کتاب نیوز  شناسنامه

گفته بود از همه مشتاق‌تر، آمینش را

حمیدرضا حامدی

                                                                                          
دید در معرض تهدید، دل و دینش را
رفت با مرگِ خود احیا کند آیینش را

رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر
چفیه و قمقمه‌اش- کوله و پوتینش را

رفت و یک قاصدکِ سوخته، تنها آورد
مشتِ خاکستری از حادثه‌ی مینش را

استخوان‌های نحیفی که گواهی می‌داد
سن و سال کمِ از بیست به پایینش را

ماند سر در گُم و حیران، که بگیرد خورشید
زیر تابوت سبک یا غمِ سنگینش را!

بود ناچیزتر از آن‌که فقط جمجمه‌ای
کند آرام دلِ مادرِ غمگینش را

باز هم خنده به لب داشت، کدر کرد و کبود
تلخی غربت، اگر چهره شیرینش را

شبِ آخر، پس از اتمام مناجات، انگار
گفته بود از همه مشتاق‌تر، آمینش را

ماجرای تو، خدا خواست، کند تازه عزیز!
قصه‌ی یوسف و پیراهنِ خونینش را

کفنِ پاکِ تو سجاده، پلاکت، تسبیح
ابتدا، بوسه ثواب است، کدامینش را؟

۱۳۸۶/۰۷/۰۲
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام