کتاب نیوز  شناسنامه

گری . رومن

 رومن گری (Romain Garry) رومن کاسو (Roman Kaceu) متولد هشت می 1914 در در شهر "ویلنو" (Vilnius) از توابع لیتوانی کنونی است. در کودکی به همراه خانواده و به دلیل فقر، به وارسا در لهستان مهاجرت نمود. یازده ساله بود که پدرش در پی ازدواجی مجدد، او و مادرش نینا اوشینسکی را ترک گفت و از آن به بعد مادرش یکی از موثرترین افراد در زندگی‌اش شد. در سال 1928 در سن 14 سالگی همراه مادرش به نیس (Nice) آمد. در طول مصاحبه‌ها و نوشته‌های بسیاری که از زندگی او وجود دارد، اطلاعات ضد و نقیضی در مورد ملیت و دوران کودکی خود ارائه داده است. او تحصیلات تکمیلی را در دبیرستان Masséna انجام داد و ادامه‌اش را در دانشکده‌ی "پروونس" (Aix-en-Provence) پاریس، جایی که لیسانس حقوق گرفت، گذراند.

در 1935 تبعه‌ی فرانسه شد و برای خدمت در نیروی هوایی به خدمت سربازی فرا خوانده شد. در نوامبر همان سال درSalon-de-provence  پذیرفته شد. او در مدرسه‌ی هوایی Avord در بین سیصد دانش‌آموز ممتاز شد، ولی به علت اصلیت خارجی‌اش، افسر خوانده نمی‌شد. در پی اشغال فرانسه توسط ارتش نازی در جنگ جهانی دوم، به دلیل این‌که پدرش یهودی بود به انگلیس گریخت و در ژوئن 1940 در Bordeaux-Mérignac بود و تصمیم داشت به نیروی فرانسوی‌های آزاد ملحق شود. او بهLondres  ملحق شد و با نام "رومن گری" درخواست خدمت کرد. این نامی بود که او بعدها حفظ کرد. او در طول جنگ برای ماموریت‌هایی فرستاده شد و در زمان آزادی فرانسه نیز حضور داشت. در 1944 نشان لژیون دونور گرفت. در این دوره او اولین رمانش "تربیت اروپایی"(Education Européenne)  را می‌نویسد و منتشر می‌کند.در همین دوره است که او با لسلی بلانش (Lesley Blanch) نویسنده‌ی انگلیسی و خالق رمان "کرانه‌های سرگردان عشق" ازدواج می‌کند. رمان "تولیپ" دومین اثر رومن گاری  در 1946 منتشر شد.

بعد از جنگ او وارد اسکله‌ی Orsay می‌شود. در 1952 به عنوان نماینده‌ی فرانسه در سازمان ملل در نیویورک معرفی گردید و در 1956 سفیرکبیر فرانسه در لوس‌آنجلس شد. و جایزه‌ی Goncourt را برای "ریشه‌های آسمان" (Les Racines du Ciel)  دریافت می‌کند. او تا 1960 همان‌جا می‌ماند و سپس به پاریس برمی‌گردد، در همان زمان در 1961 از همسرش جدا می‌شود. این دوره‌ای است که او با جین سبرگ (Jean Seberg) بازیگر آمریکایی آشنا می شود. کسی که کمی بعد همسرش می‌شود و صاحب پسری به نام الکساندر دیگو گری (Alexandre Diego Gary) می‌شوند.

در 1967، بعد از گذراندن چند سال با نوشتن و تولید دو فیلم "پرندگان می‌روند که در پرو بمیرند" (Les oiseaux vont mourir au Pérou)  و "کیل" (Kill) به مدت هجده ماه در وزارت اطلاعات مشغول کار می‌شود. او در سال 1974 "نازنازی گنده" (Gros Câlin) را با اسم مستعار "امیل آژار" (Emil  ‌   Ajar)  منتشر کرد. بزرگ‌ترین ریشخند ادبی قرن بیستم در این زمان آغاز می‌شود. این کتاب حس کنجکاوی را در میان ادبای پاریس برانگیخت تا هویت "امیل آژار" را بشناسند. گری موقعیت را ثابت نگه نمی‌دارد و کمی بعد با "زندگی در پیش رو" (la vie devant soi) ظاهر می شود که جایزه‌(Goncourt)  را در 1975 به دست می‌آورد. او تنها کسی است که جایزه‌ی معتبر "پریکس گونکورت" را در ادبیات فرانسه، دو بار ازآن خود کرده. دانشگاه گونکورت، دومین جایزه برای رمان "La vie devant soi" را در حالی به او اهدا کرد که به دلیل استفاده‌ی گری از نام مستعار، ماهیت واقعی نویسنده‌ی اثر را نمی‌دانست. این جایزه‌ی ارزشمند، طبق قوانین، به هر نویسنده فقط یک‌بار اعطا می‌گردد.

او "پزودو" (Pseudo) و "هراس پادشاه سلومون" (l’Angoisse du roi Salomon) را با اسم "آژار" منتشر می‌کند. او همچنین "بلیط شما تا آخر این محدوده بیشتر اعتبار ندارد" (Au-delà de cette limite votre ticket n’est plus valable)، "درخشش زن"(Claire de femme)، "وظیفه‌ی روح" (charge d’âme)، نمایشنامه‌ی "همسر خوب" (la bonne moitié)، "دلقک‌های تغزلی" (les clowns lyriques) و "بادبادک‌ها" (les Cerfs-volants) را با نام اصلی‌اش منتشر می‌کند.

گری پس از خودکشی همسرش در 1979 دچار افسردگی حاد گردید و در 2 دسامبر 1980 به ضرب گلوله‌ی شات‌گان، در پاریس خودکشی کرد. کسی به راستی هویت "امیل آژار" را تا بعد از خودکشی او نمی‌شناسد. تشییع جنازه‌اش در کلیسای سن لوئیس پاریس انجام می‌شود و مطابق خواسته‌اش خاکسترش در میان دریای منتون (Menton) پراکنده می‌شود. پیچیدگی زندگی او به دلیل مشاغل و موقعیت خاص اجتماعی‌اش، زمانی بیشتر به چشم می‌آید که بیش از چهار نام مستعار را در طول حیات نویسندگی‌اش برگزید. "شاتان بوگات"، "امیل آژار" و "فوسکو سینی‌بالدی" برخی از این نام‌ها بودند.

پسر عموی او "پاول پاولویچ"، به عنوان یک نویسنده، شک و شبهه‌های بسیاری از زندگی او و ماهیت نویسنده‌ی آثارش، در اذهان ایجاد کرد، ولی او با کتابی که پس از مرگش در 1981 توسط انتشارات گالیمار به چاپ رسید به نام "زندگی و مرگ امیل آژار"  (Vie et Mort d’Emile Ajar)کوشش در روشن‌سازی حقایقی نمود که پس پرده‌ی ابهام مانده بود.

یکی از ماندگارترین آثار او رمان "Adieu Gary Cooper" است که در سال 1969 به چاپ رسید. این رمان در ایران به نام "خداحافظ گری کوپر" به چاپ رسیده است. کتاب‌های "سگ سفید و "پیمان سپیده‌دم" از دیگر آثار ترجمه شده این نویسنده هستند.

مریم السادات فاطمی

۱۳۸۴/۱۲/۲۸
 مطالب مرتبط 
از سیر تا پیاز جایزه‌ی ادبی "گنکور"
رومن گری برنزی در خیابان ایستاد
وعده سپیده‌دم

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
صلی‌الله علیک یا اباعبدالله/ ویژه
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام