اختصاصی کتابنیوز / info@ketabnews.com
"بهار گذشته، بسیاری از دیپلماتهای وزارت خارجه امریکا کتاب نیکسون و مائو را می خواندند تا با جستجو در تاریخ روابط امریکا و چین راهی برای بهبود رابطه با جمهوری اسلامی ایران پیدا کنند."
این جمله، گفتهی باربارا اسلاوین، خبرنگار باسابقهی روزنامهی "یو اس ای تو دی" است؛ که در حال حاضر در موسسه تحقیقاتی صلح امریکا فعالیت میکند. اسلیون که به تازگی کتابی درباره رابطه امریکا و ایران پس از انقلاب، با عنوان "دوستان جفاکار، دشمنان وفادار" منتشر کرده، در حال حاضر شانس بهبود رابطه تهران - واشنگتن را بسیار کم میداند. او در کتاب تازهاش که حاصل 6 سفر به جمهوری اسلامی ایران، مصاحبه با 3 رییس جمهوری کشورمان و دهها مقام ایرانی و امریکایی است، فرصتهای از دست رفته برای بهبود رابطه ایران و امریکا را برشمرده و تشریح میکند.
نویسنده در این کتاب ـ در ظاهرـ در جستجوی علل و ریشههای از دست رفتن فرصتهای رفع تیرگی روابط ایران و امریکاست. وی نقش سیاستهای پر تناقض و کوتاه مدت امریکا، به ویژه در دور اول و دوم ریاست جمهوری جورج بوش را بسیار مهم ارزیابی میکند، اما سهم ایران را در از دست دادن بختها برای بهبود رابطه دو کشور کم نمیداند و با مقصر جلوه دادن ایران، در واقع پروژه تبلیغاتی غرب را تکمیل میکند.
آنچه کتاب اسلاوین را از کتابهایی که اخیرا درباره ایران و آمریکا نوشته شده، متمایز میکند؛ مصاحبههای وی با مقامات و شخصیتهای مختلف از محمود احمدی نژاد، ریاستجمهوری فعلی ایران تا کالین پاول، وزیر خارجهی سابق امریکا است. ولی اسلاوین در این کتاب تلاش میکند از طریق گفتگو با سیاستمداران خارج از حلقهی قدرت در ایران، روحانیون و روشنفکران ایران، به نوعی پویایی جامعهی ایرانی را به خوانندگان امریکایی منتقل کند و نشان دهد جامعهی سیاسی ایران بر خلاف تصور برخی سیاستمداران غربی و امریکایی است.

وی می گوید: "با وجود فرصتهای از دست رفته در سالهای بعد از یازده سپتامبر، مقامات ایران و امریکا در این سالها چند دیدار مخفی(!) در کشورهای اروپایی داشتند؛ ولی سیاستهای جنگطلبانهی امریکا مانع از هر اقدامی شده است."
وقتی در جنگ عراق نیز مشاوران ارشد جرج بوش به وی گفتند در حال حاضر "ایران"، در خاورمیانه قدرت اول محسوب میشود، غرور امریکایی نگذاشت تا سیاستهای خود را کنار بگذارد. اکنون نیز وقتی بوش بر اوضاع دامن میزند و وجود سلاحهای اتمی در ایران و احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را مطرح میکند؛ اوضاع بیش از پیش وخیم میشود.
بنا بر گزارش کتابنیوز، نویسنده در بخشی از کتاب، انتخابات سال 1977 و سید محمد خاتمی را مطرح میکند و در بخشی دیگر، به شرح زندگی و دوران تحصیل و کار محمود احمدی نژاد میپردازد. او سعی دارد با این کار مقایسهای بین سیاستهای قبل و بعد از ریاست جمهوری احمدینژاد ــ که در جای جای کتاب از وی به عنوان "آهنگرزادهای ساده" یاد میکند ــ انجام دهد و البته نتیجهای سیاسی بگیرد.
اسلاوین، همچنین به امضای قرارداد یک میلیارد دلاری با شرکت نفتی امریکایی "کونوکو" در دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1995 اشاره کرده و از این قرارداد به عنوان گام بزرگی برای عادی سازی روابط ایران و امریکا یاد میکند و در توضیح آن میافزاید: "با این همه، بیل کلینتون تحت فشار کنگره بلافاصله با صدور دستور تحریم ایران، مانع از عملی شدن این معامله کاملاً قانونی شد و با امضای لایحه تحریم ایران و لیبی، شرکت های خارجی دیگر را نیز در صورت همکاری با ایران، تهدید به تحریم کرد. "

خبرنگار سابق "یو اس ای تو دی" در جایی با "مجید کریمی" یکی از دوستان دوران تحصیل محمود احمدی نژاد درباره نوع زندگی رییس جمهور مصاحبه میکند و او را فردی کوشا و دور از دخانیات و وابستگیهای مرسوم مقامات به امور دنیوی معرفی میکند؛ ولی در ادامه با طرح مسئلهای، احمدینژاد را باعث و بانی ضررهای اقتصادی(!) می داند که به مردم ایران وارد شده است.
و در عوض با بیان اظهارات "سعید لیلاز" علیه رییس جمهور و با محوریت این نکته که "طرح مساله هولوکاست از سوی احمدینژاد چه ضرورتی داشته و چه دردی از مردم را درمان کرده است، هیتلر را فردی درستکار در تاریخ است" قصد دارد اینگونه وانمود کند که، دلیل اصلی تیرگی روابط ایران و امریکا، سیاستهای متناقض مدیران اجرایی ایرانی است.
سه فصل آخر کتاب را میتوان برای کسانیکه علاقه دارند علت واقعی تیرگی روابط میان دو کشور را بدانند؛ مناسب دانست. جایی که اسلاوین با "مژده ربابی"، یکی از مردم عادی بازار خرید حومهی شهر تهران، مصاحبه میکند. به زعم نویسنده زنگار اصلی روابط ایران و امریکا در این مصاحبه مشخص میشود(!) ربابی به عنوان فردی عامی که اطلاعی از سیاستهای خارج از دنیای خود ندارد می گوید "ما به مردم امریکا احترام میگذاریم. وقتی بچههای من که تلویزیون تماشا میکنند، همیشه میگویند مردم امریکا خوب هستند ولی دولتش بد است... بوش و دولت آمریکا نباید مردم این کشور را تحت فشار قرار دهد... ما نمی خواهیم اتفاق ناگواری رخ دهد. برای ما دعا کنید زیرا ما همیشه برای مردم امریکا دعا می کنیم."
اصل خبر را اینجا بخوانید.