شناسنامه
نطق انتخاباتی سرلیست
استاد بوالفضول الشعرا
کاندیداتـور مطـرح، از کلّ رقیبـــان سر
از نامزد اصلح، یک خـرده هم اصلـحتر!
هم عارف و هم عـامی گشتند مرا حـامی
معروف بـه خوشنامی، در باختر و خاور!
مـــا را نبـــود وحشت، از رد صلاحیت
قربان تو ای "هیات"، مدیون تــــو ای "کشور"!
گرچه موتور مخلص، گهگاه کند فس فس
امّید کــــه تــــا مجلس، چرخم نشود پنچر!
بــــا رای فزاینــده در دورهی آینـــــــده
مـــاییم نماینده، گـــــــر بخت شــود یاور
من مردمی و نازم، خوشصحبت و طنّازم
به به که چه میتازم، احسنت بر این استر!
دی گفت ترازومان: «کای دلبر مهر و مان!
از غصهی محرومان، کلی شدهای لاغر!»
من حامی نسوانم، جــان بر کف ایشانم
من درد تو میدانم، پس رای بده خواهر!
من سرسبد گلهـا، معشوقهی بلبلهــا
محبوب تشکّلهـا، یک دلبر سیمین سر(!)
«گه نعره زدی بلبل، گه جامه دریدی گل»
از عشق رخم بالکل، آن قاطی و این پرپر!
این: علم و سواد من، این: هوش زیاد من
اعضای ستــاد مــن، هستند بر این باور!
خطاط و دو تـا شاعــــر، تبلیغگـر ماهر
یاردانقلی و باقــــــر، قربانعلی و اصغر!
از سعی اکیپ من خوشگل شده تیپ من
بنگر به تریپ من، این عکس شده محشـر!
با این رخ چون ماهم، در عکس چه دلخواهم
هممیهن همراهم، کن نـــــام مرا از بر!
ناز قلمت ای یار! بر برگهی رای این بار
تو اسم مرا بنگــــار، پس لطف مــرا بنگر!
گر سوی ستاد آیی شـام است و پذیرایی
هنگام دســـر چایی، بــا بیسکویت مـــادر!
از مکـــر رقیبانم، هــر چند پریشــــانم
من رستم دستـــانم، خالـــی نکنم سنگـــــر!
مزدور فرنگ آنها، بـــا بنده به جنگ آنها
بس دنگ و دبنگ آنها، بیشخصیت و عنتر!
گه دنگ و دبنگ آید، گه منگ و ملنگ آید
چون قافیه تنگ آید، شاعـــر به... الی آخر!
۱۳۸۷/۰۲/۰۲
مطالب مرتبط
هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگیام شده است... شفیعی کدکنی میگوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاصپسند و عوامفهم باشد. فکر میکنم شعرم بار عوامفهمیاش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهلبیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
جناب! خویشتندار باش / 25 تابلو از نهجالبلاغه
از همکاران نزدیکت، سخت مراقبت کن... مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دستهاند: دستهای برادر دینی تو و دستهی دیگر همانند تو در آفرینش... مبادا بر مردم منّت گذاری یا خُلف وعده نمایی... مبادا هرگز در آن چه که با مردم مساوی هستی، امتیازی بخواهی!
۱۳۸۷/۰۶/۰۴
باتلاق یا دریا؟ / فاطمه علیزاده
همهی بچههای کوچه عاشق هما بودهاند. پدرها اما قدغن کرده بودند که پسرها با هما بازی کنند. آنها همیشه با هم بودهاند تا اینکه کم کم از هم جدا میشوند و حالا در بزرگسالی دوباره به هم رسیدهاند.
۱۳۸۷/۰۶/۰۳
شوهر آمریکایی
جلال آل احمد
گرگین خان
سید علی موسوی
لحظهی زخمیشدن حباب
مجتبی زحمتکش
پاپوش
مجید قیصری
فروشگاه عربی
زکریا تامر
انجمن مخفی / فصل دو
احمد شاکری
بعد از ظهر سگی
فرورتیش رضوانیه
بیپناه
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان
ای عشق مهمانی بس است
فاضل نظری
آواز خوشت بوی دل سوخته دارد
هوشنگ ابتهاج
پیام دادم و گفتم بیا خوشم میدار
شیخ اجل سعدی
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
لسانالغیب حافظ
شبت خوش باد من رفتم
حکیم سنایی
توافتهای ایران و خارج
صالح شخصی
نحن معترضون غلیظاً للخلیج الفارسیه
حمید ربیعیان
همچون یک کدوتنبل
محمد جاوید
بررسی ابعاد ادبی"یه توپدارمقلقلیه"
رضا احسانپور
مترو حیوان نجیبی است
علیرضا لبش
دومین بزرگترین کتابخانهی دنیا
به بزرگی یک دائرةالمعارف
خال لب
کتاب لندن
مصطفای من
مطهره طبیبی
ستارهای دنبالهدار، گریزان به آغوشت
مصطفی حسنزاده
نشانه
مهران محرمیان
قلپ
نفیسه مرشدزاده
پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
روی جلد
|
پیشنهاد ما
|
نقد و نظر
|
بازارچه
|
کتابخانه
|
نقطه سر خط
|
پیشنهاد شما
|
دیگران
|
شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.