اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
"پشت پرده اسلام" نوشته رابرت اسپنسر نویسنده آمریکایی، یکی دیگر از همان کتابهای حساب شدهی غرب در چند دههی گذشته است. کتابهایی که سعی در تخریب چهرهی سریعترین دین در حال گسترش جهان دارند. بر خلاف کارهای ضعیف گذشته که بیشتر بدون اطلاعات و دانش کافی دربارهی دین اسلام نگاشته میشد، (مثل کتاب تهاجم اسلامی نوشته رابرت مولی) کتاب اسپسنر با فصاحت و بلاغت بیشتر نوشته شده و ظاهرا کمی جنبهی ادب و نزاکت قلم را رعایت کرده است.

با این وجود بسیاری از اسلام پژوهان غرب، مثل دانیل علی، موسس "مجمع اسلام و مسیحیت" آمریکا، این کتاب را حتی با وجود ادبیات قابل قبول و کلمات محافظهکارانهی آن، در زمره کتابهایی میدانند که جدیتر و بیشتر از قبل نسبت به اسلام توهین کرده است.
در حالی که معمولا جلد اینگونه کتابها از افشای مستقیم محتویات و اهداف و حتی امیال و آرزوهای یک نویسنده پرهیز میکنند؛ اما این بار اسپنسر یا شاید روسای وی با انتخاب تصویری واضح از محمد عطی(یکی از مظنونین اصلی حادثه یازدهم سپتامبر) و تصویری از یک زن عرب محجبه، از همان اول خواننده را برای محکوم کردن مسلمانان و شکلگیری و شکلدهی یک تصویر منفی درباره اسلام و حجاب دعوت میکند.
این مقدمه تصویری روی جلد، صحنهای ساختگی را برای نمایشی ساختگیتر آماده میکند، نمایشی که چند صفحه بعد با چاپ تصویر دکتر آنیس شوروش( Anis Shorrosh ) ــ متفکر و ضد عرب مشهور صهیونیستی ــ سعی دارد مبارزه اسراییل با عربهای مسلمان ساکن سرزمینهای اشغالی را مشروعیت بخشد و حتی مسلمانان را اشغالگر! این سرزمینها معرفی کند.
اسپنسر که ظاهراً فرصت کرده آیات نورانی قرآن و احادیث پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) را تا حدودی مطالعه و بررسی کند؛ در کتابش نتیجه میگیرد که این روایات منبع اصلی عملیات انتحاری و دستورهای ترور توسط محققان اسلامی است! و در عین حال سعی میکند حتی با استفاده از آیههایی از قرآن که به مبارزهی مستقیم با کفار دستور میدهد، نوشتههای خود را منطقی، علمی، تحقیقی و دور از جنجالهای رسانهای جلوه دهد!
او ادعا میکند بر خلاف دین اسلام، در کتب مقدس دیگر، هیچ دستوری برای اعمال شیطانی مثل جنگهای صلیبی! و حتی کشتار سیاه پوستان در مراسمی مثل کوکلاس کلان(مراسمی که سفیدپوستان برای کشتار سیاهپوستان نقاب سفید بر سر میکشیدند) چیزی نوشته نشده است؛ و با بیان چند جمله از "انجیل عهد جدید" پیام رحمت و امید مسیح را برای انسانها اعلام میکند و سعی در رو در رویی اسلام و مسیحیت میکند.
اسپنسر با اشاره به حوادث تاریخی اسلام که بعضی از خوارج و کفار به نام اسلام انجام دادهاند به طور ضمنی و محتاطانه حوادث خونینی از این دست را به اسلام نسبت میدهد و سپس از واژه "اشتباه" برای جنگ و خونریزیهای مسیحیان استفاده میکند. به عبارت دیگر سعی میکند انسانهای شرور مسیحی را هم پیروان دین اسلام! معرفی کند.
وی با طرح پرسشهایی در مقدمهی کتاب که اغلب در سالهای اخیر در رسانههای غربی تکرار شدهاند، سعی میکند ادعای خود را ماهیت جسمانی ببخشد و منطق خود را در نظر خواننده دارای منابع موثق جلوه دهد: "آیا اسلام واقعاً ارزشهای اخلاقی را گسترش میدهد، آیا اسلام برای حقوق بشر اهمیت قائل است، آیا اسلام به حقوق زنان احترام میگذارد، آیا اسلام با دموکراسی و آزادی موافق و سازگار است، آیا اسلام میتواند خود را با دنیای سکولار و قوانین جمع گرایانه غرب تطبیق دهد، آیا علم و فرهنگ در نظر اسلام دارای جایگاه متعالی است، آیا اسلام غیر مسلمانان را تحمل میکند، و آیا غرب واقعاً از اسلام و رشد آن هراس دارد؟"
سبک ادبی اسپنسر و وسواس زیاد وی در ویرایش جملات و رنگ و لعاب دادن به جملات، او را قادر ساخته تا خوانندهی تازه کار را در دام سفسطههای مضحک و تکراری خویش بیاندازد. به عنوان مثال در صفحه اول کتاب تاکید میکند:
"اکثر آمریکاییها اولین مزهی تروریسم اسلامی را در المپیک مونیخ 1972 با مشاهدهی کشتار ورزشکاران اسراییلی چشیدهاند."
استراتژی کتاب اسپنسر که حتی کارشناسان و خوانندههای آگاه را نیز گاه به شک میاندازد، به شکلی که از طرفی نمیتوانند حوادث ذکر شده در این کتاب را انکار کنند و از طرف دیگر با نتیجهگیری نویسنده مشکل پیدا میکنند، بخشی از استراتژی جدید غرب در معرفی و تخریب هم زمان یک دین جدید است. دین جدید اسلام. دینی که ساخته و پرداختهی رسانههای غربی است. به عبارت بهتر: همان اسلام امریکایی.
http://www.islamicity.com/Articles/articles.asp?ref=IC0406-2349