"حافظ عباس کیارستمی را اصلا نمی توان در ذیل کارهای مستند قرار داد. این کار نه تصحیح است و نه حتی ویرایش. باید دید اگر این کار واقعا نام کیارستمی را در پی نداشت آیا کسی آن را چاپ میکرد؟"
منصور پایمرد در گفتگو با مهر ضمن بیان این مطلب اظهار داشت: «برای جوانان علاقهمند به اشعار حافظ میتوان غزلیات ساده که با روحیه و افکار آنها نزدیکتر باشد انتخاب کرد و با معنا کردن واژگان دشوار و شرح بعضی از ابیات که تا حدودی پیچیدهاند راه را برای خوانش آن هموار ساخت.»
مدرس مرکز حافظ شناسی درخصوص بازآفرینی اشعار شاعران قدیم گفت: «آن دسته از ادبیات کلاسیک ما که جواب خواستههای جوان را ندهد، قهرا کنار گذاشته میشود؛ چنان که بسیاری از آثار نظم و نثر به سبب عدم همخوانی با خواستههای انسان این روزگار و به خصوص جوانان به قفسه کتابخانههای دانشگاههای ادبیات سپرده شده و تنها برای تحقیقهای ادبی از آنها سود میبرند.»
این پژوهشگر ادبی ادامه داد: «برای آشنایی جوانان با گنجینه ادب کلاسیک باید از ابزارهای به روز و جوانپسندی چون فیلم، اینترنت و برنامههای جذاب تلویزیونی استفاده کرد. کتابها باید در شکل و شمایلی تازه به جوانان عرضه شود و شخصیتهایی که جوانان آنها را قبول دارند به تلخیص و گزینش و حذف قسمتهایی که بود و نبودشان در کتاب توفیر چندانی نمیکند و نیز افزودن توضیحات زیباشناسی و معناشناسی به آنها اقدام کنند.»
دکتر پایمرد افزود: «حافظ ، مولانا ، فردوسی ، خیام و... اگر هنوز در فضای زندگی ما نفس میکشند و با ما همراهی میکنند به این دلیل است که در بسیاری موارد برای پرسشهای جوانان در زمینههای اجتماعی، فلسفی، عرفانی و عشق و زندگی جوابی دارند که اقناعشان میکند.»
رئیس انجمن دوستداران حافظ گفت: «تحصیح دیوان حافظ که با همت بزرگان کار آموختهای چون مرحوم علامه قزوینی، دکتر خانلری و در ادامه با پشتکار دکتر نیاری و سایه تا نزدیک شدن به نسخه اصلی راه پیموده است، کارهایی است که با استناد به نسخ معتبر و با اصول و معیار علمی همراه بوده است.»
منصور پایمرد با اشاره به ذوقی بودن کار کیارستمی در خصوص بازنویسی شعر حافظ افزود: کار کیارستمی را اصلا نمیتوان در ذیل کارهای مستند قرار داد. این کار نه تصحیح است و نه حتی ویرایش. بلکه آنچه از بیتی یا مصراعی به مذاق او خوش افتاده است، جدا کرده و آن را به سیاقی جدید زیر هم نوشته است.»
وی ادامه داد: «اگر این کار واقعا نام کیارستمی را در پی نداشت آیا کسی آن را چاپ می کرد؟ آیا بهاءالدین خرمشاهی حاضر میشد بر آن مقدمه بنویسد و آن را تایید و ویرایش کند؟ این کار قاب گرفتن تکههایی از شعر حافظ و درآوردن آن به صورت جملههای قصار است.»
این محقق ادبی خاطرنشان کرد: «شعر ناب و حقیقی قابل بازگرداندن به نثر نیست و اگر کسی همچنین کاری بکند برداشت ذهنی خودش را از شعر به دست داده است. به نثر مرسل درآوردن شعرهای حافظ و مولانا به قول خواجه اهل راز همان "گره بر باد زدن" است و فقط در حد آشنایی مقدماتی برای خواننده نا آشنا و تازه وارد می تواند مفید و کارساز باشد.