اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
روزی روزگاری در اواسط سالهای دههی 80 میلادی پیشخدمت جوان پاکستانی با وجودیکه در ابراز اصول و اعتقادات اسلامی خود حرارت و شوق خاصی نشان میداد و هرچند به عنوان یکی از هواداران پرشور "محمدعلی جناح" ــ موسس و پایه گذار پاکستان ـ محسوب میشد، ولی به روشهای زندگی مدرن استعمارگران انگلیسی نیز علاقه داشت. دوست داشت دنیای غرب را نیز تجربه کند. و حالا پس از سالها این استاد دانشگاه واشنگتن، تلاش کرده تا به ادعای خود حاصل بررسی و تحقیق سیاسی و مذهبی جوامع مسلمان را در یک کتاب ارائه دهد.
هرچند توضیح و کاوش در زندگی مسلمانان قبیلهی "پوکتون" در جنوب استان وزیرستان پاکستان ــ در نزدیکی مرز افغانستان و جایی که به گفته مقامات و رسانههای غربی میتواند محل اختفای! بن لادن و همکاران او و گروههای شورشی مثل طالبان و هم فکرانشان باشد ــ نمیتواند نمایندهی واقعی زندگی تمام مسلمانان جهان باشد؛ ولی بیتردید تاریخ جهان و حوادث چند دههی گذشته به عملکرد بعضی گروههای مسلمان گره خورده است.
و حالا "اکبر احمد" در کتاب جدیدش تحت عنوان "سفری درون اسلام: بحران جهانی سازی" میتواند در مقابل حملات وحشیانهی نظامیان آمریکا و همکاری دولت پاکستان علیه قبایل مرزی پاکستان و افغانستان از روی غم و خشم سرش را تکان دهد و قلم بزند.

او در همین کتاب مینویسد: "اگرچه مردمی که در غرب زندگی میکنند از رفتارهای گروههایی مثل القاعده و طالبان حداقل در تخریب آثار باستانی و کشتار مردم بیدفاع متنفر هستند، ولی از آن طرف جایگاه مطمئنی نیز برای آمریکاییهای حامی مشرف و ژنرالهای یونیفرم پوشیده در کشتار همین قبیلههای مسلمان در عملیاتی موسوم به طوفان کوهستان قائل هستند."
مسائل سیاسی از این دست با وجودیکه در کتابهای بسیاری پرداخته شده؛ ولی موضوع اصلی سفرنامهی اکبر، چیزی فراتر از آن است. سفرنامهای که در بعضی مواقع از جایگاه استاد یکی از دانشگاههای واشنگتن و با همراهی چند تن از دانشجویان مسلمان و غیر مسلمان، کشورهای اسلامی (ترکیه، قطر، سوریه، اردن، پاکستان، هند، مالزی، اندونزی) بین سالهای 2005 تا 2006 را معرفی میکند و در بعضی فصول با وجود تحلیلهای سیاسی و گاهی مذهبی از تعاریف معمول یک سفرنامهی صرف خارج میشود.
به گزارش کتابنیوز به نقل از گاردین، تمام حوادث و رویدادهای بیش از یک سال سفر به این کشورها به صورت زنده و با سبکی نزدیک به یک رمان و داستان تعریف شده که گاهی از زبان خود و گاهی نیز از زبان شاگردانش بیان میشود. با این حال نوشتههای احمد را بیش از آنکه بتوان در زمرهی آثار ادبی جای داد، باید یادداشتهای شخصی وی دانست که با طرح مباحثی احساسی و عاطفی، در پیش زمینهای سخت و غیر عاطفی سعی در برقراری ارتباط بین مسلمانان و دنیای غرب دارد.
در این مسیر احمد مانند نویسندههای شرقی که عادت دارند عقاید و نوشتهها و متاسفانه افکار خود را با متفکران غربی مقایسه کنند به ناچار واژه "برخورد تمدنها" را به عنوان تیتر یکی از فصول ابتدایی کتاب انتخاب کرده است، و به عنوان یک مسلمان که سالها عمر خود را صرف تحصیل در کشورهای غربی کرده، با هدف آشتی فرهنگ اسلامی خود با دنیای غرب سعی در مخالفت با نظریه ساموئل هانتینگتون میکند.
هانتینگتون به عنوان عضو ارشد و متفکر وزارت خارجه آمریکا در سال 1993 در نظریهای جنجالی تحت عنوان "برخورد تمدنها" فاصله عمیقی بین دنیای غرب و کشورهای اسلامی مطرح کرد و در کتابی مفصل به همین نام سعی کرد هویت و دنیای اسلام را جدای از تفکرات غربی بیهویت و دور از تمدن جلوه دهد. اگرچه هانتینگتون در آن کتاب از مسلمانها به عنوان یک تمدن جدا و بیگانه یاد میکند که به ناچار باید با تمدن غرب در جایی و زمانی خاص برخورد کنند؛ ولی در نوشتههای داخل کتاب وی هیچ نشانهای از تمدن و فرهنگ اصیل مسلمانها ارائه نمیدهد و در مقابل، تا آنجا که توانسته، آنها را به عنوان موجوداتی بیگانه که زبان بشریت را درک نمیکنند! معرفی میکند. و حالا احمد بعد از سالها با گذاشتن علامت سوالی در تیتر یکی از فصول کتاب خود از مخاطب غربی درباره این فاصله سوال میکند که آیا واقعاً مسلمانها بیهویت و بیتمدن هستند؟!
البته احمد در کتابش افکار مسلمانان و دنیای غرب را در دو مسیر متفاوت بیان میکند، ولی به جای اینکه از کلمهی برخورد در بین این دو دنیای مختلف استفاده کند، از واژهی ارتباط و روابط مسالمت آمیز اسلام و غرب صحبت میکند. احمد با این نظریه و طرح مباحثی که به هر دو طرف ــ مثل کشتار خانواده مسلمان در شهر حدیثه عراق به دست نظامیان آمریکایی یا گردن زدن نیک برگ ــ مربوط است، نه تنها نوعی حس مشترک بین غرب و شرق در نفرت از چنین اقدامات غیر انسانی ایجاد میکند؛ بلکه برای مسلمانان و غیر مسلمانان هدفی مشترک بیان میکند که همان کمال انسانی است و هرچند هر کدام از انسانهای این دو تمدن ممکن است از مسیر اصلی منحرف شوند، ولی نمیتوان کل هویت یک نظام را زیر سوال برد.
کتاب جدید پرفسور "اکبر احمد" تحت عنوان سفر به اعماق اسلام به عنوان ماموریتی مکاشفهای میتواند نمایندهی قشر عظیمی از مسلمانان صلحطلب باشد که از خشونت و اعمال وحشیانه نظامیان خارجی در کشورهای اسلامی و گروههای به ظاهر مسلمان وابسته به همین نظامیان نفرت دارند و از آن طرف بهجای منابع خبری و رسانهای منحرف غرب در نقش یک کتاب درسی دانشگاهها برای دانشجویان آمریکایی به معرفی اسلام واقعی بپردازد و وقتی صحبت از عراق و دفاع فلسطینیها در مقابل اسراییل به میان میآید و مسئله تبلیغات سوء غرب درباره مسلمانها و حملات انتحاری آنها پیش میآید که مخاطب غربی این حملات را ترور میخواند او یکی از اهداف اصلی کتاب خود یعنی ارایه تصویی سه بعدی از دنیای اسلام را در نظر مخاطب غربی مطرح میکند و در اصل میخواهد بیننده تنها تصویر رسانههای غربی را به عنوان اسلام نشناسند بلکه اتفاقات پشت پرده این تصویر نیز آشکار شود.
وی در کتابش مینویسد هر چند حزب الله، حماس و بسیاری از گروههای دیگر در خبرهای غربی به عنوان قاتل زنان و کودکان اسراییلی! معرفی میشوند، ولی چرا وقتی از کشته شدن زنان و کودکان فلسطینی و لبنانی خبر میآید، خبری از ترور و تروریسم نیست و اینکه چرا دفاع آنها نامشروع است و حملهی اینها مشروع تصویر میشود؟ احمد در جای دیگری از کتاب به معرفی فرقههای پدید آمده پس از اسلام میپردازد و با ذکر مکان و تاریخ شکل گیری آنها در سدههای گذشته مثل حرکتهای صوفی و وهابی به نقد و بررسی این مذاهب میپردازد؛ و اینکه هر کدام از این مذاهب در هند و عربستان زاییده اذهان منحرف و به احتمال قوی به دستور قدرتهای خارجی و با هدف تخریب اسلام صورت میگرفته است، سعی میکند آموزهای صحیح این دین مبین را هرچند به طور اجمالی برای غربیها توضیح دهد.
http://books.guardian.co.uk/review/story/0,,2109063,00.html?gusrc=rss&feed=10