کتاب نیوز  شناسنامه

تکرار "شنود اشباح" / امیرحسین جلالی

 

در روز‌های اخیر دو کتاب از رضا گلپور چمرکوهی که با نگارش کتاب حجیم "شنود اشباح" در سال 1381 جنجال‌های رسانه‌ای زیادی را ایجاد کرد، در ویترین کتابفروشی‌ها دیده می‌شود. یکی از این کتاب‌ها که با همان طرح جلد "شنود اشباح" منتشر شده است، تنها با ذکر عبارت "جلد دوم" به روز شمار وقایع‌نگاری کتاب "شنود اشباح" پرداخته است. کتابی که ظاهرا در سال 83، به چاپ رسیده است ولی با حدود سه سال تاخیر، به تازگی به بازار نشر راه یافته است.

 

گلپور در اواخر کتاب "شنود اشباح" نوشته بود: «در پایان ضمن تشکر از حوصله‌ی خوانندگان عزیز، لازم به ذکر است که مجموعه‌ نمابر‌های گوناگون مربوط به کتاب به همراه پاره‌ای توضیحات مربوط به آن، در آینده‌ای نزدیک به شکل مستقل منتشر و در اختیار علاقه‌مندان بزرگوار قرار خواهد گرفت، ان شاء الله تعالی.»

 

در بدو امر به نظر می‌رسد انتشار جلد دوم شنود اشباح در راستای همین وعده صورت گرفته باشد، ولی عنوان و محتویات کتاب چنین فرضیه‌ای را رد می‌کند، زیرا آنچه در این کتاب به چشم می‌خورد بازخورد‌های رسانه‌ای - سیاسی کتاب "شنود اشباح" و حواشی آن است؛  البته به همراه توضیحات و ادعاهای تازه‌ای از این نویسنده جوان.

 

 

بوش یا پشه و مگس!

کتاب در پنج فصل تنظیم شده است و البته بر خلاف اثر قبلی مؤلف، دارای مقدمه و کلام آخر هم هست. "بوش یا پشه و مگس" عنوان مقدمه‌ی کتاب است که باز هم نشان از نام‌گذاری‌های عجیب و غریب گلپور دارد. سبک نوشتاری کتاب، دقیقا مشابه شنود اشباح است: ذکر اخبار و تحلیل‌های رسانه‌ای همراه با برجسته کردن بعضی از قسمت‌ها‌ی آن (مطابق با نظر مؤلف) که بالطبع جهت نگاه نویسنده را روشن می‌کند و البته ادعا‌ها و دیدگاه‌های گلپور در مورد این اخبار. او دراین فصل به بازتاب رسانه‌ای شکایت آقای ربیعی (عباد) مشاور امنیتی خاتمی از گلپور و همچنین شکایت متقابل گلپور از رجبعلی مزروعی به دلیل درج مقاله آزادی و شنود اشباح در روزنامه یاس نو (19/12/81) می‌پردازد.

 

فصل اول کتاب با عنوان "روزشمار بازتاب‌ها" به درج اخبار و تحلیل‌هایی از روزنامه‌‌هایی همچون "همبستگی"، "همشهری"، "صدای عدالت"، "کیهان" و "اعتماد"، از چاپ و حواشی کتاب شنود اشباح و جوابیه‌های گلپور به این روزنامه‌ها پرداخته است.

 

فصل دوم "دیپلم برادر عباد" نام دارد که ضمن چاپ متن شکایت علی ربیعی از گلپور، مصاحبه‌‌ها و تحلیل‌های نویسنده‌ی شنود اشباح در مورد ربیعی را درج کرده است که بعضا از مطالب کتاب هم "تندتر" است. همین مسئله باعث می‌شود که ربیعی بابت همین جوابیه‌ها مجددا از گلپور شکایت کند که البته همانطور که ذکر شد، هیچیک از این شکایت‌ها، سرنوشت مشخصی پیدا نکرده است.

 

فصل سوم با نام عجیب "ابوالفضل، التماس دعای مخصوص"]!![ به بررسی مواضع روزنامه کیهان و مدیر مسئول این روزنامه، درباره شنود اشباح می‌پردازد و با درج بعضی مقالات این روزنامه در سال‌های گذشته (مانند مقاله تحلیلی شریعتمداری درباره انفجار ساختمان اوکلاهاما به دست تیموتی مک وی) نظرات نام برده را نقد می‌کند. همچنین با یادآوری جریان تغییر مواضع احسان طبری، اتهاماتی چند را متوجه شریعتمداری کرده و دلایل خود را شرح می‌دهد.

 

"شیخ‌الشریعه اصفهان" عنوان فصل چهارم کتاب است که به ارتباط  "جواد قدیری کفرانی" و "کودتای نقاب" با محمد عطریانفر می‌پردازد. فصل ششم کتاب "اس. دی. لور- وان" نام داشته است که به ادعای گلپور، توسط ممیزی وزارت ارشاد به کلی حذف شده است!

 

مصاحبه مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهوری و توضیحات ایشان در مورد شهیدان رجائی و باهنر و نحوه شهادت ایشان، آخرین فصل کتاب را تشکیل می‌دهد که "کلام آخر" نام گرفته است.

 

در بخش "ضمائم"، مجموعه‌ای از مصاحبه‌های روزنامه "حمایت" درباره شهید لاجوردی به چاپ رسیده است. آخرین قسمت کتاب هم به ذکر مجدد روزشمار بازتاب‌های رسانه‌ای کتاب شنود اشباح می‌پردازد و در بخش تصاویر نیز چند عکس از شخصیت‌های سیاسی داخلی و خارجی که در کتاب به آنها اشاره شده است، به چاپ رسیده است.

 

نیم نگاه تورق آمیز

مهم‌ترین مساله‌‌ای که در سبک نگارشی گلپور می‌توان مورد بررسی قرار داد، تکرار بعضا ملال‌آور بعضی جزئیات است. وی در قسمت‌هایی از کتاب، همچون نوجوانی که با چاپ مقاله‌اش در یک روزنامه دچار ذوق‌زدگی شده و می‌خواهد همه‌‌ی دوستانش را از این موفقیت با خبر کند، یک گزارش یا خبر را بارها و بارها تکرار  می‌کند.

 

 

در مقدمه‌ی کتاب مساله شکایت علی ربیعی از گلپور و جریان تفهیم اتهام وی در شعبه 1083 دادسرای جرائم کارکنان دولت مطرح شده است. نویسنده این خبر واحد و یکسان را از قول روزنامه‌های رسالت، سیاست روز، خراسان، حیات نو و صدای عدالت به طور جداگانه نقل کرده است( صفحات 21 تا 25). آیا چنین شیوه‌ای سعی در حجیم کردن کتاب نیست؟

 

فارغ از صحت و سقم ادعاها و اتهاماتی که گلپور در شنود اشباح و جلد دوم آن (کتاب حاضر) مطرح می‌کند، یک نکته بسیار مهم و قابل توجه است. وی در صفحه 31 جلد دوم متن گفتگویی از روزنامه رسالت با خودش را آورده است که در قسمتی ازآن می‌گوید: «ما در تاریخ انقلاب با تیمی برخورد می‌کنیم که به دلیل فقدان تجربه امنیتی و مطالعات راهبردی منظم، از عملکرد این مجموعه بارها متضرر شده و انقلاب از آنها ضربه خورده است.»( جلد دوم  ص 31 )

 

آنچه در کتاب نزدیک به هزار صفحه‌ای  "شنود اشباح"  و جلد دوم آن به چشم می‌خورد، تلاش نویسنده برای اثبات وابستگی و خیانت مجموعه‌ای از افراد و گروه‌هاست که به دلیل برخی ارتباطات قوی پشت پرده، هیچ‌گاه مورد بازخواست و تعقیب قرار نگرفته‌اند. سئوال اصلی اینجاست که اگر گلپور معتقد است، دلیل ضرباتی که این افراد به انقلاب وارد کرده‌اند «فقدان تجربه امنیتی و مطالعات راهبردی منظم» بوده است، چرا سعی در القای خیانت و وابستگی این گروه دارد؟ آیا ایشان از تفاوت بزرگ خیانت و نا آگاهی بی‌خبرند؟ البته شاید مرادش، فقدان تجربه امنیتی نیروهای وفادار به انقلاب باشد که در آن صورت باید تفکیک بین این گروه‌ها و افراد، بهتر و بیشتر انجام می‌شد،  همانطور که خود گلپور می‌گوید سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجموعه گسترده‌ای از افراد مختلف بوده است که دارای نظرات و اعتقادات متفاوت و متضادی بوده‌اند و انشعاب‌های گسترده در این سازمان نیز مؤید همین معناست.

 

چه نیازی به سند!؟

در مورد سبک نگارش، طراحی جلد، صفحه‌بندی و عدم ذکر اسناد قابل رجوع در جلد اول نیز، حرف‌های زیادی زده شده است که مشاهده "جلد دوم"  نشان از بی‌توجهی این نویسنده‌ی احتمالا متعهد به انتقادات، و اصرار بر روش قبلی دارد: "نقش "علی بهرمانی" رئیس فعلی فراکسیون کارگزاران مجلس شورای اسلامی، "فریدون وردی‌نژاد" سفیر فعلی جمهوری اسلامی ایران در چین، "محمدعلی هادی نجف آبادی"  معاونت کنسولی وزارتخانه و ... در برگزاری جلسات با عناصر آمریکائی و اسرائیلی مطابق با اسناد غیر قابل انکار افشا شده، ریشه در چه نوع دیدگاه و سازماندهی داشت؟ "( جلد دوم – ص 110)

 

چنین اتهامات بزرگی به افرادی که در حال حاضر هم دارای پست‌های کلیدی در نظام هستند همانطور که خود نویسنده اذعان کرده است، نیاز به ارائه اسناد غیرقابل انکار افشا شده دارد، ولی مطلب اینجاست که آیا وقتی اصل اتهام در کتاب مطرح می‌شود، نباید بخشی از این اسناد نیز نقل شود یا دست کم منبعی برای مراجعه خوانندگان ذکر شود؟

 

نمایه‌های (اعلام، اماکن و ...)  که در پایان شنود اشباح، وعده‌ی ذکر مستقل آنها داده شده بود، در جلد دوم نیز غائبند. این در حالی است که این نقص تحقیقاتی مهم در یک اثر تاریخی مرجع با این قطر و اندازه، جبران ناپذیرترین کار یک محقق میدانی کتابخانه‌ای است.  

 

در بعضی از صفحات کتاب هم به ناگاه با عبارت {محذوف} مواجه می‌شویم که ظاهرا نشانگر حذف آن بخش از کتاب، توسط ممیزی وزارت ارشاد است. چنین شیوه‌ی عجیبی نیز در زمره اختصاصات رضا گلپور و سبک کتاب‌نویسی اوست.

 

نویسنده در صفحه  337 جلد دوم، متنی را از روی کارت مجوز دائمی کتاب شنود اشباح را درج کرده است که به نظر می‌رسد؛ چاپ تصویر کلیشه‌ی این کارت تاثیر بیشتری داشته باشد تا ذکر مندرجات آن.

 

به هر حال کتاب "جلد دوم" (باور کنید نام روی جلد همین است!) که در سال 83 به چاپ رسیده است و در بهار 86 به بازار کتاب عرضه شده است، می‌تواند بار دیگر و در شرایطی که با تغییرات دولت، دگرگونی‌های زیادی در صحنه سیاسی کشور پدید آمده است، بازار بحث‌ها و اتهامات بی‌نتیجه‌ی قدیمی را گرم کند.

 

جلد دوم- روزشمار وقایع نگاری کتاب  شنود اشباح ( مروری بر کارنامه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) / رضا گلپور چمر کوهی- ناشر: مولف – چاپ اول مهرماه 1383- تیراژ : 5000جلد- قیمت : 3500 تومان.

۱۳۸۶/۰۴/۰۲
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
مطهری و گروه خون ما
جناب مولوی گفته است: صد هزاران طفل سر بُبریده شد، تا کلیم الله موسی زنده شد. این سخن مال مولای روم نیست، قبل از او هم ابن عربی گفته است، بعدها دیگر رواج پیدا کرد؛ آن بزرگوار می‌گوید: موسای کلیم دفعتاً به بار نیآمده! این یُذَبِّحُونَ اَبناءَ هُمْ...
۱۳۸۷/۰۲/۱۶
سیدمرتضی؛ 40سال قبل
روح شاعرانه‌ای داشت، شعرهای زیبایی می‌سرود و همه از شعرهای او خوششان می‌آمد. ولی نمی‌دانم چرا شعرهایش را جمع آوری نکرد... یادم می‌آید به شعرای مطرح آن زمان مثل شاملو، اخوان، فروغ، احمدرضا احمدی و دیگران بسیار علاقه داشت.
۱۳۸۷/۰۲/۲۱

بایگانی  
دعوتی برای نوشیدن چای
یوسف شارونی / حسین سیدی
در رؤیاى بابل / فصل اول
ریچارد براتیگان / پیام یزدانجو
چند روایت معتبر درباره‌ی کشتن
مصطفی مستور
گلوی آهنی
میخائیل بولگاکف/ نیره توکلی
بستنی‌فروش و رونالدینهو
حمید نوایی لواسانی
هزار و سیصد و سمنان / فصل 19
محسن حدادی، سیدعلی موسوی و...
کلم تُرشی
سید علی موسوی
یک بار در عمر
جومپا لاهیری/ فرشید عطایی

بایگانی  
با ابر بی‌رمق، حرَجی بر کویر نیست
محمد مجتبی احمدی
فرمانروایی خانه بر دوشم، محبت کن
فاضل نظری
سیب‌بودن مسیر خوبی نیست
محمد کاظم کاظمی
خاتون بی‌ملاحظه!
آرش پورعلیزاده
تقویم خاطرات من از هوش می‌رود
مرتضی حیدری آل‌کثیر

بایگانی  
تمام پاسخ او یک کلام بود: زرشک!
مصطفی حسن‌زاده
نطق انتخاباتی سرلیست
استاد بوالفضول الشعرا
دستورالعمل تبلیغاتی
داریوش کاردان
خداحافظ عشق افلاطونی من!
حامد تأملی
آخرین شگردهای انتشار کتاب
فرورتیش رضوانیه

بایگانی  
کتاب لندن
رونمایی از گنبد نهم
کتابخانه‌های عصر خلاقیت
14 قرن بعد

بایگانی  
ساعت، نه و ده دقیقه خون راه افتاد
محمدصادق کریمی
دریبل دوطرفه
مصطفی حسن‌زاده
و قاف حرف اول قلب است
محسن حدادی
قیام بعد از رکوع
محبوبه سلیمی

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام