
راستان [Les Justes].نمایشنامهای در پنج پرده از آلبر کامو (1) (1913-1960)، نویسنده فرانسوی، که نخستین بار در 15 سپتامبر 1949 در «تئاتر ابرتو (2)» بر صحنه آمد و در 1950 به صورت کتاب منتشر شد. ماجرا در روسیه در آغاز قرن بیستم روی میدهد. «سازمان سوسیالیستی انقلابی» تصمیم گرفته است که شاهزاده سرژ (3) را از میان بردارد. سه تروریست وارد صحنه میشوند: ایوان کالیایف (4) («من به انقلاب پیوستهام چون زندگی را دوست دارم»)، استپان فدوروف (5) («من زندگی را دوست ندارم، بلکه عدالت را که مافوق زندگی است دوست دارم»)، دورا دولبوف (6) («ما از راستان هستیم... لذا محکومایم به اینکه از خود بزرگتر باشیم»). کالیایف که مأمور پرتاب بمب به طرف کالسکه سرژ شده است در لحظه آخر از این کار منصرف میشود، زیرا دو کودک خردسال، برادرزادههای شاهزاده، در کالسکه در کنار او هستند. با وجود اعتراضهای استپان، برنامه به عقب میافتد. دو روز بعد، کالیایف شاهزاده سرژ را ترور میکند. در زندان، زن شاهزاده به سراغش میرود و میخواهد نجاتش دهد. کالیایف پیشنهاد او را رد میکند: «اگر مجازات نشوم به این معنی خواهد بود که من فقط قاتلام.» رئیس پلیس خبر این دیدار را منتشر میکند و چنین جلوه میدهد که کالیایف از کرده پشیمان شده است. دوستانش منتظر واکنش او هستند. خبر اعدام کالیایف منتشر میشود و آنها میفهمند که او تردید یا خیانت نکرده است. دورا داوطلب پرتاب بمب دیگر میشود تا بتواند سرانجام در عدالت و بیگناهی و مرگ به دوستش کالیایف بپیوندد. آیا میتوان زندگی را دوست داشت و مرگ را انتخاب کرد؟ برای عادل بودن باید زندگی را دوست داشت و بدون نفرت کشت، نه کشتن در راه اعتقادی انتزاعی، بلکه تا دیگر کشتن لازم نباشد. نمایشنامه با کرامت و جوانمردی همیشگی کامو این مسئله را به صحنه دادگاه میآورد، ولی به صورت مکانیکی و با صدور احکام خشک و خسته کننده پیش میرود و غالباً تا حد یک استقلال و برهان ساده تنزل میکند.
ابوالحسن نجفی. فرهنگ آثار. سروش.
1.Albert Camus 2.Hebertot 3.Serge 4.Ivan Kaliayev
5.Stepan Fedorov 6.Dora Doulebov