰۴
باتلاق یا دریا؟ / فاطمه علیزاده
همه‌ی بچه‌های کوچه عاشق هما بوده‌اند. پدرها اما قدغن کرده بودند که پسرها با هما بازی کنند. آن‌ها همیشه با هم بوده‌اند تا این‌که کم کم از هم جدا می‌شوند و حالا در بزرگسالی دوباره به هم رسیده‌اند.
۱۳۸۷/۰۶/۰۳

بایگانی  
شوهر آمریکایی
جلال آل احمد
گرگین خان
سید علی موسوی
لحظه‌ی زخمی‌شدن حباب
مجتبی زحمتکش
پاپوش
مجید قیصری
فروشگاه عربی
زکریا تامر
انجمن مخفی / فصل دو
احمد شاکری
بعد از ظهر سگی
فرورتیش رضوانیه
بی‌پناه
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان

بایگانی  
ای عشق مهمانی بس است
فاضل نظری
آواز خوشت بوی دل سوخته دارد
هوشنگ ابتهاج
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
شیخ اجل سعدی
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
لسان‌الغیب حافظ
شبت خوش باد من رفتم
حکیم سنایی

بایگانی  
توافت‌های ایران و خارج
صالح شخصی
نحن معترضون غلیظاً للخلیج الفارسیه
حمید ربیعیان
همچون یک کدوتنبل
محمد جاوید
بررسی ابعاد ادبی"یه توپ‌دارم‌قلقلیه"
رضا احسان‌پور
مترو حیوان نجیبی است
علیرضا لبش

بایگانی  
دومین بزرگترین کتابخانه‌ی دنیا
به بزرگی یک دائرة‌المعارف
خال لب
کتاب لندن

بایگانی  
مصطفای من
مطهره طبیبی
ستاره‌ای دنباله‌دار، گریزان به آغوشت
مصطفی حسن‌زاده
نشانه
مهران محرمیان
قلپ
نفیسه مرشدزاده

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام