اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
رسانههای گروهی جهان خبر از افزایش کشمکش و خشونتها در عراق میدهند. اداره بودجه کنگره آمریکا هزینه مالی جنگ در عراق را بسیار بیش از آنچه انتظار میرفت دانسته و آن را تا سال 2010 در حدود 600 میلیارد دلار برآورد کرده است. این اخبار و وقایع برخی را به این نتیجه گیری رسانده است که کابوس "ویتنام در لبنان" برای آمریکا در عراق رو به تحقق است.
"نواح فلدمن" استاد حقوق دانشگاه نیویورک در کتاب تحقیقاتی خود تحت عنوان "بدهی ما به عراق" _ به اسم کتاب دقت کنید _ بدون موضع گیری درباره حمله به عراق و صرف نظر از اینکه امریکا چگونه در این باتلاق گرفتار آمده است ، می نویسد: کشور ما هم اکنون به عنوان نیروی "ملت ساز" تعهداتی در عراق دارد که از قضا با منافع غرب نیز انطباق دارند. وی به دنبال یک نوع "اخلاق عملی" است که هم منافع آمریکا را تضمین کند و هم بر اساس اصول اخلاقی! باشد. به عبارت دیگر هرچند حمله به عراق به طور حتم با اصول اخلاقی و انسانی مغایرت دارد ولی دولت این کشور مسئولیت بزرگی در کمک به مردم عراق در ساختن ملتی جدید دارد!

فلدمن در بخش اول کتاب به بررسی "اخلاقیات ملت سازی" پرداخته و آن را با امنیت و منافع ملی آمریکا و سایر کشورهای غربی در انطباق کامل میبیند. وی برای اثبات نظریه خود نخست مروری بر نظریه مکتب رئالیسم (واقع گرایی) میکند. به نظر او نظریهی "جنگ با تروریسم" حاصل نگاه واقعگرایانه به امنیت است. بر اساس این دیدگاه دولتهای ضعیف نظیر حکومت طالبان در افغانستان تبدیل به بهشت تروریستهایی نظیر اسامه بن لادن میشوند(!) برای این منظور باید به تقویت دولتها همت گماشت. اما این نه به معنای بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی این دولتها بلکه به معنای افزایش توانایی نظامی و استفاده آنها از قدرت برهنه برای سرکوب داخلی است. به این ترتیب دولت مصر که قادر بوده است گروه های تروریستی را سرکوب نماید، نمونه موفقی است.
اما فلدمن مینویسد این نظریه در دراز مدت امنیتی به همراه نمیآورد. زیرا این تروریستهای سرکوب شدهی مصری بودند که چندی بعد همراه با اسامه بن لادن گروه القاعده را خلق کردند. وی همچنین میافزاید گروههای تروریستی عمدتاً در جوامعی شکل میگیرند که بخش عمده شهروندان معتقدند دولتشان غیر مشروع بوده و از خارج به آنها تحمیل شده است.(!)
فلدمن سپس به نظریه دوم یعنی "ملت سازی" میپردازد که به نظر او جایگزین بهتری برای امنیت "کشورهای غربی" است. به نوشتهی او این رویکرد منجر به ایجاد یک سیستم دمکراتیک میشود که طی آن، مردم برای تغییر حکومت خود از ابزار مسالمت آمیز انتخابات استفاده نموده و نیازی ندارند که به خشونت متوسل شوند.
فلدمن که در می 2003 به عنوان مشاور حقوقی پل برمر مسئول وقت اداره عراق به منظور کمک به نگارش پیشنویس قانون اساسی این کشور به بغداد رفته بود؛ بخشی از این کتاب را بر اساس تجربیات عملی خود به رشته تحریر در آورده است.
او در ابتدای کتاب به یاد میآورد که در هواپیمای عازم بغداد، در حال خواندن کتابی درباره تاریخ تشیع در عراق بوده است. اما سایر همسفرانش بیشتر علاقهمند به تاریخ اشغالگری آمریکا در ژاپن و آلمان بوده و مشغول مطالعه کتابهایی در این زمینه بودهاند. وی با ذکر این خاطره بر ناآشنایی امریکائیان مستقر در عراق از اوضاع این کشور تاکید کرده و مینویسد: "هیچ یک از کارشناسان و متخصصان زبده امور عراق در وزارت خارجه امریکا، هرگز حتی پا به داخل عراق نگذاشتهاند" و به هیچ وجه حضوری در ادارهی این کشور نداشتهاند.
وی خاطرنشان می کند: "امریکا هیچ تئوری و طرحی برای ایجاد یک حکومت دموکراتیک مشروع در عراق نداشت."
فلدمن بروز ناآرامی و خشونت در عراق را ناشی از اشتباهات مکرر امریکا و اجتنابپذیر میداند. به نظر وی هنگامی که به فاصله چند روز پس از حضور اشغالگرایانه امریکا در عراق، غارتگران به ساختمانهای دولتی بغداد هجوم برده و حتی توالتها را هم را با خود بردند، مردم عراق فهمیدند که نیروهای امریکایی کنترل اوضاع را در دست نداشته و هیچ کس جز خود آنها نمیتواند امنیتشان را تضمین کند. وی این واقعه را نقطه عطف سازماندهی شورشیان در عراق میداند و معتقد است "حضور نیم میلیون سرباز امریکایی در عراق نیز نمیتوانست این فتنه را در نطفه خفه کند."
پیش فرض اصلی فلدمن این است که برقراری یک دموکراسی در عراق و یا سایر کشورهایی که دارای دولتهای ضعیف و بیکفایتی هستند؛ کاملا در جهت منافع امریکا است. زیرا نه فقط تروریستها نخواهند توانست از هرج و مرج جاری این گونه کشورها سوء استفاده کنند، بلکه اساسا نیازی به تروریسم و سایر ابزار خشونت آمیز برای دستیابی به اهداف سیاسی نیست. زیرا مردم بطور مسالمت آمیز و از طریق آرای خود میتوانند به "تغییرات مورد نظر" دست یابند.
به گزارش کتابنیوز، فلدمن در این کتاب به این پرسش پاسخ نمیدهد که چگونه با گسترش احساسات ضد امریکایی در جهان، شهروندان کشورهای اسلامی از طریق صندوقهای رای به منافع امریکا کمک میکنند. همچون مجلس ترکیه که طی یک روند کاملا دموکراتیک مانع استفاده از خاک این کشور برای حمله امریکا به عراق شد. فلدمن بسیار مراقب و محتاط است که وارد بحث عادلانه بودن و یا غیرعادلانه بودن حمله امریکا به عراق نشود. اما سوال اینجاست که چگونه بدون توجه به ریشههای این جنگ میتوان به "اخلاقیات ملت سازی" در عراق پرداخت؟!
وی ملت سازی در عراق _ یا به تعبیر بهتر قتلعام و نسلکشی ملت عراق _ را تحت این عنوان که دموکراسی و لیبرالیسم در جهت منافع ملی امریکاست! توجیه میکند. و حال سوال اینجاست که آیا نظریه او صرفاً مکمل تئوری نومحافظه کاران جنگ طلبی نیست که بعد از اشغال عراق به دنبال راه حلی برای خروج از آن هستند؟!
http://www.mises.org/misesreview_detail.asp?control=301&sortorder=issue