بزرگداشت استاد شهید آیتالله مطهری، عصر یکشنبه در حسینیه ارشاد با حضور حجتالاسلام ناصر نقویان، علی مطهری و جمعی از دوستداران و علاقمندان شهید مطهری برگزار شد. آنچه میآید بخشی از سخنرانی حجت الاسلام نقویان در این مراسم است:

عطر گل را نمیتوان با گلوله نابود کرد
صحبت درباره شهید مطهری، مانند سخن گفتن درباره شیشه عطری است که سر آن را بریدهاند. شیشه عطر اگر سرش بپرد، عطر آن همه فضا را پر میکند، مانند بستهای انفجاری است که پس از حادثه موج انفجارش همهجا را میگیرد.
دشمنان کور دل در جمع نفهمیدنهایشان، نفهمیدند که اندیشه را نمیتوان با گلوله نابود کرد. تعبیر امام راحل این بود که دشمنان چون منطق نداشتند متوسل به گلوله شدند اما نمی دانستند که گل را نمیتوان با گلوله نابود کرد. زیرا عطر گل فضا را پر کرده است.
پزشکی که همیشه آماده باش بود
در جمع سخنانی که درباره استاد مطهری گفته شده است از اصلاحگری و مصلحگری ایشان که به روز هم هست، بسیار سخن گفتهاند. یک پزشک مثل سربازی که آماده باش است، حتی با پوتین بسته میخوابد و هر لحظه باید آماده باشد تا بر بالین بیمار حاضر شود. چنین پزشکی اعتنایی به انترنها و پرستاران حاضر ندارد. مطهری از چنین مفاهیمی برخوردار بود. مصلحی جراح بود که میگشت و تومورها و عقدههایی را که بر سر راه پیشرفت اسلام قرار داشت پیدا میکرد و مرهم مینهاد. استاد مطهری یک مفسر و فیلسوف و جامعهشناس و روانشناس بود؛ کسی که در باب ادبیات کلاسیک در دانشگاه سخن میگفت و حافظ را که بسیاری در آن اوایل انقلاب او را کافر میدانستند اجر نهاد، نقد کرد و در علل گرایش مادیگرایان در این باب به خوبی سخن گفت.
شهید مطهری بسیار افتاده بودند و اگر لازم بود حتی برای نوجوانان داستان راستان هم مینوشتند و ترسی نداشتند که به این مقولات وارد شوند. زیرا ذهن ایشان مشغول ایجاد راه برای اصلاح و ترمیم مسیرهای زخم خورده بود و همواره در اقیانوس وسیع دانش شنا میکردند.
طهارت روح مطهری مهجور مانده است
ممکن است در بین شخصیتهای متفکر، کسانی را پیدا کنیم که شخصیت شهید مطهری را داشته باشند و یا برخی را ببینیم که از ظرافت دید و نکتهبینی ایشان بهرهمند باشند، اما به نظر میرسد هر چه پیش میرویم کمتر بعد معنوی ایشان را با متفکرین همترازشان مقایسه میکنیم و این موضوع همچنان نادیده گرفته میشود.
امام خمینی(ره) نیز پس از شهادت شهید مطهری ابتدا به ساکن در اظهار تاسف و تاثر خود به معنویت ایشان اشاره کردند و این نشان میدهد، امام نیز اول بعد معنوی و طهارت روحانی استاد را در نظر گرفتهاند، در حالی که امروز همواره از این مسئله دور شدهایم و توجه نمیکنیم که چه شد این درخت اینگونه بار داد، آن هم بار بیلک و مرغوب. برخی ثمر دارند، اما بار و ثمرشان لکدار است و نمیتوان از همهی آن استفاده کرد، اما آثار شهید مطهری به گونهای است که هر چه میگذرد به ارزش آن بیشتر پی میبریم.
ارتباط مطهری با مبداء حیات بدون پارازیت بود
ارتباط قوی و بدون پارازیت شهید مطهری با منبع وحی و علوم آسمانی موجب شد که درخت دانش استاد میوههای بدون آفت و و بدون لک بدهد. خداوند در قرآن فرموده است که ما از میان خود شما پیامبری فرستادیم که بتواند آیات ما را بر شما به درستی بخواند و آن را به گونهای تشریح کند؛ شهید مطهری آیات قرآن را به خوبی باز کردند و خود این یک هنر است. اینکه بعد از خوب خواندن دست به جراحی معنوی آیات بزند، نشان میدهد، اگر میخواهید حکمت بیاموزید باید با پیغمبر در ارتباط باشید، زیرا پیامبر اکرم(ص) مانند آب باران است.
بسیاری از دانشمندان امروز کشف کردهاند، که هیچ آبی پس از تبدیل شدن به آب مقطر از طریق دستگاههای فنی ساخت انسان، نمیتواند به آب کاملا خالص تبدیل شود و حتما برخی خواص آب اولیه را دارد و تنها آب باران است که از خلوص صد در صد بهرهمند است. پیامبر(ص) مانند آب باران است که با آسمانها در ارتباط است و برای همین بود که فردی مانند شهید مطهری –که طلبهای از همین کوچه و خیابان و در میان مردم عادی بود- به واسطهی ارتباط با ایشان با مبداء حیات مرتبط شد. چو رسول آفتابم، به طریق ترجمانی/به نهان از او بپرسم، به شما جواب گویم...
اجتهاد یعنی سخت کوشی نه کوشش!
شهید مطهری به پدر و مادر خود میگفت، "روحی فداک"؛ حضرت علی(ع) میگوید روح پدر و مادر در نگاه علمی و تخصصی یک فرد موثر است. غذای حلال را هیچ لابراتوآری نمیتواند تشخیص دهد. او دست پرورده پدر و مادری بود که به واسطه تلاش و رزق حلال آنها همواره سپاسگزارشان بود و از بینش و پاکی آنها بهره گرفته بود.
کشاورزی که بر سر زمین زراعی تلاش میکند، عرق میکند و با سخت کوشی رزق خود را کسب میکند و سپس با چهرهای غبارآلود و گردآلود از زمین میآید، همین خاک به او آبرو میدهد. اجتهاد یعنی سختکوشی نه کوشش.
ژاپن غول اقتصاد و صنعت و ... است اما آمار خودکشی و ناامیدی در بین مردم این کشور به گونهای بالا رفته که آمار دادهاند فقط حدود 11 هزار ژاپنی بالای 60 سال دست به خودکشی زدهاند. این ایدز فرهنگی است. آن ها به غرب رفتند و علوم جدید را به دست آوردند اما فرهنگ بیتقوایی آنها را نیز با خود آوردند! آیا ما باید از آن ها بیاموزیم، در حالی که مطهریها را در کشور داریم؟ به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد/به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد/ یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد / تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد...
حق گرفتنی نیست، دادنی است
چه کسی گفته است که حق گرفتنی است؟ حق دادنی است و این را شهید مطهری ثابت کرد. مدیر یکی از شرکتهای بزرگ صوتی و تصویری در خاطرات خود دارد که در نوجوانی روزنامهفروشی میکرده است. هر روز صبح روزنامهها را میبرده و به دست کاسبان بازار میرسانده. یک روز دیده نصف بازار روزنامه را قبل از توزیع او گرفتهاند؛ بنابراین فردا زودتر بلند شد. فردایش دید یک سوم زودتر گرفتهاند، فهمید کسی قبل از او روزنامه را توزیع کرده است، بنابراین باز فردا صبح زودتر بلند شد. آن قدر این کار را کرد تا بالاخره کل بازار را قبضه کرد... اسلام این را نمیگوید که نان کسی را آجر کنید! شهید مطهری هم خود میآموخت و هم آنچه را یاد میگرفت به دیگران یاد میداد. اما با سختکوشی خود حقش را از "خداوند" دریافت میکرد.
در این مراسم که از ساعت 17 تا 19 برگزار شد، برنامه دیگری در حسنیه ارشاد برگزار نشد، تا ضعف تبلیغاتی روابط عمومی حسینیه ارشاد، سایه سنگینش را روی بزرگداشت یکی از بزرگترین شخصیتهای متفکر و متعلم انقلاب اسلامی بیاندازد. این مراسم در غربتی خاص و سکوت رسانهای عجیبی به پایان رسید.