اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
"دیوید مامت" در "بامبی علیه گودزیلا" یک مجموعه داستان و مقاله درباره صنعت و تجارت فیلمسازی آمریکا جمع کرده است؛ که در حقیقت اعلامیهای است علیه تمام عوامل تهیه یک فیلم از کارگردان گرفته تا فیلمنامهنویس.
مامت تولیدات به ظاهر منسجم و جذاب "فیلمگونه" را به سیستمهایی تشبیه میکند که در نقش سلاحهای گران قیمت، امنیتی اجباری برای تماشای اجباریتر بیننده فراهم میکند. این فانتزیهای فیلمگونه در حقیقت یک پیام دارند و آن اینکه شما عضوی از یک کشور هستید، بخشی از یک سیستم که قادر است 200 میلیون دلار را در طول تنها یک ساعت به هدر دهد تا شما نیز در این فرآیند سهیم باشید. وی مینویسد: "تکنیکهای پیشرفته بازاریابی و تلقین افکار که با اصل جذابیت آمیخته شده است و بیشتر از همه هنر بازیگران و سازندگان این فیلمها را رقیق و آبکی میکند." از همین رو مامت واژه "مکانیسم سرکوب کننده" را برای این فرآیند انتخاب کرده است.

به گفته مامت در طول تقریبا یک قرن گذشته، هالیوود هیچ تغییری نکرده و "ماتریکس" و "مردان ایکس" نسخه کپیبرداری شده فیلم های گانگستری سالهای دورتر این شرکت است و در این میان مخاطب اصل تکرار را به عنوان هنر و تکنینک قرن جدید هضم میکند و به جای درک مفهومی جدید تنها به جلوههای جدید سینمایی بسنده میکند و در این میان است که مشخص میشود نویسندهها نقش چندانی در خلق آثار تکراری ندارند!
به گزارش کتابنیوز به نقل از نیویورکتایمز، مامت با سبک و ادبیات خاص خود هر مسئله مرتبط با هالیوود را در جای خود بررسی کرده است. مانند محاسبه اعداد و ارقام توسط یک ابرکامپیوتر. وی ابزار و تکنولوژی پیشرفته کامپیوتری را در ایجاد صحنههای متعدد و مشابه در رسیدن به نتیجه دلخواه و مهمتر از همه جذابیت فیلم کاری قبیح و غیر هنری ارزیابی میکند. به گفتهی مامت نقش کارگردان و در اصل نقش بشر با ورود کامپیوتر برای ساخت صحنههای عجیب و غریب تقلیل یافته و هالیوود با ایجاد هیجان کاذب بیشتر از خود فیلم، در جستجوی واکنش بیننده به فیلم است.
اگرچه مامت در بیان اعتراض خود در مورد فیلمهایی که شاید خود مخاطب غربی نیز به تکرار آن عادت کرده باشد، معیار مشخصی تعیین نمیکند و در واقع مخاطب مانند کسی است که بخواهد جهت ماهوارههای دیجیتالی را بدون امکان خاصی از یک چادر سرخ پوستی در غرب وحشی جستجو کند. و این نوع اعتراض یک سوال اساسی را به ذهن متبادر میسازد که آیا هدف نویسنده از مطرح کردن چنین بحثی ارتقای سطح کیفی سینمای آمریکا بوده یا اینکه هدفش مطرح شدن خود است.
مامت تولیدات سینمایی قرن جدید را بیفایده و بی هدف میخواند و میگوید: "آنها هیچ چیز تولید نمیکنند و بامبیها (احتمالاً منظور نویسنده از بامبی که در عنوان کتاب نیز مورد استفاده قرار گرفته عوامل کارگردانی و همین تماشاگران کوچک و جزء هستند که زیر پاهای بزرگ گودزیلاهای صنعت سینما خرد میشوند) بیشتر از گودزیلای قهرمان فیلم، برای به سرانجام رسیدن محصول، صبر و تحمل به خرج میدهند."
وی در پایان این کتاب که بیشتر به رساله دکتری یا پروژهای تحقیقاتی شباهت دارد، سینمای هالیوود را بر پایه تفکرات صاحبان یهودی آن، سینمایی نژادپرستانه عنوان میکند که با فیلمهای تولیدیشان، افکار آشکار و نهان صاحبان صهیونیست خود را به مخاطبان سراسر جهان القا میکند. مامت بدون اینکه وارد مسائل سیاسی شده باشد، قبل از هر چیز "هنجارهای اجتماعی" و "هوشیاری" مردم را اولین قربانیان اینگونه تفکر نژادپرستانه و آلوده میداند.
وی مینویسد: "در سینمای هالیوود تنها چیزی که اهمیت ندارد، از بین رفتن رفتارها و هنجارهای معمول اجتماع مثل تغییر نقش و لباسهای زنانه و مردانه است. در یک فیلم هالیوودی خبری از خلاقیت و عقل بشری نیست و در همین حال کامپیوتر، فاعل تمام کارها نشان داده میشود تا آگاهی و حس مبارزه در مردم به تدریج سرد و بیروح شود."
مامت با استناد به تجربه سالیان دراز مشاوره با کارگرانان آمریکایی، فیلمهای هالیوودی را با در جهت تعالی نسل یهود و گسترش خیالپردازی و توجه به مادیات ارزیابی میکند و از بیان حقیقت ترسی ندارد.
مامت با بیان مباحث تخصصی و بیان حقایق پشت پرده فیلمسازی، از نوع آمریکایی گویا بیان نکات اساسیتری را دنبال میکند: "بایستید و مانند کودک ناله و تسلیم را رها کنید و برای آزادی واقعی بشر مبارزه کنید." مامت میگوید اگر توان مبارزه هم ندارید از تمجید این صنعت آلوده خودداری کنید تا هر چیزی در جای اصلی خود قرار گیرد.
http://www.nytimes.com/2007/02/25/books/review/Kirn.t.html?ref=books