
پاشنه آهنین[The Iron Heel] رمانی از جک لندن (جان گریفیث لاندن،1876-1916)، نویسنده امریکایی، که در 1908 منتشر شده است. این رمان تخیلی، که جریان آن در سان فرانسیسکو اتفاق میافتاد، ماجرای شکست سوسیالیسم را نقل میکند که در وجود ارنست اورهارد، قهرمان انقلابی، تجسم یافته است و اولیگارشی، با در هم شکستن او سه قرن جباریت خونین«پاشنه آهنین» را به دنیا تحمیل میکند. ماجرا در قالب دستنوشته ناتمامی از ایویس اورهارد ظاهر میشود که، بین سالهای 1912 و 1932 که تحت تأثیر شوهر آیندهاش به سوسیالیسم گرویده، نوشته است و ، هفت قرن بعد،در سوراخ یک درخت بلوط سالخورده پیدا شده است. در این سال 419 برادری جهانی، تاریخ برای انتونی مردیت، جامعهشناس و فیلسوف، چشمانداز ضروری برای نقد«ذهنیت» این وقایع نگاری را تأمین میکند. اثر را با تفسیر آن در یک «پیشگفتار» و یادداشتهایی در پایین صفحه چاپ میکند، و این یادداشتها چهره آن « ابرمرد» را که عشق در نظر راوی ساخته است به درستترین تناسبها برمیگرداند، طرح جامعه آرمانی عصر جدید را رسم میکند و، به کمک مدارک، به پشتیبانی از سخنانی که در آنها اورهارد بیعدالتی و عدمصلاحیت کاپیتالیسم وحشی را افشا میکند، داستان تخیلی و داستان واقعی را در هم میآمیزد. داستان، با تأثیری عکس، طمطراق سخنان عاشقانه و، به بهانه«سرعت باورنکردنی تاریخ»، توفان عظیمی را که اوهارد، کاندیدای سوسیالیست، در انتخاب پیشگویی کرده بود، عجولانه به میان میکشد: نابودی طبقه متوسط و مؤسسات کوچک، از هم پاشیدن روشنفکران و سندیکاها، تصاحب بازار جهانی به دست اولیگارشی ایالات متحد در یک کشور دستخوش انقلاب. به زودی پس از انفجار بمبی که آشوبگری پرتاب میکند و خیانت « آریستوکراسی کارگری» که «مردم اعماق» را زیر چکمه «پاشنه آهنین» میاندازد، اغتشاش در میان سوسیالیستها باعث دستگیری تمام رهبران حزب میشود که همه با هم در مجمعی گردآمده بودند. در این دوران نا بهنجار، که شورشهای کارگران و معدنچیان در خون غرق شده است، و ناگهان، پس از سقوط امپراتوری بریتانیا فرقههای متعصب یک اولیگارشی ژاپنی ظاهر میشود. انقلابیون،که مجبور به فعالیت مخفی شدهاند و رهبریشان آنان را از دوران زندان سازمان داده است، پناهگاههای زیرزمینی، روشهای تغییر قیافه، جاسوسان دوجانبه، خرابکاری و تروریسم را به کار میگیرند. لندن، که میخواهد از تأثیر ضربه حاصل از این قتل عام وحشتناک نتیجه بگیرد، ترتیبی میدهد که اورهارد اعدام شود و ایویس،که محتملاً گرفتار سربازان مزدور شده است، البته پس از مخفی کردن دست نوشتهاش ، ناپدید میشود.
این کتاب غریب سرنوشت غریبی هم پیدا میکند. نویسنده عقیده دارد که رکود اقتصادی سال 1907 و خشونت نبردهای جتماعی، فروش فوقالعادهای برای این کتاب فراهم خواهد آورد. اما منتقدان آن را «جزوه سیاسی خستهکنندهای بدون ارزش ادبی» تلقی می کنند و اکثر سوسیالیستها آن را نوعی احساساتیگری مضر میشمارند. کتاب که به عنوان « اثری عجیب و تقریباً نایاب» تلقی میشد از سالهای ابتدائی دهه 60 به بعد مجدداً کشف، و به تدریج بر شهرت آن افزوده شد. با این همه، همیشه و در تمام محافل چپ و به ویژه در اروپا خوانده میشد و از میان خوانندگان مشهور آن کسانی نظیر آناتول فرانس، اینورین بوان، بوخارین، تروتسکی و وایان کوتوریه، در آن نوعی درس سوسیالیسم و پیشگویی حیرتآور روی کارآمدن فاشیسم را یافته بودند. با این همه، این نامهای معروف نیز برای حمایت از اثری چنان مبهم کفایت نمیکند. ناگفته نماند که دیدنیهای مربوط به این تمثیل بیشک تصویری است از انسان ابدی. انسان اسطورهای درگیر با نیروهای اسرارآمیز نیک و بد. انسانی که در ورای تاریخ قدرتی مقاومتناپذیر را در قلمرو حیات اعمال میکند.
رضا سیدحسینی. فرهنگ آثار. سروش
1.Jack London(john Griffith) 2.Ernest Everhard 3.Avis 4.Antony Meredith 5.Aneurin