محمدرضا ترکی (نذر سلامتی قیصر امینپور)
در برگریز درد لگدکوب میشوی
سروی، ولی تکیدهتر از چوب میشوی
با گیسوان سربی و آن چهرهی صبور
داری شبیه حضرت ایوب میشوی
قیصر نبود آن که برآمد به جلجتا
تو کیستی که یکسره مصلوب میشوی؟!
لبخند بر لبان تو پرپر نمیشود
از موج درد، گرچه پر آشوب میشوی
قانون عشق سوختن است و به قدر درد
محبوب آستانهی محبوب میشوی
مانند آفتاب دلم سخت روشن است
من خواب دیدهام... بهخدا خوب میشوی