اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
بعضی اوقات و بعضی افراد از خود و دیگران میپرسند واقعاً چرا مادران و به طور کلی زنان باید این همه رنج بکشند. بیخوابی و پرستاری شبهای طولانی شاید به زعم بعضی مادران قدیمیتر تنها مشکل مادران و به طور کلی زنها باشد ولی در عصر حاضر، مسئله جدیدی باز هم برای بعضی از زنان و مادران پیش آمده که دست آویز بعضی گروههای فمینیستی شده است؛ و آن بحث انتظار جامعه از زنان برای بزرگ کردن کودکان است.
به گفته گروههای فمینیستی، دیگر هدر رفتن استعدادهای زنانی که در کنج خانهها منزوی! هستند کافی است و زمان آن رسیده که این انسانها نیز استعدادهای خود را در جامعه بروز دهند. چرا باید "مادران" مشاغل خود را تنها به خاطر پرستاری از کودکان رها کنند و فرصتهای زندگی خود را از دست بدهند. باز به گفته این گروهها، زنان نباید سرنوشت خود را به زاویه تنگ خانهها بسپارند، بلکه باید با دستهای خود نیازهای مالی خود را تامین کرده و به اصطلاح استقلال داشته باشند.
"لسلی بنتس" در کتاب جدید خود با عنوان "اشتباه فمینیستی" به طور آشکار ماهیت این شعارها را به نقد میکشد و اگرچه کار و محیطهای کاری را در پیشرفت کمال انسانی زنان موثر ارزیابی میکند؛ ولی وظیفه مادرانه که انسانی کامل را به جامعه تحویل میدهد را از تولید اشیا و کارهای مصنوعی مهمتر عنوان میکند.

وی در کتابش که بعضی از کارشناسان آن را در مبارزه با افکار فمینیستی ضعیف ارزیابی کردهاند، مینویسد: "درک این که چرا زنان عصر تکتولوژی به جای تغذیه کودکانی که عضوی از وجود خودشانند، به سرویسدهی و انجام وظیفه برای دیگران مشغولند، کمی سخت است، حداقل اگر تاریخ راهنمای بشر باشد، نمیتوان به تداوم این وظیفهشناسی! مطمئن بود. "
وی مینویسد: "در خانه ماندن اگرچه ممکن است بعضی فرصتهای اجتماعی را از زنان سلب کند و شاید رضایت واقعی آنان را از سهم اجتماعیشان برآورده نکند، ولی تجربه نشان داده، از دست دادن خانواده بهایی سنگین است که در مقابل باید پرداخت کرد. خانوادهای که وقتی زن در آن حضور نداشته باشد، مرد هر مسیر دلخواهی را بدون توجه به فرزندان میتواند انتخاب کند. "
"بنتس" در کتابش با اشاره به شعار فمینیستها در سالهای دهه 70 میلادی مبنی بر استقلال مالی مادران مینویسد: "مادران بهتر است به خود وابسته باشند، ولی این استقلال نباید به جنگ فرهنگی میان زنان و مردان و دست آویزشدن گروههایی مثل فمینیستها منجر شود."
بنتس هرچند همان پلاکاردهایی که فمینیستها در سالهای قبل برافراشته بودند، به دست گرفته، ولی این بار با هدف حفظ زنان بیسرپرست در ویرانههایی که مردان بیمسئولیت بر جای گذاشتهاند، این تابلوها را با خود حمل میکند.
وی همانطور که از نام کتابش آشکار است با حمایت ضمنی از حقوق زنان، چند دهه اشتباه این قشر از جامعه را در گوش سپردن به شعارهای بیاساس فمینیستها متذکر میشود.
بنتس که سالها در روزنامهی "نیویورک تایمز" به عنوان خبرنگار فعالیت کرده است، برای نوشتن کتاب جدیدش با تعداد زیادی از زنان شاغل و خانهدار صحبت کرده و آنگونه که در کتاب نوشته، نتیجهای درست به عکس فمینیستها گرفته است. داستانهای واقعی او از آمار طلاق و مشکلات روحی و روانی زنانی که همگی برای حقوق مساوی، ارزشهایی را فدا کردند که به انحطاط خانواده خود منتهی شده است، بر جذابیت و استناد کتابش افزوده است.
جالب این جاست که پدر بنتس همسرش ـ مادر بنتس ـ را هنگامی که او فقط 9سال داشت؛ رها میکند و او به واسطه این تنهایی، داستانهای کوتاه و غم انگیزی از شعارهای پوچ گروههای هوادار تساوی حقوق زن و مرد را در کتابش تعریف کرده است. وی در کتاب "اشتباه فمینیستی" از حقایقی پرده بر میدارد که در میان مه خیالی زندگی جنسی ـ عاشقانه، واقعیتهایی مثل احساس مادرانه و مفهوم ازدواج را نادیده گرفته است.
به گزارش کتابنیوز به نقل از واشنگتن پست، بنتس برای توضیح مسئله به آمارهای طلاق در کشور آمریکا اشاره می کند: "تقریباً نیمی از ازدواج ها در آمریکا به طلاق میانجامد و اگرچه این نرخ در میان قشر تحصیل کرده و دانشجو کمی کاهش یافته است، ولی تنها زنان بازندهی این بازی تلخ خواهند بود و خسارت خواهند دید. وی با استناد به این آمارها و مصاحبه با زنان به این نتیجه رسیده است که بیشتر مردان بعد از طلاق به زندگی عادی خود ادامه میدهند؛ ولی زنان بعد از این حادثهی تلخ، زندگی خود را غرق شده میبینند و دیگری توانی هم برای ادامه شعارهای فمینیستی ندارند."
با وجود این همه مشکلات مادی و معنوی هنوز هم همان موضوع قدیمی بزرگ شدن بچهها توسط فمینیستها نادیده گرفته شده است و همانطور که خود نویسنده از زمان تولد تا دوران تحصیل و دانشکده توسط فرد دیگری به نام پرستار بچه نگهداری شده است، از مخاطب میپرسد "چه کسی باید کودکان را بزرگ کند؟ آیا واقعاً پرستار بچه میتواند درسهای زندگی مورد نیاز کودک را بدون حضور مادر به کودک انتقال دهد؟ "
هیچ کس به این مسئله توجه نکرده که بعضی از مادران ترجیح میدهند زیر بار فشارهای اقتصادی کمر خم کنند، ولی لذت نگهداری از پارههای تن خود را از دست ندهند.
بنتس مینویسد: "اگر مادران مشاغل خود را رها کنند و از کودکان خود نگهداری کنند، مشکلی حل نخواهد شد؛ بلکه افکار عمومی باید به درک این حقیقت نزدیک شوند که بنیان خانواده به هیچوجه نباید دستخوش افکار عدهای پوچگرا و یا معتقد به تساوی و حتی برتری حقوق زن نسبت به مرد شود."
وی با انتقاد از سیاست مداران و برنامه ریزان اجتماعی غرب در اطلاع رسانی نیازهای واقعی یک خانواده حقیقی، هیچ راه حلی برای برقراری تعادل میان شغل داخل و خارج خانه برای مادران پیشنهاد نمیکند؛ ولی این هشدار را ضمیمه کتابش میکند که "بی تردید وضعیت و استقلال اقتصادی مسئلهای قابل چشم پوشی است، ولی هرگز نمیتوان چشمها را بر آینده فرزندان و تزلزل و انحطاط خانواده بست."
واشنگتن پست