
محسن حدادی
بهار که میآید مراقب باش سبزی جوانهها و سرخی شکوفهها غافلت نکند، که بهار یعنی یک گام دیگر به مرگ نزدیک شدی و آیا این آخرین روز سال، حاسبوا قبل ان تحاسبوا را در دفترچه زندگیات به تحریر درآوردی؟ 31 میلیون و 536 هزار ثانیهی 84 را از دست دادیم و در هوای بدون "او" تنفس کردیم. منتظر بودیم یا نه، گذشت. روزمرگی در خود حلمان کرده بود یانه، گذشت. به فکر تغییر بودیم یا نه، گذشت. طرحی نو دراندازیم که فرصت چون ابر می ماند که به چشم برهم زدنی می گذرد.
بهار یعنی آغازی بر یک پایان؛ یعنی "ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" 1. بهار یعنی باید برخاست، باید کوشید، باید راهی دراز را پویید2. بهار یعنی برخاستن برای خوب زیسن، یعنی عزم سعادت کردن، یعنی سلول سلول بدنت فریاد شوند اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین (ع) 3 ؛ شاید این آخرین بهاری باشد که ما را به نسیم سبز شدن پیوند میدهد. بهار یعنی تمام مویرگهایت شیدا شوند و شور شیرین "این مبید العتاه والمروه، این مستاصل اهل العناد و التضلیل والالحاد این معز الاولیا و مذل الاعدا" 4 را سردهند. بهار یعنی قیامت را لمس کن" و آن روزی است که خداوند جملگی خلق از اولین و آخرین را گرد میآورد برای رسیدن به حساب و کیفر دادن به کردارهایشان، درحالیکه ایستاده خاض و فروتن هستند و عرق مانند لجام به گوشههای دهانشان رسیده و زلزله زمین ایشان را میلرزاند، پس البته آنان که بتوانند جای پایی برای خود بیابند و نفسی بکشند اندکی خوشحالتر و دلگرمتر از دیگرانند. 5 بهار یعنی چه توشهای برای آغاز این سفر جدید برداشتهای.
برای این عقب نماندن از رساخیز طبیعت، که برای نو شدن و تحول که " نوروز رستاخیز خاک است و عید صیام رستاخیز جان. خاک محتاج زمستان است تا پذیرای بهار شود و جان محتاج صوم است تا روح به اعتدال ربیع واصل شود تا خورشید عشق از افق جان طلوع کند و نسیم لطف بوزد و درخت دل به شکوفه بنشیند که این بهار درون است. 6
حال بهار پشت پنجره قلب ایستاده و منتظر توست. آنسان که ماهی سرخ تنگ بلور به این سو و آن سو میرود و تو نیز باید جملگی پرواز شوی. حرکت شوی و خیزبرداری که رخوت کشنده تحول است. احسن حال یعنی تو حرکت کن، یعنی تو سبز شو آنگاه در میانه زمستان سرد، طبیعت برایت شکوفه میزند و جوانههایش را در دل برف تقدیمت میکند. بهار یعنی برخیز، سبزه دلت را به ریسمان الهی گره بزن، نماز عشق بخوان و قنوت عجز و امید بگیر، آنگاه باران رحمت سامع الدعا و واسع العطا را با تمام گلبوهای قرمز و سفید خونت حس میکنی که وقتی نازل شود، تازه میفهمی مقلب القلوب و الابصار یعنی چه؟ راستی بهار را به خاطر بسپار که فصل یادآوری است یاد آنهایی که تو نفس نفس و ثانیه ثانیه حیاتت را مدیون آنهایی، از رسول رحمت و رافت صلواتالله علیه تا روحالله رهابخش راهبر رضوانالله تعالی علیه. یادت باشد از اسلام صدر تا انقلاب عصر تو مدیونی و باید دینات را ادا کنی، هر کجا که هستی.
امسال سفره هفت سینات را با سپاس و ستایش سیدالساجدین مزین کن که حقیقتاً درس زندگی و مکتب فرزانگی است. "دیدهام کسانی را که عزت نه از تو طلبیدهاند و به ذلت افتادهاند و جز از خزانه فضل تو توانگری جستهاند و بینوا شدهاند و آهنگ بلندی کردهاند و به پستی گراییدهاند پس آن دوراندیش که از سر اعتبار نگریسته و چنین کسان را دیده، در دوراندیشی خویش به راه خطا نرفته است و اختیارش به راه صواب رهنمون گشته است... هر کس جز تو، در زندگیاش خواستار ترحم است، در کارش مغلوب است و مقهور، دستخوش گونهگون حالات است و سرگشته گونهگون صفات." 7
و این شاید گوشهای از معنای بهار و رستاخیز طبیعت باشد، آن هم بهاری که با اربعین سبز حماسه سرخ عالم امکان همراه است که شاید نوید سالی است سراسر ایستادگی و عزت.
" او را عطا کردی میراثی از انبیاء و حجت بر آفریدگانت از جانشینان، پس جای عذری نگذاشت. در دعوت به حق و در تذکر و نصیحت و ارشاد دریغ نکرد، پس جانش را در راه تو داد تا بندگانت از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات یابند... 8
پس سلام بر حسین بن علی (ع)، سلام بر زینب (س)، سلام بر شهدای حماسه ماندگار کربلا، سلام بر سیدالساجدین (ع) و سلام بر رسول الله (ص) و سلام بر کریم اهل بیت (ع) و سلام بر مهدی صاحب الامر عجلالله تعالی فرجه الشریف هفت سین ارادت مردمان دیاری است از جنس عزت و غیرت و انتظار برای برافراشته شدن پرچم سبز عدالت.
1- سوره مبارکه رعد - آیه 11.
2- از سرودههای حمید سبزواری.
3- فراز پایانی زیارت عاشورا.
4- فرازهایی از دعای ندبه.
5- نهجالبلاغه، خطبه 102.
6- رستاخیز جان، سیدمرتضی آوینی.
7- صحیفه سجادیه، نیایش بیست و ششم.
8- فرازهایی از زیارت اربعین.