دومین روز کنگرهی ادبیات آمریکای لاتین، عصر روز یکشنبه با سخنرانی علی معلم دامغانی و سخنرانهایی از کشورهای ونزوئلا و آرژانتین پی گرفته شد.
به گزارش خبرگزاریها، علی معلم در این همایش گفت: خیلی وقت پیش توفان نیزهگذاران صحرا به اینسو تاخت، یعنی عرب با کولهبار مسلمانی به تیسفون آمد و بعد از فتح استخر، ایران را شهر به شهر تا سیحون درنوردید و بالأخره تا حدودی نزدیک اقیانوس آن سوی جهان. ایلها و عشیرههای ایران از دیرباز پراکندگی ذاتی داشتند؛ پراکندگی که خردمندان، آثاری را به ضد این مسأله نگاشتند؛ مثل «شاهنامه» که اگر با چشم تحسین به آن بنگرید، این تفرقه را حس میکنید؛ خاقان ترک و ترکان در نامها و شناسنامههای مختلف، سکاها و سیستانیها با نامهایی که میشناسیم و از یاد بردهایم.
وی با اشاره به پراکندگی ذاتی ایل ها و عشیره های ایرانی از روزگاران پیش از اسلام تاکید کرد : زبان فارسی پیوند دهنده این ایل ها و عشیره هاست و نقش فردوسی در این میان ، غیر قابل انکار است. معلم افزود: این پراکندگی حتی در آثاری چون شاهنامه که بر ضد آن نوشته شده هم حس می شود. اما آن چه شاهنامه را ممتاز می کند، توجه فردوسی به نقشی است که زبان فارسی در حفظ این وحدت می تواند داشته باشد. وی گفت: فردوسی به این فایده پی برد و زبانی را در سراسر ایران زبان رسمی اعلام کرد، ولی نه با قدرت حکومت، بل که به مدد تالیف اثری که همه ایران نسبت به آن احساس مالکیت داشتند.
معلم در ادامه افزود: زبان کار خود را کرد و فردوسی حکیم عشیره ها را پیوند داد ، پیوندی که هیچ کدام از حکومت ها در طول زمان نتوانستند آن را از بین ببرند. چون این پیوند و این زبان، با فکر و ذهن آدمیان حراست می شد.
این شاعر در ادامه تصریح کرد: مردی پدیدار شد که بر اثر پیامبر عرب (ص) تشخیص داد که حداقل فایدهی زبان، پیوند قبیلههاست و او برای اولینبار زبانی را در سراسر ایران رسمی اعلام کرد؛ نه به وسیلهی سیاست و قدرت، بلکه به تدبیر تألیف اثری که همهی ایرانیان نسبت به آن احساس مالکیت داشتند. سیستانیها، رستم دستان و طبریها و مازندرانیها نیز در آن سهمی داشتند و همچنین قبیلههای دیگر. زبان کار خود را کرد و فردوسی عشیرهها را پیوند داد؛ پیوندی که از آن زمان تا حکومتهای گوناگون هیچکس نتوانسته رشتهی الفت ما را بگسلد.
معلم همچنین یادآور شد: این رشته به وسیلهی فکر و اندیشهی آدمیان صیانت میشود، و به این دلیل گسستنی نیست. این زبان و پیوند عشیرههای پارس از سرزمینهای گوناگون عبور کرد. از خراسان که عبور کرد، سبک خراسانی را داریم. از عراق عبور کرد و برای خراباتیان، باده را به ارمغان گذاشت، که به حسب ارزش در رندی پایگاهی شگفت دارد.
او مرحلهی دیگر را فتح قارهی هند به وسیلهی زبانآوران دانست و گفت: بیدل دهلوی که در سالهای اخیر او را بهتر شناختیم، از طریق زبان، قارهی هند را فتح کرد. در داخل ایران هم تحرکاتی بود که بهعنوان سبکهای عراقی دورهی دوم یا دورهی سوم به وسیلهی بزرگانی چون جلال همایی تصفیه شده و اهل تحقیق آن را میشناسند. سبک بازگشت و سبکهای مشروطیت و دورهی تجدید بر اثر زمان و زبان تغییر کرد.
علی معلم تصریح کرد: حال ما محصول تمام این دورهها هستیم، که سهم شاعران انقلاب به حسب اصالت پیوندشان با ادبیات بیشتر از همهی متجددان و روشنفکران بوده است.
وی در پایان سخنانش با بیان این که " شاعران انقلاب به اعتبار اصالت دلمشغولی هایشان، بیشترین پیوند را با ادبیات کلاسیک دارند " یادآور شد: باید توجه داشته باشیم که بر اثر چه کسانی آمده ایم و جایگاه ما کجاست.
بئاتریس سالاس از کشور ونزوئلا نیز دربارهی شعر کشورش سخن گفت و یادآور شد: پس از سالها زندگی در ایران، وجوه تشابه بسیاری بین فرهنگهایی را میبینم. در حقیقت این المانهای فرهنگی به موازات یکدیگر ناشی از احساسات تمامی بشر است. غنای شعر ایران از لحاظ پیامی، بدون درنظر گرفتن طبقهی اجتماعی آن بیفایده است. طی سیر شعری هنرمندان ونزوئلا نیز بسیار شبیه آن چیزی است که در حال حاضر در سایر کشورهای حوزهی آمریکای لاتین به چشم میخورد. زندگیها سرشار از فرهنگهای قبل و ترکیب نژادی بین بومیان و سفیدپوستان است.
وی افزود: در ونزوئلا از میان شاعران جوان، نامهایی چون آنتونیو راموس سوکره، آنده الوی بلانکو و انریکه پلانچارت، گروه هنرهای زیبا را شکل دادند؛ گروهی که هنوز هم در آن شعرهای قافیهدار با نوآوریهایی چون ابتکارات راموس سوکره دارد، و داستانسرایی شعریاش که به طریقی ما را به یاد سهراب میاندازد.
سالاس همچنین از مراحل شعری ونزوئلا را مرحلهی انتقادی - تجربی و همچنین مرحلهای که آرامش پس از مرگ دیکتاتوری است، دانست و در ادامه با اشاره به هنرمندان ونزوئلایی معاصر گفت: هنرمندان ونزوئلایی جدید، روشی خاص و مشابه برای بیان احساسات خویش در پیش میگیرند؛ روشی که از موضوعات کلاسیک گرفته تا طرح وقایع تاریخی سیاسی عصر ما را در بر میگیرد.