اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
وقتی آمریکا بعد از حوادث یازدهم سپتامبر به بهانهی انتقام به کشورهای مسلمان افغانستان و عراق حمله کرد؛ نظامیان آمریکایی مرتکب جنایاتی شدند که حتی وجدان نویسندههای غربی را نیز تحت تاثیر قرار داد. از جمله نوشتههای نویسندههایی مثل "جرمی اسکاهیل" که پشت پردههی برخی از این جنایات را آشکار ساخت.
جرمی اسکاهیل در کتاب تازهی خود با عنوان "آب سیاه؛ قوی ترین ارتش مزدور جهان" از قراردادهای مخفی، محفلی و خصوصی امریکا در حمله به عراق خبر میدهد که حداقل استخدام یکصدهزار مزدور و گانگستر خیابانی برای انجام ماموریتهای غیر رسمی دولت بوش و کشتن انسانهای دیگر کشورها را شامل میشود؛ پروژهای که در آن "سیاههای" ارتش آب سیاه، بدون هیچ محدودیت و رعایت قانون خاصی، پروژههای سیاهتر صاحبان آمریکایی خود را پیش میبرند.

این افراد "حق دارند" آدم بکشند ولی هیچ دادگاه بین المللی "حق" مجازات آنها را "ندارد" و همانطور که اسکاهیل مدعی میشود، فاجعه بارتر حمایت این پروژه از سوی مولتی میلیونرهای مسیحی است که از حامیان اصلی بوش در انتخابات هم بودند. به نوشتهی جرمی اسکاهیل که کتابش در غیاب پوشش رسانهای و خبرنگاران تشنهی سوژههای داغ، به بازار نشر آمده، نوشتههای او بیشتر به یک سند دادگاهی شباهت دارد که از یک طرف بیتوجهی رسانهها را مورد انتقاد قرار میدهد و از طرف دیگر اطلاعات ناگفتهای از آب سیاه دولت آمریکا ارایه میکند.
به گزارش کتابنیوز، وی در این کتاب 450 صفحهای داستانی از شرارت و توطئه علیه بشریت را تعریف میکند که در آن مثل فیلمهای هالیوودی چند نفر و البته در اینجا "چند هزار نفر " بدون سوال و جواب استخدام میشوند، اسلحه میگیرند و بعد از انجام کار، پول خود را میگیرند و در جایی دوردست از شهرهای دنیا گم میشوند. آب سیاه در عراق علاوه بر استخدام شهروندان کشورهای مختلف حتی از خود عراقیها نیز برای کشتن هموطنان خود استفاده میکند و اگر نیروهای نظامی امریکایی تحت فشارهای بین المللی از این کشور خارج شوند این پروژه همچنان ادامه پیدا میکند.
اسکاهیل با گردآوری اسناد و مدارک مربوطه، این پروژه را اولین بار برخاسته از نظریه 10 سپتامبر سال 2001 دونالد رامسفلد میخواند (تنها یک روز قبل از حادثه یازدهم سپتامبر) که در یک جلسه محرمانه با حضور مقامات ارشد پنتاگون مطرح گردید. به عبارتی دیگر هیئتی محرمانه توسط رامسفلد برای تشکیل این پروژه انتخاب میشوند و در آن جلسه در ابتدا حمایت از نظامیان آمریکایی بهانه قرار داده میشود؛ ولی در حقیقت "آب سیاه" که بیشتر توسط "اریک پرنس" مولتی میلیونر افراطی مسیحی کنترل میشود به پنتاگون تحمیل میگردد. پرنس 38 ساله که یکی از سرمایهداران جوان آمریکایی محسوب میشود، پیش از این در نیروی دریایی آمریکا خدمت کرده است و هم اکنون به عنوان حامی اصلی احزاب راست گرای مسیحی و حزب جمهوریخواه مشهور است. بر اساس مدارک ارایه شده اسکاهیل، پرنس در سال 1995 پروژه آب سیاه را در سن 27 سالگی بعد از مرگ پدرش و رسیدن به ارثیهای بیش از یک میلیارد دلار آغاز کرد.
"آب سیاه" در عراق هر کسی با هر ملیتی از آمریکایی گرفته تا اسراییلی و حتی عراقی را با 300 تا 600 دلار مواجب در روز ــ مبلغی که هیچ مرد و زنی در سازمانهای نظامی آمریکا هم دریافت نمیکند ــ برای کشتن استخدام میکند و این افراد وظیفه دارند بدون کوچکترین سوالی سرنوشت مردان، کودکان و زنان را در روستاهای عراق به گلولههای سربی بسپارند.
گرچه در حکمی که از سوی "پل برمر" در 28 ژوئن سال 2004 میلادی مبنی بر عدم پیگرد قانونی سربازان "آب سیاه" صادر شد، ماموریتهای این تشکیلات تقریباً حالت رسمی پیدا کرد؛ ولی هنوز هم با گذشت سه سال، هیچ پایگاه رسمی برای این افراد در داخل عراق تعریف نشده است. به طوری که در مواقع لزوم پیدا میشوند، میکشند و ناپدید میشوند.
در یکی از جلسات عمومی شهر نیویورک، نزدیک ساختمان سازمان ملل، دنیس کاسینیچ از اعضای دموکرات کنگره امریکا با محکوم کردن این پروژه، این سربازان قراردادی را با قاتلان زنجیرهای مقایسه کرده و قانون را مثال "بازیچهای" دانسته که در دست آنها پیچ و تاب میخورد. این عضو کنگره خطاب به جوامع حقوق بشر سازمان ملل فریاد میزد "این چگونه حقوق بشری است که مردمان بیدفاع کشوری را تنها به جرم دین و مذهب متفاوت، تنها به دلیل خصومتهای شخصی احزاب افراطی به خاک و خون میکشند؟!"
سال گذشته دولت بوش برای افزایش و ثبات نیروهای نظامی خود در عراق مبلغی حدود 4 میلیارد دلار از کنگره درخواست کرد و این در حالی است که گانگسترهای شخصی پرنس اگرچه دستمزدهای بالایی میگیرند ولی در حالت کلی بودجه کمتری برای دولت بوش به بار میآورند.
نائومی کلین، منتقد کانادایی در ستایش کتاب اسکاهیل برای بیان واقعیتهای موجود در رابطه با ارتش خصوصی بوش، نوشتههای این نویسنده آمریکایی را گزارشی از نابودی آن چیزی میداند که در دولت بوش "دموکراسی" نام گرفته است.
http://www.iviews.com/Articles/articles.asp?ref=IV0706-3297