جلیل صفربیگی
دوباره ولوله در من به راه افتاده
نگاه! توی سرم چارراه افتاده
صدای ترمز ماشین و بوقهای بلند
چقدر راه که در من به چاه افتاده
تمام زندگیام عکس درد در رنجیست
که ناشیانه سفید و سیاه افتاده
مرا به جای خودم اشتباه میگیرند
چقدر آینه در اشتباه افتاده
***
ببین چه بر سر من آمدهاست بعد از تو
که زندگیم به روز سیاه افتاده!