کتاب نیوز  شناسنامه

کور رنگی آمریکایی/ ریچارد تامسون فورد

 اختصاصی کتاب‌نیوز / محمد حسنلو

عابر پیاده‌ی سیاه پوستی کنار یکی از خیابان‌های منهتن ایستاده و دستش را برای تاکسی تکان می‌دهد؛ ولی وقتی راننده به مقابلش می‌رسد، فشار پایش روی پدال گاز اتومبیل بیشتر می‌شود... در اواخر دهه‌ی 90 میلادی که اواخر دوره‌ی نژادپرستی محسوب می‌شود، هنرمندانی مثل "دنی گلو ور" اعمال این چنینی رانندگان سفیدپوست را معادل همان اعمال نژادپرستانه گروههای کوکلوس کلان (گروه‌هایی که با نقاب سفید، خانه‌های سیاه پوستان را اقدام به آتش می‌زدند) می‌دانست و حالا بعد از گذشت سالها که اوضاع کمی آرام‌تر شده و مردم آمریکا کمی با کلاس‌تر و به اصطلاح با فرهنگ‌تر شده‌اند؛ بعضی هنوز هم میراث زشت سفید‌های نژادپرست قاره‌ی جدید را فراموش نکرده‌اند.



به گزارش کتاب‌نیوز، پروفسور "ریچارد تامسون فورد" استاد رشته‌ی حقوق دانشگاه استنفورد در کتاب جدیدش تحت عنوان "کارت نژادی" (بازی نژادی) موضوع رانندگان تاکسی و روابط آنها با مشتریان سیاه‌پوست را به عنوان مثال مطرح می‌کند و به صراحت از شروع عصر پست ریسیسم (نژادپرستی مدرن) خبر می‌دهد که می‌تواند حوادثی بدتر از گذشته را رقم بزند.

فورد اعتقاد دارد نژادپرستی از بین نرفته است؛ بلکه با تصویب قوانین و حقوق مدنی اجباری، این مسئله در چشم جامعه‌ی امریکایی کوچک و ناچیز قلمداد ‌شده است. فورد در کتابش می‌نویسد: "شاید بتوان گفت نژادپرستی نسبت به زمان‌های قبل مسئله‌ای کوچک قلمداد می‌شود؛ چرا که جرم و جنایت آنقدر در این کشور زیاد شده که فرق گذاشتن بین سیاه و سفید چندان مسئله‌ی مهمی محسوب نمی‌شود. تغییرات و اصلاحات قوانین ایالات متحده تنها برای جرایمی اعمال می‌شود که به اصطلاح از دید قانونی "اعتبار" دارند و در این جو و شرایط به طور حتم باید انتظار داشت نژادپرستی در هاله‌ای از ابهام از چشم قانون کور رنگ امریکا به دور خواهد ماند و انگیزه‌ای نیز برای پیگیری جرایم مربوط به آن و مبارزه علیه این معضل انسانی باقی نخواهد ماند؛ در حقیقت کارت "تظاهرات کنندگان در بازی نژادی" همیشه به کارتی سوخته تبدیل می‌شود."

در مثال راننده تاکسی فورد به حقیقت تلخی در جامعه‌ی امریکایی اشاره می‌کند و می‌نویسد:
"در اینجا رانندگانی که برای مسافران سیاه‌پوست ترمز نمی‌کنند؛ در خیلی از مواقع خود سیاه و از نژادهای آسیایی و خاورمیانه هستند و تنها دلیل چنین رفتاری را می‌توان در برخوردهای اجتماعی و تبلیغات مسموم دولت و رسانه‌های امریکایی و حتی تهدیدهای آشکار و پنهان برای جلب تاکسی‌ها و رانندگانشان دانست."

فورد این نوع رفتار را بدون هیچ واهمه‌ای "نژادپرستی" می‌خواند. ولی در کتابش از آن به عنوان نوعی نژادپرستی یاد می‌کند که افراد نژادپرست آن معلوم نیستند و یا حدقل در مقابل قانون جرمی ندارند. در قدیم که سیاه‌پوست‌ها در محله‌های به قول سفیدها خطرناک زندگی می‌کردند، رانندگان غیر نژادپرست، برای سوار نکردن آنها دلیل منطقی داشتند؛ ولی متاسفانه حالا هیچ کسی نمی‌تواند این رانندگان را تهدید به مرگ و امثال آن کند. با این حال این رفتار نژادپرستانه همچنان ادامه دارد.



فورد در جایگاه یک حقوقدان با وجدان نویسنده‌ای پویا و جسور اعتراض خود را از طریق جملات نیشترگونه‌اش متوجه بسیاری از گروههای حامی حقوق بشر و فعالان فرهنگ و ارتباطات فرهنگی می‌کند و سعی دارد هدف و موضوع مرده‌ای را دوباره زنده کند؛ تا بتواند جسم بیمار این معضل اجتماعی را درمان بخشد. او همانطور که عنوان کتابش را انتخاب کرده، این راه را به بازی‌ای تشبیه می‌کند که ورق‌های آن همه برگشت خورده‌اند و سوخته‌اند و کسی باید دوباره این ورق‌های برگشته را از نو بچیند.
در یکی از فصل‌های کتاب با عنوان "کارت وحشی: نژادپرستی در مقایسه" فورد به بررسی مباحث نژادی دنیای معاصر می‌پردازد و سعی می‌کند گروه‌های حقیقی مبارزه با نژادپرستی را از گروههای ظاهری و دروغین جدا کند و بگوید که هر گروهی ارزش حمایت ندارد.

وی با تمام اطلاعات و تجربیات خود در فلسفه و قانون، این ادعای بعضی گروههای اجتماعی را به شدت رد می‌کند که مثلاً افراد چاق، غیر جذاب، افراد دارای لکنت زبان و یا کسانی که دارای موهای آبی رنگ هستند، تنها به این دلیل که در "اقلیت" قرار دارند، می‌توانند مورد حمایت قوانین ضدنژادی قرار گیرند. در یکی از میان تیترهای مهم کتاب فورد با عبارت "چاقِ سیاه جدید نیست" سعی می‌کند مخاطب خود را از اقدامات گروه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای برای انحراف افکار و اذهان عمومی جهت مبارزه با نوع واقعی معضل نژادپرستی آگاه سازد. او در همین فصل به شدت سیاست‌های دادگاه عالی امریکا -- به عنوان بالاترین مقام قضایی -- را مورد انتقاد قرار می‌دهد و تمام اقدامات انجام شده در مورد نژادپرستی را تنها برای "قانع کردن" جمعیت رنگین پوست کافی می‌داند.

اگرچه در مدارس و دانشگاه‌های ایالات متحده دانشجوهای سیاه در بسیاری از رشته‌های دانشگاهی حضور دارند؛ ولی فورد از واقعه‌ی تلخی خبر می‌دهد که بیشتر این دانشجوها در رشته‌هایی از قبیل جامعه شناسی و حقوق و ... پذیرفته می‌شوند و در بعضی از رشته‌ها مثل پزشکی که در آن تماس مستقیم با انسان‌ها وجود دارد کمتر از رنگین پوست‌ها پذیرش صورت می‌گیرد و در این سیاست حتی از مردم امریکا سوال نمی‌شود که معاینه یک پزشک سیاه پوست با نوع سفیدش تا چه اندازه می‌تواند تفاوت داشته باشد؟

به گزارش کتاب‌نیوز و به نقل از نیویورک‌تایمز، فورد در این کتاب 388 صفحه‌ای که به تازگی توسط انتشارات استراوس و گیروکس (Straus & Giroux) منتشر شده است؛ می‌خواهد مبارزات علیه نژادپرستی را از واژه‌ها و شعارها به افکار و اعمال مردم انتقال دهد و نژادپرستی را همانند اقدامات دولتی برای کنترل آلودگی آب و هوا حق تمام انسان‌های روی کره زمین معرفی کند. او سعی کرده تا این معضل را همانند بسیاری از مشکلات دنیای پست مدرن -- مثل قتل و جنایت -- مهم جلوه دهد تا مقامات و گروه‌های غیر دولتی آنقدر که برای کتک نخوردن زنان اهمیت قائل هستند؛ برای این مشکل نیز چاره‌ای بیندیشند.

وی در کتابش (The Race Card) می‌نویسد: "ما باید بی عدالتی‌های نژادی را به عنوان یک مشکل اجتماعی که همیشه توسط افراد بد جامعه مرتکب می‌شود با هم حل کنیم و در این راه برگرداندن "ورق‌های سوخته‌ی نژادپرستی" می‌تواند اولین قدم در این بازی مشکل باشد...

 نیویورک تایمز

۱۳۸۷/۰۲/۰۸
 مطالب مرتبط 
استثمار واژه‌های کلاسیک

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
مطهری و گروه خون ما
جناب مولوی گفته است: صد هزاران طفل سر بُبریده شد، تا کلیم الله موسی زنده شد. این سخن مال مولای روم نیست، قبل از او هم ابن عربی گفته است، بعدها دیگر رواج پیدا کرد؛ آن بزرگوار می‌گوید: موسای کلیم دفعتاً به بار نیآمده! این یُذَبِّحُونَ اَبناءَ هُمْ...
۱۳۸۷/۰۲/۱۶
سیدمرتضی؛ 40سال قبل
روح شاعرانه‌ای داشت، شعرهای زیبایی می‌سرود و همه از شعرهای او خوششان می‌آمد. ولی نمی‌دانم چرا شعرهایش را جمع آوری نکرد... یادم می‌آید به شعرای مطرح آن زمان مثل شاملو، اخوان، فروغ، احمدرضا احمدی و دیگران بسیار علاقه داشت.
۱۳۸۷/۰۲/۲۱

بایگانی  
دعوتی برای نوشیدن چای
یوسف شارونی / حسین سیدی
در رؤیاى بابل / فصل اول
ریچارد براتیگان / پیام یزدانجو
چند روایت معتبر درباره‌ی کشتن
مصطفی مستور
گلوی آهنی
میخائیل بولگاکف/ نیره توکلی
بستنی‌فروش و رونالدینهو
حمید نوایی لواسانی
هزار و سیصد و سمنان / فصل 19
محسن حدادی، سیدعلی موسوی و...
کلم تُرشی
سید علی موسوی
یک بار در عمر
جومپا لاهیری/ فرشید عطایی

بایگانی  
با ابر بی‌رمق، حرَجی بر کویر نیست
محمد مجتبی احمدی
فرمانروایی خانه بر دوشم، محبت کن
فاضل نظری
سیب‌بودن مسیر خوبی نیست
محمد کاظم کاظمی
خاتون بی‌ملاحظه!
آرش پورعلیزاده
تقویم خاطرات من از هوش می‌رود
مرتضی حیدری آل‌کثیر

بایگانی  
تمام پاسخ او یک کلام بود: زرشک!
مصطفی حسن‌زاده
نطق انتخاباتی سرلیست
استاد بوالفضول الشعرا
دستورالعمل تبلیغاتی
داریوش کاردان
خداحافظ عشق افلاطونی من!
حامد تأملی
آخرین شگردهای انتشار کتاب
فرورتیش رضوانیه

بایگانی  
کتاب لندن
رونمایی از گنبد نهم
کتابخانه‌های عصر خلاقیت
14 قرن بعد

بایگانی  
ساعت، نه و ده دقیقه خون راه افتاد
محمدصادق کریمی
دریبل دوطرفه
مصطفی حسن‌زاده
و قاف حرف اول قلب است
محسن حدادی
قیام بعد از رکوع
محبوبه سلیمی

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام