اختصاصی کتابنیوز/ محمدحسنلو
طی بیست سال گذشته و در دوران پس از توافقنامهی"اسلو" ـ در سال 1993 ـ ظهور جنبش "پسا صهیونیسم" دلیلی بر وجود یک سیر قهقرایی و نیز شکست طرح و اساس مشروعیت(!) ایدئولوژی صهیونیسم است. "پسا صهیونیسم"ها مقولات صهیونیستی را مورد بازنگری و انتقاد قرار داده و تلاش کردهاند که "قداست" را از بخش یا کل مقدسات صهیونیستی بردارند. نوعی زندگی تهی از هرگونه معنویت. طرفداران "پسا صهیونیسم" برخی افکار و اندیشههای رایج نظیر جمع آوری کلیه یهودیان جهان در کشوری صهیونیستی، ماهیت نظامی اسرائیل و گرایش سلطهطلبانهی آن و حتی هولوکاست را مورد انتقاد قرار داده و مورخان جدیدی از جمله "یسرائیل فنکلشتاین" رئیس آموزشگاهی باستان شناسی دانشگاه تل آویو، روایت صهیونیستها از جنگ 1948 را هم مورد بازنگری قرار دادند.
فنکلشتاین در کتابش تحت عنوان "زیرخاکی مقدس" در نقد داستانهای تورات عهد جدید (اساس مشروعیت صهیونیسم) مینویسد: "در قرن بیستم پیش از میلاد مسیح، "اورشلیم" یک منطقهی کوچک بود، به طوری که تعداد روستاهای آن کمتر از بیست روستا بود و کل جمعیت آن به ده هزار نفر نمیرسید و اغلب ساکنان این منطقه، چوپانانی بودند که از مناطق دیگر آمده بودند."

در بخشی دیگر از این کتاب آمده است: "به همین خاطر این احتمال بسیار ضعیف است که روستای "اورشلیم" و منطقهی "یهودا" که تقریبا خالی از سکنه بودهاند، مرکز امپراطوری باشند و مساحت آن از جنوب دریای سرخ تا شمال سوریه امتداد داشته باشد."
نویسندهی کتاب در یکی از پژوهشهای خود که روزنامه "نیویورک تایمز" آن را منتشر کرد، مینویسد: "به اعتقاد من هیچ دلیل قانع کنندهای مبنی بر وجود سرزمینی بزرگ و یکپارچه در قدس که به مناطق بزرگ دنیا حکومت کند، وجود ندارد. قدسی که ملک داوود بود؛ در گذشته روستایی فقیر بیش نبود."
به نظر میرسد که این تحقیق "فنکلشتاین" پاسخی غیرمستقیم به اصل "معبد و پادگان" باشد که از سوی فرماندهان نظامی صهیونیست برای یافتن آثار باستانی فلسطین مطرح شده است. او در این باره میگوید: "آثار باستانی فلسطین را باید با "بیلی در یک دست" و تورات در دستی دیگر جستجو کرد."
بنا بر این گزارش "زئیف هرتزوگ" از مورخان جدید صهیونیستی نیز در نظری مشابه و در پژوهشی دیگر اعلام کرده است: "اغلب داستانهای تورات صحت ندارد و کنکاشهای گسترده باستانشناسان در "اسرائیل" طی قرن گذشته ما را به نتایج ناامیدکنندهای رسانده است. همه چیز جعلی و ساختگی است و ما در پژوهشها و جستجوهای خود هیچ چیزی که با روایتهای تورات سازگار باشد، نیافتیم." وی همچنین میگوید: "من به عنوان یک یهودی و یک دانش آموز مکتب تورات، میزان سرخوردگی یهودیان را در اثبات داستانهای تاریخی تورات و کشف حقایق موجود آثار باستانی کاملا درک میکنم."
وجود صهیونیستها در "اسرائیل" یک واقعیت است و نمیتوان آن را تغییر داد. اما هرتزوگ به هرحال با صهیونیسمی که به افسانههای تورات به عنوان یک منبع و سند مشروع تکیه میکند، مخالف است. غیر از وی تعدادی دیگر از مورخان نیز با افسانههای تورات مخالفند. جامعهشناسانِ منتقد، وضعیت اقشار ستمدیدهی منطقهی مورد نظر اسرائیلیها (فلسطینیان، سیاه پوستان، زنان و یهودیان غربی) را مورد بررسی قرار دادند و مورخان جدید با مشی رایج صهیونیستها مبتنی بر جعل تاریخ و وقایع برای تقویت ادعاهای صهیونیستی به مخالفت برخاستند.
در واقع آنها از صهیونیسم یک سیمای واقعی ترسیم کردند که تا اندازهای به روایت فلسطینیان دربارهی واقعیتهای جنگ (1948م.) نزدیک است؛ جنگی که حاکی از تحقق مطامع و اهداف صهیونیستی و تبعید و آوارهکردن فلسطینیان است. مورخان جدید معتقدند که جهان عرب نه یک قدرت نظامی مخوف که یک قدرت از هم پاشیده با ارتشی ضعیف و ناتوان بود که باعث شد یهودیان در جنگ با آنها، "قهرمان" نامیده شوند. مورخان جدید همچنین بر این باورند که "اسرائیل" رژیمی جعلی، با نقشهای خیالی، زورگو، سرکش و مخالف صلح است.
پیروان "پسا صهیونیسم" امروزه حتی در مراکز آکادمیک و ادبی "اسرائیل" نیز در اقلیت نیستند و دولت یهودی را در هر مکان و محفلی مورد حمله قرار میدهند، هدف آنها حمله به موجودیت "اسرائیل" نیست؛ بلکه حمله به اوضاع قانونی و سیاسی و اخلاقی آن به عنوان یک حکومتی است که مدعی حکومت بر ملت "یهود" است.
نیویورکتایمز