اختصاصی کتاب نیوز/ محمد حسنلو
وقتی نویسندهای از لغات و ادبیات قدیم برای بیان حوادث و اتفاقات و یا حتی داستانهای معاصر استفاده میکند، به سختی میتواند جذابیت نوشتههای خود را مانند کتاب جدید "دالیا سوفر" حفظ کند. البته انتخاب عنوان "سپتامبرهای شیراز" اولین رمان بلند و ادبی دالیا سوفر، کمی شاعرانه و دور از موضوع اصلی است. موضوعی که ممکن است مخاطب آگاه آمریکایی را به دنیای سنگها و آثار قدیمی تخت جمشید سوق داده و مخاطب عامی انگلیسی زبان را به خواندن اثری منظوم دعوت کند؛ ولی در همان صفحات اول هر خوانندهای متوجه عنوان نامناسب کتاب خواهد شد.
چرا که سپتامبرهای شیراز، داستان زندگی خانوادهای یهودی اما ایرانی الاصل را در دورهی قبل و بعد از انقلاب اسلامی در شهر تهران روایت میکند و بر خلاف انبوه لغات عامیانهای که در آن استفاده شده، میتوان این رمان را در زمرهی آثار ادبی کلاسیک قرار داد. سپتامبرهای شیراز شرح حال و زندگی خانوادهی "امین" است. زندگی مردی پا به سن گذاشته و ساکن تهران، که از زبان سوم شخص در دورهای بین سپتامبر 1981 تا 1982روایت میشود.
"اسحاق امین" 60 ساله و صاحب یک جواهر فروشی معروف در تهران است. فروشگاهی که حتی خانواده و همسر شاه ایران از مشتریهای آن به حساب میآیند. مشتریهایی که بعد از وقوع انقلاب اسلامی در ایران موجب پیگردهای قانونی برای امین میشوند.

در صفحات ابتدایی کتاب، از دستگیری اسحاق توسط نیروهای انقلابی در دفتر کارش مطلع میشویم و بر خلاف پیشبینی مخاطب عامی، دالیا سوفر با اشاره کوتاهی به اتفاقات سیاسی دوران اولیهی انقلاب ایران از این لحظه به بعد آزادی اسحاق و زندگی و سرنوشت همسر و فرزندان وی را در کشورهای خارجی مورد بررسی و نقد قرار میدهد!
در این اوضاع و احوال سوفر، با زبردستی خاصی تجربه و حوادث پیش و پس دستگیری اسحاق؛ پدر خانواده را با سرنوشت اعضای خانوادهی وی یعنی فرناز؛ همسرش، شیرین؛ دختر 9 سالهاش و پرویز؛ پسر 18 سالهاش را در هم میتند تا کلافی پیچیده از سرنوشتهای سردرگم بسازد.
پسر در نیویورک و در رشتهی معماری تحصیل میکند و فرناز برای اثبات بیگناهی شوهر در زندانهای انقلاب رفت و آمد میکند. اگرچه بیش از نشان دادن بیگناهی اسحاق و تلاش برای آزادی وی، در پی حفظ خانه و اموال شخصی خانوادگی است. و آن طرفتر پسر خانواده بیخبر از خواهر و والدین به خاطر قطع شدن ارتباطش با خانواده و دریافت نکردن نامه و مبالغ همراه آن، مجبور است به جای تحصیل در مدارس معماری پاریس و زوریخ، کار در مغازهی پوشاکی در شهر بروکلین را برای امرار معاش انتخاب کند.
شرایط برای خانوادهی اسحاق هر روز سخت و سختتر میشود و در این میان مبارزههای روزانه همسر امین با سوالاتی احساسی و فلسفی دربارهی صحت یا عدم صحت ازدواج آنها همراه میشود. به طوری که بیگانگی قبلی آنها بیشتر و بیشتر میشود. در این میان سوفر که ظاهراً نویسندهای مذهبی مینماید(!) با بیان این همه حادثه و شرایط سخت این خانواده، به طور ناگهانی و غیر منتظرانهای موضوع را به بحثهای مذهبی و سکولاریسم سوق میدهد و در حقیقت از پشت پرده، هدف اصلی خود از نگارش این رمان را رو میکند.
اسحاق در زندان کمی بیشتر از گذشته به رفتارهای سکولار و یا حداقل غلط بودن آموزههای دینی خود که به طور موروثی از نیاکانش به او رسیده(!) فکر میکند و در مقابل پسر نیز به واسطهی ارتباط عاطفیاش با دختر صاحب مغازه، رفتارهای دینیاش را پر رنگتر میکند (اگرچه اشارهای به دین صاحب مغازه نشده است!) و در این میان حتی دخترک خانواده نیز تحت تاثیر احساسات کودکانه و پاک "لیلا" دختر مسلمان همسایه روبرویی(!) قرار میگیرد...
به گزارش کتاب نیوز به نقل از نیویورک تایمز، گذشته از مسایل سیاسی و حاشیههای مربوط به آن، نویسندهی کتاب در بیان داستان خانوادهای یهودی و زندگی آنها در میان کسانی که فاصلهی فکری زیادی با آنها دارند، سعی دارد تعلق به سرزمینی مادری شخصیت اول داستان را برجسته کند؛ به عبارت دیگر هرچند زندگی خانواده یهودی بعد از رژیم شاه، در ایران، مشکل به نظر میرسد، ولی اسحاق که خانوادهی خود را در شهرهایی مثل پاریس و ژنو غریبه و جدا از هم میبیند، ترجیح میدهد با مشکلات موجود در کشور مادریاش بسازد و بماند.
از سویی مشکلات خانوادهی امین برای مخاطبی که کتاب را برای خواندن یک درام اجتماعی تهیه کرده است، به سادگی توضیح داده میشود و وقتی از رابطهی معمولی و سرد زوج امین و یا حتی خانوادهی آنها مثل خواهر اسحاق و شوهرش در طول زندگیشان مطلع میشود، دلیلی برای تداوم و تحمل این سختیها نمیبیند. اما سوفر در فرهنگ ایرانی روحی پیدا کرده که روحیهی نوشتن ادامه داستان را در او زنده میکند.
نویسنده در مورد فرناز، حتی تعلقات مادی و تزئینات اتاق خوابش را نیز تعیین میکنند و همین اشیای به ظاهر قدیمی و کهنه را نمادی برای تجدید خاطرات و سفر به دوران جوانی او و نشاط و شادابیاش قرار میدهد و وانمود میکند که روح سرزمین و خاک یک کشور در اشیایی نهفته است که مردم همانجا ساخته و یا حتی میفروشند:
"نورگیر روبروی حیاط خلوت است و نزدیک غروب آفتاب، تمام دیوارهای اتاق به زردی میگراید، میتوان لذت نگاههای فرناز به قوریهای فیروزهای اصفهان یا نقش و نگار سینیهای مسی را احساس کرد..."
کتاب سوفر به سادگی و زیبایی بحران خانواده یا هر چیزی شبیه آن را روایت میکند و هرچند دلیلی برای حل این مشکلات اجتماعی ارایه نمیکند؛ ولی وقتی صحبت از تحمل و مقاومت در برابر این مشکلات به میان میآید، بدون هیچ غرضورزی سیاسی مثلاً در مورد خانوادهی امین ریشه و هویت ملی آنها را مانع از مهاجرت به کشورهای بیگانه میداند. سوفر به خوبی در احساسات شخصیتهای کتابش فرو رفته و تجربیات و خاطرات آنها را با مقولاتی همچون رنگ و بو و حتی صدای مردمان سرزمینی در هم می آمیزد تا بتواند دلیل ارایه شدهی خود را برای تحمل دردهای خانوادهی امین اعتبار بخشد:
"وقتی فرناز ناامید از آزادی شوهرش و بعد از ملاقات وی در یک زندان محلی، در خیابانهای شهر قدم میزند؛ صدای بسته شدن پنجرههای اطراف خیابان برای فرار از سرمای پاییز نورسیده در اواخر ماه سپتامبر را با صدای باز شدن همین پنجرهها در اوایل ماه سپتامبر و صدای به هم خوردن بشقابهای هندوانه برای فرار از گرما مخلوط میکند... تمام خاطرات کودکیاش وقتی بچهها زیر سایهی خورشید در حوض وسط حیاط خلوت خانهی پدری شنا میکردند، به سرعت از جلوی چشمانش عبور می کند و احساس خوبی از ماندن در سرزمین مادریاش به او دست میدهد..."
سپتامبرهای شیراز با تمام ضعفهای خود در ارایهی صحیح سوالات فلسفی و دینی خانوادهی امین و مردم اطراف آنها، از حسی مشترک در میان مردم ایران یاد میکند. حسی که با وجود اختلاف افکار و سلیقهها، مفهوم ناب "زندگی" آنها را در کنار هم نگه میدارد...
نیویورک تایمز