بسم الله الرحمن الرحیم
لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه
سلام خداوند بر آدم و ذریه صالحان و پاکان زمین. سلام بر نوح، ناخدای کشتی طوفان زده امت که به ساحل نجاتش رساند. سلام بر موسی، چون امتش را به سلامت از دریا به ساحل ایمن رساند. سلام بر عیسی، چون چون نفخه روحانیاش، گل مرده را جان بخشید و سلام بر خاتم پیامبران و موعود رسولان که هیچ پیامبری چون او آزرده نشد و صبر نورزید. و در طول حیات ظاهریاش چنان بود گویا مهرش بر مردمان بیش از مادری به فرزند خود است و چنان خاکسار درگاه خداوند که تن برهنه ساخت تا ساربانی به جبران تازیانهای که به غیر عمد خورده بود او را تقاص کند. و امت را اندکی پیش از رحلتش ندا از جان برخواست که ما را بر تو حقی نیست که آن را به جا نیاورده باشی و تو را حق بسیار که ما را توان جبران آن نیست.
حال بنگر این چه زمانی است که مهر مادری را تقاص میکنند و پدر بنی آدم را به تهمت پاسخ میگویند. که اگر پیامبر اسلام آورنده وحی نبود، و اگر جانشین خداوند در میان مردمان نبود و اگر گفتارش به وحی اعجازی بی بدیل نبود و اگر فرزندانش بهترین مردمان نبودند، و اگر هزارها هزار از بودهایش، تنها یک اتفاق کافی بود تا رگ شرافت انسانی مردمان از جای بجنبد و سرشان به تعظیم فرو افتد. چرا که همو بود که دخترکان را از میان گورها رهاند و ننگ فرزندکشی را از دودمان آدم زدود. و دامن زن را معراجگاه انسان دانست.
کنون زمانه نه تنها بر دین، که بر انسانیت سخت گرفته است. مثل نویسندهای که بر طعن پیامبر مینگارد، مثل آن کشتی نشستهای است که جای خود به دشنه میخراشد. غافل از انکه چون کشتی نوح شکست و چون کشتیبانی چون او از دست شد، مردمان بر کدام تخته شکسته به ساحل فلاح خواهند رسید؟ و بر کدام ساحل نجات قدم خواهند گذاشت.
از این روست، صدای کسانی که داعیهداری کشتی بانی بشریت را در عصر کنونی فریاد میزنند، از یک سو، پرچم جنگهای صلیبی بر میافرازند و از سوی دیگر پیشقراولان فرهنگی خود را به رسم بندهنوازی گردن آویز شجاعت میبخشند. این خود شاهد صادقی است بر کسانی که از افتراق دین و سیاست سخن به میان میآورند و چشم خود را بر تقدیر از نویسنده آیات شیطانی میبندند. آیا جز این است که غرب در هر تهدید و تطمیعی معیاری جز سیاست دارد؟
تفکر درباره پیامبر ختمی مرتبت (صلوات الله علیه و آله) و اندیشه در سیره عملی آن حضرت و همراهی با تربیتیافتگان مکتب انسان ساز ایشان ضرورت جامعه امروز بشری است. شاید اندوهی که اکنون بر اندیشه ناب وحی در دنیای هنر و ادبیات میرود کمتر از اندوه گرانسنگ اهانت به مقام رسالت نباشد. که پیامبر اکرم و قرآن عدل یکدیگرند. پیامبر قرآن ناطق و قرآن پیامبر صامت است. اگر نویسنده آیات شیطانی اراده رهزنی نام پیامبر کرده است، چه بسیار داستانها و رمانهایی که رهزنی مرام و شریعت آن خاتم پیامبران را مینماید. و بنگاههای جایزه دهنده به رمانها و داستانها در سراسر دنیا، طریق خدا خواهانه فطری را با تبلیغ آیینهای خرافی رنگ و لعابی دیگر میزنند. بدون شک اهانت آن نویسنده خیالپرداز و جایزه دهندگان معلومالحال به او غیر قابل انکار است. لیک جای آن دارد تا اندیشمندان و هنرمندان آزاد اندیش و دلبستگان به رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله) تعقل و سیره عملی آن جناب را از میان متون تاریخی و از مهجوریت کتابهای نظری خارج کرده و در قالب هنر بدان بپردازند.
انجمن قلم ایران به عنوان نهادی صنفی که ارزشهای دینی و انسانی را سرلوحه هر آفرینش هنری میداند اقدام موهن دولت و حاکمیت انگلستان در اهداء جایزه به نویسنده کتاب آیات شیطانی را برگی دیگر از تاریخ استکبار پیر میداند. و نویسندگان آزاد اندیش را دعوت به تشکیل جبههای ملی و جهانی در تبیین سیره پیامبر مینماید.