اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
"شاه محمد رییس" (Shah Muhammad Rais) ـ همان شخصی که "اسن سیراشتاد" در نوشتن رمان "کتابفروش کابل" از زندگی او و خانوادهاش الهام گرفته ـ در یکی از مغازههای کتاب فروشی خود در کابل برای خبرنگار آسوشیتدپرس حرفهای جدیدی زده است که از لایههای اصلی رمان پرده برداری میکند.
وی در این مصاحبه چند ساعته که در بسیاری از روزنامههای غربی مثل تایمز آنلاین انعکاس محسوسی داشت، فرهنگ افغانی را در این رمان "لگدمال شده" میبیند و اعتراض شدید خود را به نویسنده ـ اسن سیراشتاد ـ با تکذیب اطلاعات ارایه شده دربارهی فرهنگ و سنن مردم افغانستان در این کتاب، آغاز میکند. به گفته "شاه محمد " نویسنده هرچند در به تصویر کشیدن آداب و رسوم مردم این سرزمین "تا حدودی" موضع صداقت را حفظ کرده است؛ ولی مشکل اصلی او این است که به هیچ وجه درک درستی از فرهنگ افغان پیدا نکرده است.
"کتاب فروش کابل" حاصل چند هفته اقامت سیر اشتاد، نویسنده و روزنامهنگار نروژی در کنار خانواده شاه محمد در سال 2003 میلادی است. او در این مدت علاوه بر معرفی آیینها و برخی سلایق زندگی روزمره مردم افغان، سعیکرده در مواردی به طور محافظهکارانه فرهنگ مردم این سرزمین را مورد انتقاد قرار دهد.
شاه محمد که از پشت میز کتاب فروشیاش در کابل با خبرنگار آسوشیتدپرس حرف میزند، بیشتر دادههای این کتاب را درباره فرهنگ مردم افغانستان کاملا تحریف شده و هدفدار ارزیابی میکند و میگوید "اشتاد" هر طور که خواسته و با توجه به تمایلات مردم غرب، آداب و رسوم افغانی را به تصویر کشیده است. او از ذائقه غربی اطلاع دارد و میداند آنها چه چیزی دوست دارند درباره مردم شرق بشنوند و بخوانند، بر همین اساس مقالات درست و غلط خود را بر اساس این دادهها و همین طعم ذائقه غربی، تنظیم کرده است.

او با لحنی خاص و در حالی که ترجیح میدهد عصبانیت و شدت لحن خود را پنهان نکند، نوشتههای سیراشتاد را محکوم کرده و اضافه میکند: "این خبرنگار نروژی حتی از بیماری من نیز برای داستان سراییاش درباره رفتارهای دیکتارگونه من در خانه سوء استفاده کرده است."
شاه محمد که در کابل به "شاه میرزا" معروف است به عنوان یک کتاب فروش واقعی در کابل ــ و نه آنچه در کتاب تنها به عنوان بار دراماتیک رمان ذکر شده ــ هم اکنون مدت 30 سال است که اداره یک موسسه انتشاراتی ــ مشتمل بر چند فروشگاه کتاب ــ را بر عهده دارد. و وقتی نویسندهی نروژی را برای مدتی ــ با وجود فشارها و سرزنشهای نزدیکان و آشنایان ــ در میان کانون خانواده خود میپذیرد؛ هدفی جز تصویرسازی فرهنگ و انعکاس مشکلات مردم سرزمینش در رسانههای غربی نداشته است؛ ولی این نویسنده نه تنها انتظار وی را برآورده نکرده، بلکه حتی از روابط خصوصی خانواده وی برای انعکاس تصویری وارونه از فرهنگ و آداب مردمی شریف، سوءاستفاده کرده است.
شاه محمد در گفتگو با روزنامه تایمز آنلاین میگوید "هم اکنون بعد از انتشار این رمان در سراسر جهان، خانواده و بیشتر از آن، دو همسر وی تحت فشار قرار دارند و به احتمال زیاد مجبور شوند به کشورهای دیگر مهاجرت کنند."
به گزارش کتابنیوز، از گفتههای این کتاب فروش کابلی، میتوان به نگرانیاش درباره خطراتی که کودکان وی را به جرم "خیانت به افغانستان" تهدید میکند، پیبرد. وی در درد دلهایش با خبرنگار تایمز آنلاین میافزاید: "از زمان انتشار رمان "کتاب فروش کابل" شغل کتاب فروشی خود را رها کرده و درصدد یافتن سیراشتاد بودهام و در سفرهای متعدد به نروژ، سعی کردم از وی شکایت کنم. ولی ظاهراً تنها منفعت این کار، اهانت خانوادهی نویسنده نروژی به من بوده است."

نفر سمت چپ: اسن سیراشتاد
هم اکنون دو همسر و فرزندان او به خاطر مسائل امنیتی، افغانستان را ترک کردهاند و او حالا تنها در وطنش مانده و ماجرای یافتن سیراشتاد و طرح شکایت از وی را دنبال میکند.
او در حالی که سعی میکند بر عصبانیت خود فایق آید؛ به روزنامهنگار تایمز میگوید: "کسی که تنها چند هفته در جایی زندگی کرده، نمیتواند درک درستی از چگونگی آداب غذا خوردن آنجا به دست آورد، چه رسد به اینکه بخواهد درباره فرهنگ و ریشه اجدادی مردم آن کشور اظهار نظر کند و مردم کشوری را در دید سایر جهانیان وحشی و بیفرهنگ معرفی کند."

لازم به ذکر است سیراشتاد روزنامه نگار 37 ساله نروژی که هم اکنون از راه فروش رمان "کتاب فروش کابل"، آپارتمان بزرگتری در شهر اوسلو خریداری کرده، به تازگی و پس از مدتی اقامت در عراق، قصد دارد در آینده نزدیک دومین رمان خود را از حضورش! در "بغداد" به رشته تحریر درآورد.
اصل خبر را اینجا بخوانید.