کتاب نیوز  شناسنامه

یک امپراطوری عثمانی جدید / جاناتان کوک

اختصاصی کتاب‌نیوز

آخرین و جدیدترین کتابی که درباره اشغال‌گری صهیونیست‌ها در خاورمیانه نوشته شده است؛ به بحث برخورد تمدن‌ها پرداخته و آنچنان به سوالاتی متناقض و بی‌جواب دامن زده است که گویی نه تنها به اشغال‌گری اعتراضی ندارد؛ بلکه خواننده را ترغیب می‌کند که اگر جوابی برای سوال‌هایش پیدا نمی‌کند؛ درباره‌ی آن، فکر هم نکند!

"اگر جنگ عراق به طمع کسب منابع نفتی بوده است، چرا خود شرکت‌های نفتی امریکایی چندان موافقتی با ادامه‌ی این جنگ نشان نمی‌دهند؟ آیا دولت امریکا برای جنگ از لابی قدرتمند صهیونیسم برای جنگ دستور می‌گیرد و آیا این مسئله بر خلاف منافع خود مردم امریکا است؟ و آیا لابی این اندازه قدرت نفوذ بر سیاست‌های ایالات متحده را دارد؟ و یا حتی اسراییل صرفاً برای این ایجاد شده است که ابزاری انحصاری برای حفظ منافع امریکا در منطقه باشد؟" و...

"جاناتان کوک" نویسنده‌ی یهودی این کتاب، ساکن ناصریه در شمال سرزمین‌های اشغالی است. او در دومین کتابش با عنوان "اسراییل و جنگ؛ برخورد تمدن‌ها" که در 8 مارس سال جاری توسط انتشارات پلوتو (Pluto Press ) منتشرشده است، سعی می‌کند، خود، کلافی را که از این سوالات بافته، باز کند و در فرآیندی مبهم و با واژه‌ها و عباراتی سفسطه‌آمیز، پیشنهاداتی برای تشخیص آنچه در بی ثبات‌ترین منطقه‌ی جهان در حال وقوع است؛ ارایه کند.

جاناتان کوک همان مولف کتاب مشهور "خون و دین" است که سال گذشته منتشر شد و محور آن بررسی سیاست‌های رژیم صهیونیستی از زمان شکست مذاکرات کمپ دیوید 2 بود. این نویسنده‌ی امریکایی در مقاله‌ی خود پیش‌بینی می‌کند که در آینده‌ی نزدیک، شمار فلسطینیان بر تعداد یهودیان فزونی یافته و رژیم صهیونیستی برای مقابله با این مسئله، باید سیاست‌های نژادپرستانه‌ای اتخاذ کند و اقلیت یهودی به آزار و سرکوب اکثریت فلسطینی اقدام کند. و در نتیجه و به دنبال آن، دولت عبری به سرنوشتی مشابه سرنوشت دولت نژادپرست افریقای جنوبی (آپارتاید) دچار شود. 

وی از حامیان سرسخت رژیم جعلی "اسرائیل" و همان فردی است که طرح ایجاد دیوار حائل را ارائه کرد. او در کتاب "خون و دین" خود نیز با طرح همین سوالات متناقض، مجموعه‌ای از پیشنهادها را عنوان می‌کند که از آن جمله می‌توان به تاسیس یک دولت فلسطینی اشاره کرد که از چند منطقه‌ی جدا از هم تشکیل می‌شود! تفکیک و جدایی که موجب می‌شود تا فلسطینیان نتوانند قدرت و توان خود را برای مقابله با ارتش رژیم اشغالگر قدس جمع کنند.

از دیگر مسائل مطرح شده در کتاب جاناتان کوک، می‌توان به اتخاذ تدابیر شدید برای جلوگیری از ازدواج فلسطینیان مقیم مناطق اشغالی با ساکنان کرانه‌ی باختری و نوار غزه اشاره کرد.
وی تحلیل‌های خبرنگاران بین‌المللی مثل پالاست(
Greg Palast) و نظرات آنها را در مورد اینکه در حالت کلی شرکت‌ها و صنعت نفت جهان، سقوط صدام حسین را آرزو می‌کردند؛ می‌پذیرد؛ ولی معتقد است وقتی ژنرال قدرتمند بعثی از حکومت کنار می‌رود؛ بر سرکار آمدن فرد قدرتمند دیگری در جریان یک انتخابات مردمی، طبیعی است و همانطور که "نفت ارزان عراق" در بازارهای جهانی، آرزوی شرکت‌های خصوصی امریکایی است، تخریب سازمان اوپک و موقعیت عربستان به عنوان حامی احتمالی نیروهای شورشی عراق هم باید جزو اهداف پیش‌بینی‌شده باشد.  

با فرض این مطلب که عربستان سعودی تنها! رقیب اسراییل برای نفوذ میان مقامات واشنگتن است، نویسنده در این کتاب، مرحله‌ی آغازین برخورد تمدن‌ها را از جدال میان اسراییل و عربستان و برای حمایت از حاکمان یهودی امریکا می‌داند.

به وضوح می‌توان مشاهده کرد که یکی از اهداف اصلی اسراییل برخورد میان تمدن‌های خاورمیانه و حکومت‌های آنهاست؛ به طوری که حتی "زف شیف" ـ خبرنگار ارتش رژیم صهیونیستی که چندی پیش درگذشت - در یکی از شماره‌های سال 1982 روزنامه‌ی "هاآرتص"، مستقیماً به این مسئله اشاره می‌کند و می‌نویسد: "بهترین منفعتی که اسراییل می‌تواند نصیبش شود، تجزیه عراق به بخش شیعه، سنی و کردنشین است." همین نقشه یک ربع قرن بعد، توسط نیروهای امریکایی مطرح می‌شود. در حقیقت اسراییل در راس جدال تمدن‌ها از وجود مردان قدرتمندی حتی مثل صدام نیز در میان مردم عرب، هراس دارد؛ چرا که ممکن است بتواند صداهای(!) مردم منطقه را با یکدیگر متحد کند.

به هر حال امروز با داشتن این فرضیه و اعتقاد نویسنده‌ی یهودی و طراح دیوار حائل، به وضوح منافع نومحافظه‌کاران امریکایی و حامیان اسراییل با وجود عراق کنونی تامین شده است. که به طور حتم نسبت به مقامات پیشین موفقیت بیشتری حاصل کرده‌اند. و کاملاً روشن است که اسراییلی‌ها می‌دانستند؛ "جرج بوش" پدر وقتی "جیمز بیکر" به وی توصیه کرد صدام حسین را در راس حکومت به عنوان عامل حیاتی برای حفظ ثبات و امنیت نگه دارد، اشتباه کرده است.

شش ماه قبل از اشغال سال 2003 عراق، "مایکل لیدین" که در میان احزاب نومحافظه‌کار امریکایی شهرت و جسارت خاصی دارد، نوشت: "هدف ما از اشغال، ایجاد ثبات در عراق، ایران، سوریه، لبنان و یا حتی عربستان نیست؛ بلکه به جای آن تغییر اوضاع و امور منطقه به هر نحوی که ممکن است در راه ایجاد بی‌ثباتی به کار گرفته خواهد شد."

و شاید در گفتن و نوشتن این سخنان، همان نظریه‌ی "شامپایر" که رابطه مستقیمی بین افزایش هرج و مرج و بی‌نظمی، با برقراری امنیت و ثبات قائل بود، به طور طوطی‌وار تقلید شده است.    

اگر اسراییل را طبق ادعای مقامات امریکایی و حامیان یهودی آن، "پلیس منطقه" محسوب کنیم و دولت این رژیم را "دولت جنگ" خطاب کنیم، ارتش این رژیم را که در واقع غزه و کرانه‌ی باختری را برای آزمایش نظریه‌های جنگی و تکنیک‌های پیشرفته‌ی کشتار جمعی خود به آزمایشگاهی از قتل عام انسان‌های بی‌گناه تبدیل کرده است، نمی‌توان پزشک و محقق خطاب کرد.

به گزارش کتاب‌نیوز، "نوآم چامسکی"، اندیشمند معاصر امریکایی در سال‌های دهه‌ی 80 میلادی نظریه‌ای را در یکی از مقالات خود که بعدها به صورت کتاب تحت عنوان "مثلث شوم" منتشر شد، مطرح کرد. او در آن مقاله اعتقاد دارد: "موقعیت آیپاک(کمیته‌ی روابط عمومی امریکا - اسراییل) و لابی اسراییل به طور عمده در منافع امریکا در منطقه‌ی خاورمیانه منعکس می‌شود." به اعتقاد چامسکی که "کوک" نوشته‌های وی را عیناً در کتابش درج کرده است، "اسراییل در حقیقت در جستجوی عثمانی کردن خاورمیانه و بازگشت به نظام امپراطوری عثمانی با محوریت یک قدرت به نام اسراییل است؛ که هر منطقه بر اساس ادیان مردم آن منطقه تقسیم بندی می‌شود!" 

نظریات چامسکی را نیز در سخنان سید حسن نصرالله، رهبر موفق و پیروز حزب‌الله لبنان می‌توان مشاهده کرد که معتقد است: "اسراییلی‌ها دوست دارند کشور لبنان به قسمت‌های سنی‌نشین، علوی، مسیحی و دروزی تجزیه شود؛ که با مهار قسمت شیعه‌نشین آن می‌توان، اسراییل را در محاصره‌ی بخش‌های کوچک و زیاد و از همه مهمتر آرام و بی‌خطر پابرجا دید."

نصرالله در آن سخنرانی به مردم منطقه هشدار می‌دهد که یکی از اهداف از پیش تعیین شده‌ی اسراییل، تجزیه خاورمیانه به قسمت‌های کوچک است که حتی می‌توان تقسیم‌بندی عربستان و واگذاری آن به افریقای شمالی را انتظار داشت؛ که در میان قسمت‌های کوچک با مذاهب مختلف، به طور حتم قدرتمندترین بخش، اسراییل خواهد بود. و این خاورمیانه‌ی جدید هم، اکنون با حضور امریکایی‌ها در عراق و شروع به تجزیه‌ی آن به بخش‌های سنی و شیعه و کرد نشین شروع شده است.

جاناتان کوک همچون بسیاری از مفسران دانشگاهی در امریکا که در کتاب وی تنها به "استفن والت" و "جان میرشمایرر" اشاره شده است؛ سعی دارد موضوع را وارونه نشان دهد و قدرت‌های خارجی و تروریست و هواپیماربا را عامل دخالت‌های امریکا و اسراییل در منطقه جلوه دهد! و لذا چندان رغبتی به این نظریات نشان نمی‌دهد. این مفسران می‌پرسند اگر اسراییل و لابی یهودی در دستگاه دولتی امریکا نفوذ دارند، چرا بوش قبلی و کلینتون سیاست‌های مشابهی را دنبال نمی‌کردند؟ و بسیار نمونه‌هایی ذکر می‌کنند که امریکا در آن برنامه‌های اسراییل را نادیده می‌گیرد و مثلا به جای آن سلاح‌های خود را به چین می‌فروشد و حتی برای اینکه نظریات خود را ثابت کنند؛ از عدم کمک "جرج بوش" پسر به دولت "اولمرت" برای جبران هزینه‌های تخلیه یهودیان از نوار غزه مثال می‌زنند!

کوک برای اینکه بتواند سوالات متناقض خود را سامان دهد، می نویسد: "تروریسم بین‌المللی دروغی بیش نیست و در عوض آن باید نظامیان اسلام‌گرا را یک مشکل دانست و وقتی کشور ایران قصد دارد در جریان شکل‌گیری تمدن‌های جدید! خاورمیانه، جنگ ایجاد کند و ما را نابود کند، اسرائیل برای جلوگیری از وقوع یک هولوکاست جدید؛ مجبور است به پایانه‌های اتمی مسلح باشد!..."

به عنوان جمله‌ی آخر باید گفت در حقیقت کوک هر چند فرضیه‌ی روابط امریکا و اسراییل را رد نمی‌کند؛ ولی برای توجیه حمایت‌های آشکار امریکا از این رژیم می‌نویسد: "ما به خاطر جلوگیری از تهدیدهای ایران و سلاح‌های اتمی آن و ایجاد خاورمیانه‌ای با تمدن، در منطقه حاضر هستیم!..."

اصل خبر را اینجا بخوانید.

۱۳۸۶/۱۱/۲۹
 مطالب مرتبط 
قفس آهنی زندگی مدرن/ چارلز تیلور
نقشه ای به ناکجا آباد

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام