کتاب نیوز  شناسنامه

چخوف‌خوانی منوچهر احترامی

"منوچهر احترامی" چخوف را به یک راننده‌ی ناشی پیش‌بینی‌نشدنی تشبیه کرد و گفت: «هیچ نویسنده‌ای نیست که زیر دین آنتوان چخوف نباشد.»

این پیشکسوت طنز در نشست دگرخند دفتر طنز حوزه‌ی هنری که روز سه‌شنبه در بررسی آثار و طنز چخوف برگزار شد، پس از نمایش تله‌تئاتر "خواستگاری نظامی" چخوف، درباره‌ی زمان آشنایی‌اش با آثار این نویسنده‌ی روس گفت: «فکر می‌کنم هشت یا نه ساله بودم که یکی از ترجمه‌های قدیمی از آثار چخوف را با مقدمه‌ی مفصلی که درباره‌ی فکاهی‌نویسی چخوف بر آن نوشته بود، خواندم. این آشنایی حتا قبل از کودتای 28 مرداد صورت گرفت و چخوف چون روس بود، در آن دوره در این‌جا معروف شده بود و آثارش چاپ می‌شدند.»

او همچنین تأکید کرد: «چخوف را نمی‌توان در یک نگاه بررسی کرد؛ باید مجموعه‌ی کارهایش را خواند و دانه ‌دانه بررسی کرد و یا شخصیت‌هایی را که در آثارش خلق کرده است، همین‌طور. مثلا مارکز یا همینگوی در آثارشان چند شخصیت بیش‌تر ندارند؛ اما چخوف در هر قصه و نمایش‌نامه‌اش مثل «مرغ دریایی» و «باغ آلبالو» شخصیت‌های فراوانی دارد که همه اثرگذاراند و در سایه نیستند. درباره‌ی چخوف مثل این است که بگوییم شبیه یک راننده‌ی ناشی است که تو نمی‌دانی چه زمانی در جاده به خاکی می‌زند و چه زمانی مسیر عوض می‌کند؛ چیزی پیش‌بینی‌نشده است و این یعنی خود زندگی. او زندگی را تعریف نمی‌کند؛ بلکه خود زندگی را نشان می‌دهد. چخوف متخصص این‌ کار است. درباره‌ی شخصیت‌هایش نمی‌توان فهمید که یک لحظه بعد چه می‌کنند.»

احترامی گفت: «چخوف چیز اضافه‌ای در آثارش، بویژه در نمایش‌نامه‌هایش، نمی‌آورد. حتا اگر در صحنه‌ای تفنگی بر روی دیوار آویزان باشد، معتقد است که حتما باید تا پایان صحنه گلوله‌ای از آن شلیک شود. حرکت‌ها، دیالوگ‌ها، تصمیم‌ها و اتفاق‌ها پیش‌بینی‌نشده‌اند و این ‌کار چخوف است. به همین دلیل است که وقتی یک قصه از او را بارها می‌خوانیم، باز دل‌مان می‌خواهد دوباره آن‌را بخوانیم؛ مثل شعر حافظ است که باز می‌خوانیم و دوست داریم دوباره بخوانیم.»

این پژوهشگر طنز در ادامه توضیح داد: «دیالوگ‌ها و قصه‌های چخوف تک‌دیالوگ یا تک‌قصه نیستند. او با همه‌چیز قدم به قدم پیش می‌رود؛ از جمله با شخصیت‌هایش. در تمام نمایش‌نامه‌های او دانشجویی وجود دارد که از ابتدا تا انتهای عمرش، شغلش دانشجویی است. این قبیل شخصیت‌ها در همه‌ی نمایش‌نامه‌های او مرتب تکرار می‌شوند. در صحنه‌های او، صحنه یا رو به باغ باز می‌شود؛ چون به‌هرحال فضای بورژوازی است، و یا میز و صندلی در آن چیده شده است. فضاها و حرکت‌ها خیلی ساده‌اند و پیش‌بینی‌نشده. و اگر او را با گی دو مو پاسان مقایسه کنیم، باید بگوییم مو پاسان درباره‌ی زندگی آدم‌ها می‌نویسد؛ اما چخوف خود زندگی را به تصویر می‌کشد. تفاوت دیگر او با بقیه در این است که چخوف همراه با آدم‌هایش می‌آید و برای همه‌ی آن‌ها دل‌سوزی هم می‌کند. طنز او نمی‌خنداند؛ ولی به فکر وامی‌دارد. ترسیم آدم‌ها در آثارش بیش‌تر ما را به خنده وامی‌دارد. او دنیایی دارد پر از آدم‌هایی که همه عاشق‌اند و خطاکار و معصوم.»

منوچهر احترامی همچنین درباره‌ی وجود فضای گروتسک یا طنز سیاه در آثار چخوف گفت: «طنز گروتسک زشت‌تر نشان‌ دادن زشتی‌هاست؛ چخوف زشتی‌ها را نشان می‌دهد؛ ولی هیچ‌کس را گناه‌کار نمی‌بیند. او توانایی این را دارد که فانتزی را با مسائل معمولی روزمره قاطی کند. در تصویرسازی معرکه است و حتا خیلی از نویسندگان ایرانی در همان سال‌هایی که شروع کردند به قصه‌ نوشتن، از او تقلید کردند و او سهمی در آثار ادبی آن دوره‌ی ما دارد. چخوف خیلی از زشتی‌ها را نشان می‌دهد؛ اما زشت نشان نمی‌دهد؛ با لطافت و عطوفت نشان می‌دهد. فرق من و چخوف مثل فرق من و هوشنگ مرادی ‌کرمانی است. قصه‌های مرادی کرمانی خیلی تصویری‌اند و بنابراین همه‌ی کارهایش فیلم می‌شوند. چخوف در این‌ کار تبحر دارد؛ یعنی چیزهایی را که مربوط به قصه نیست، نمی‌آورد و چیزهایی را که احتمالا مربوط به قصه است، می‌آورد.»

وی درباره‌ی تاثیر چخوف بر آثار ادبی ایران نیز گفت: «یک نویسنده‌ی فرانسوی می‌گوید اگر چخوف نبود، من هم نبودم. هیچ نویسند‌ه‌ی فرانسوی نمی‌تواند ادعا کند که رگه‌ای از آثار چخوف در کارهایش نیست. حتا در فیلم‌های کوروساوا اثر گذاشته است. در کار ما هم در نوشته‌های صادق هدایت و در تک‌قصه‌های کوچک خیلی قشنگ اوایل کار صادق چوبک، این فضاها را می‌بینیم. در قصه‌ها و آدم‌های دیگر هم می‌بینیم؛ حتا برخی از نویسندگان ما برخی از قصه‌های او را به نام خود چاپ کرده‌اند؛ مثل «تمشک تیغ‌دار». مارکز هم برای آثار کوتاهش از فرانسوی‌ها و فرانسوی‌ها هم از روس‌ها و چخوف اثر گرفته‌اند. معتقدم هیچ نویسنده‌ای در هیچ‌جای دنیا نیست که بعد از چخوف، زیر دین او نباشد؛ به خاطر فضاهایی که ساخته و نوع برخوردی که با قصه داشته و همراهی‌اش با آدم‌ها. چخوف برای همه اشک می‌ریزد.»

به گزارش ایسنا، در ادامه‌ی برنامه، تله‌تئاتر دیگری از آثار چخوف پخش شد و احترامی درباره‌ی آن خاطرنشان کرد: «اجرای برخی از کارهای او خیلی سخت است؛ چون متن‌ها خیلی ساده‌اند و ظاهرشان عمقی ندارند، بویژه نمایش‌نامه‌های بلندش که کم‌تر اجرا می‌شوند. کارهای او می‌تواند خیلی آموزشی باشد و در فضای دانشگاهی ما اجرا شود. در آثار او، سوژه‌ها بهانه‌ای هستند برای این‌که درون افراد را هم بشکافند. نقطه‌ی عطف همه‌ی آثار چخوف انسان است. او هیچ‌ کار معمولی‌اش با کار معمولی آدم‌های معمولی همسنگ نیست و نمایش‌نامه‌های اولیه‌اش که خیلی تلخ نیستند، به هیچ‌وجه به پای قصه‌های کوتاهش نمی‌رسند.» 

۱۳۸۷/۰۲/۱۸
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
مطهری و گروه خون ما
جناب مولوی گفته است: صد هزاران طفل سر بُبریده شد، تا کلیم الله موسی زنده شد. این سخن مال مولای روم نیست، قبل از او هم ابن عربی گفته است، بعدها دیگر رواج پیدا کرد؛ آن بزرگوار می‌گوید: موسای کلیم دفعتاً به بار نیآمده! این یُذَبِّحُونَ اَبناءَ هُمْ...
۱۳۸۷/۰۲/۱۶
سیدمرتضی؛ 40سال قبل
روح شاعرانه‌ای داشت، شعرهای زیبایی می‌سرود و همه از شعرهای او خوششان می‌آمد. ولی نمی‌دانم چرا شعرهایش را جمع آوری نکرد... یادم می‌آید به شعرای مطرح آن زمان مثل شاملو، اخوان، فروغ، احمدرضا احمدی و دیگران بسیار علاقه داشت.
۱۳۸۷/۰۲/۲۱

بایگانی  
دعوتی برای نوشیدن چای
یوسف شارونی / حسین سیدی
در رؤیاى بابل / فصل اول
ریچارد براتیگان / پیام یزدانجو
چند روایت معتبر درباره‌ی کشتن
مصطفی مستور
گلوی آهنی
میخائیل بولگاکف/ نیره توکلی
بستنی‌فروش و رونالدینهو
حمید نوایی لواسانی
هزار و سیصد و سمنان / فصل 19
محسن حدادی، سیدعلی موسوی و...
کلم تُرشی
سید علی موسوی
یک بار در عمر
جومپا لاهیری/ فرشید عطایی

بایگانی  
با ابر بی‌رمق، حرَجی بر کویر نیست
محمد مجتبی احمدی
فرمانروایی خانه بر دوشم، محبت کن
فاضل نظری
سیب‌بودن مسیر خوبی نیست
محمد کاظم کاظمی
خاتون بی‌ملاحظه!
آرش پورعلیزاده
تقویم خاطرات من از هوش می‌رود
مرتضی حیدری آل‌کثیر

بایگانی  
تمام پاسخ او یک کلام بود: زرشک!
مصطفی حسن‌زاده
نطق انتخاباتی سرلیست
استاد بوالفضول الشعرا
دستورالعمل تبلیغاتی
داریوش کاردان
خداحافظ عشق افلاطونی من!
حامد تأملی
آخرین شگردهای انتشار کتاب
فرورتیش رضوانیه

بایگانی  
کتاب لندن
رونمایی از گنبد نهم
کتابخانه‌های عصر خلاقیت
14 قرن بعد

بایگانی  
ساعت، نه و ده دقیقه خون راه افتاد
محمدصادق کریمی
دریبل دوطرفه
مصطفی حسن‌زاده
و قاف حرف اول قلب است
محسن حدادی
قیام بعد از رکوع
محبوبه سلیمی

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام