هفتهی گذشته سایت تابناک، از چاپ کتابی ــ اگرچه در خبر مذکور هیچ نامی از کتاب و نویسندهی آن ذکر نشده ــ در دفاع از آیتالله شریعتمداری توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی خبر داده بود. آنچه میآید گوشههایی از پاسخ مرکز اسناد انقلاب اسلامی است.

کتاب «مفاخر اسلام» جلد سیزدهم با عنوان «معاصران» نوشتهی دانشمند و مورخ مرحوم "علی دوانی" در سالگرد وفات این عالم از سوی مرکز اسناد انقلاب به بازار کتاب عرضه شده است. این کتاب به ذکر خاطرات و بیان مشاهدات حجتالاسلام علی دوانی از فضلا و علما و بزرگان معاصر روحانی و غیر روحانی پرداخته است. امام خمینی، امام موسی صدر، شهید نواب صفوی، آیتالله دکتر بهشتی، حاج شیخ محمد تقی بهلول و سپهبد شهید صیاد شیرازی و بسیاری دیگر از بزرگان از جمله افرادی هستند که از آنها نام برده شده است.
یک مقاله از این کتاب نیز مربوط به آیتالله شریعتمداری است. در این مقاله با ذکر خاطراتی از ایشان به برخی فعالیتها و سابقهی آیتالله شریعتمداری پرداخته شده است.
مرحوم دوانی که از مؤسسین "دارالتبلیغ" ــ موسسهای که در سال 1343 به سرپرستی شریعتمداری در قم تأسیس شد و دربارهی نسبت آن و انقلاب اسلامی شبهاتی وجود دارد ــ محسوب میشود و از نزدیک حاضر در صحنه بوده به بازخوانی این ماجرا مینشیند. ایشان از تلاشهای گستردهی خویش جهت اصلاح حوزه از همین بنیان آغاز میکند و با ذکر انتقادات خود از شریعتمداری و مشکلاتی که برایش در ارتباط با او پیش میآید؛ در نهایت کنارگیری و عزلت خود را از این مجموعه روایت میکند.
حجت الاسلام علی دوانی در این مقاله تلاش دارد تا به شفاف ساختن نوع ارتباط و همکاری خویش با آیتالله شریعتمداری و جدایی خویش در سال 1350 از وی بپردازد و نسبت به برخی شبهاتی که در این باره وجود دارد پاسخ بدهد.
در بخشی از این مقاله؛ دوانی که از ضعف تصمیمگیری شریعتمداری انتقاد میکند از قول آیتالله طالقانی مینویسد: «اول اینکه ما تجربه کردهایم آقای شریعتمداری در کارها قاطعیت ندارد. تصمیم میگیرد؛ قولی میدهد؛ ولی بعد پشیمان می شود و از تصمیم و قول خود بر میگردد. کافی است که یکی از نزدیکانش یا یکی از بازاریهای طرفدارش بگوید اقدام نکنید...» ص157
حجت الاسلام دوانی در این مقاله اهداف دارالتبلیغ را ناکام میداند:
«از سوی دیگر چاپخانه عظیم دارالتبلیغ و انتشارات آن هم که در نظر بود کتبی چاپ کند و با قیمت نازل در اختیار مردم بگذارد، به صورت شرکتی درآمد که سهامدارن آن: عباسی(داماد)، حسن شریعتمداری(پسر)، و منیری (برادر همسر آیت الله شریعتمداری) بودند...» ص160
دوانی در مورد نزدیکترین فرد به آیتالله شریعتمداری مینویسد:
«شیخ غلامرضا زنجانی پیشکار آیتالله شریعتمداری، سخت با من درافتاده بود و پیوسته مرا تهدید میکرد... یکی دو روز بعد شیخ غلامرضا با خشم و غضب گفت: آقای دوانی! من پدر در میآورم! باید از قم بروی!... باید خانهات را بفروشی و تو دیگر نباید در قم بمانی.»
مرحوم دوانی در نهایت خواننده را به پایان کار شریعتمداری ارجاع میدهد که در مقابل حزب جمهوری اسلامی به عنوان حزب مدافع امام(ره)، "حزب خلق مسلمان" را تأسیس کرد:
«کار حزب خلق مسلمان به جایی رسید که "حسن شریعتمداری" با "مقدم مراغهای" و شخصی به نام "علیزاده" و اشخاصی از قبیل آنها به نام پدرش آقای شریعتمداری در آذربایجان سر و صدایی به راه انداخته بودند و چون کار خیلی بالا گرفت آقای خسروشاهی اعلان کرد من استعفا دادهام و به افشاگری علیه حزب پرداخت. افراد حزب خلق مسلمان در آذربایجان و خود قم باعث درگیریهایی شدند که اگر جلوی آن را نمیگرفتند، جمهوری اسلامی صدمه سختی میدید و دشمنانی که آن روزها در کمین نشسته بودند تا با ایجاد اختلاف، انقلاب اسلامی و زحمات امام خمینی را از درون متلاشی کنند، کاملاً موفق میشدند.» ص168
لازم به ذکر است که این مقاله را مرحوم دوانی در دفاع از خود و با عنوان "شریعتمداریسم" نوشته است.