در پی انتشار یادداشت "نوشتن با دوربین یا حمام گلستان" که مورد توجه بازدیدکنندگان واقع شده و بازخوردهای جالب توجهی را در پی داشت. پرویز جاهد در یادداشتی که برای نویسنده ارسال کردند، به پارهای از اشکالات موجود در متن یادداشت اشاره کردند.
آنچه میخوانید یادداشت دوستانه ایشان و پاسخ مهدی نوری به این یادداشت است.
آقای نوری عزیز
سلام. نوشتهات را خواندم. به نظرم آدم بی غل و غشی به نظر میرسی برای همین دلم نیامد از چند اشتباهی که در نوشتهات بود صرف نظر کنم. امیدوارم در اولین فرصت تصحیح نمائید:
1- در بیوگرافی من چند اشتباه مهم وجود دارد. اول اینکه من متولد قائمشهر هستم نه تهران. داستان آن هم در کتاب آمده. عجیب است که متوجه نشدید. چون به نظر میرسد کتاب را خوب خواندهاید. دوم اینکه آیا به نظر شما نوشتن برای رسانههای بینالمللی مثل بی بی سی حرکت داوطلبانه در جهت اپوزیسیون شدن است؟ من یک نویسنده مستقل هستم و برای نشریات و رسانههای داخل و خارج از ایران مطلب مینویسم. بیشتر مطالب من هم در زمینه سینماست و ربطی به سیاست و اپوزیسیون و غیر اپوزیسیون ندارد. تنها چیزی که در عالم سینما و هنر برای من مطرح است این است که فیلم یا هر اثر هنری را با زبان سینما و اصول آن از دید زیبائیشناسانه بررسی و تحلیل کنم. بسیاری از مطالب من در نشریات انگلیسی و دانشگاهی چاپ میشود. بنابراین دلیلی ندارد که صفتهای نابجا به من نسبت دهید.
1- قصد من در پایان نامه این نبود که ثابت کنم در ایران موج نو وجود داشته یا خیر. این تقریبا امری بدیهی و پذیرفته شده در میان محققین و آکادمیسینهای داخلی و خارجی است که سینمای موج نو در ایران از اواخر دهه چهل تقریبا همزمان باشکلگیری موج نو در کشورهای دیگر از جمله آلمان، فرانسه و برزیل در ایران شکل گرفته است. هدف من در رسالهام بررسی تحلیلی عوامل شکلگیری موج نو در ایران و توجه به ریشههای آن است که بسیاری از آن غافل ماندهاند و کشف نشده باقی مانده. فکر میکنم این گفتگو به من خیلی کمک کرد که این تئوری را ثابت کنم. برای اساتید راهنمای من هم کاملا پذیرفتنی و معقول آمد.
3- با فرخ غفاری هم گفتگو کردهام که به زودی منتشر خواهد شد.
4- من نیز تلاش خود را کردم که این گفتگو به صورت تصویری انجام شود اما متاسفانه آقای گلستان نپذیرفت. ایشان حتی با بودن ضبط صوت هم مخالف بود.
البته این همه حرفهای من با شما نیست و بعد هم در این باره با شما حرف خواهم زد.
ارادتمند.پرویز جاهد
سلام آقای جاهد عزیز
از لطفتون ممنونم. از اینکه یادداشت بنده را خوانده و اشکالاتش را گوشزد فرمودید کمال امتنان را دارم. بدیهی است که پاسخ شما به عنوان یک رفتار حرفهای برای بسیاری "باید" درس باشد.
و اما یادداشت شما؛
بی غل و غشی بنده از کجای نوشته ام به نظر رسیده است را نمیدانم. فقط میدانم که "پوشیده چه گوییم همینیم که هستیم".
به حرمت احترامی که برایم قائل شدید به چند نکته اشاره کنم:
اول: اشکالی که در تایپ محل تولدتان بود ضمن پوزش تصحیح شد.
دوم: بله، در مورد رسانههای بینالمللی مثل بیبیسی نظرم همان است که در یادداشتم آمده بود. اپوزوسیون هم لزوما بار سیاسی ندارد. گو اینکه امروز برداشت سیاسیاش بیشتر است ولی بار معنایی اپوزسیون فراتر از حوزه تلاشهای سیاسی است. در هر کشوری چند نوع اپوزسیون وجود دارد؛ فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و البته سیاسی.
من هم بار منفیای برای این کلمه و من تبعش قائل نیستم و اپوزسیون بودن را یکی از حقوق مدنی و اجتماعی افراد در یک جامعه آزاد و دموکراتیک میدانم.
سوم: درباره "موج نو"ی سینمای ایران و آنچه جزء بدیهیات دانستهاید، باید بگویم که این موضوعی است که هنوز شما و هم رایانتان در داخل و خارج از کشور در پیدا کردن تعریف واحد و بیان حدود و ثغور علمی آن با مشکلات عدیده ای روبه رو بوده و هستید. البته ای کاش میفرمودید که اساتیدتان دقیقا چه نظری داشتند.
چهارم: از خواندن اینکه با فرخ غفاری هم گفتگو کردهاید، خرسند شدم و بی صبرانه منتظر خواندن این گفتگو در قالب کتاب جدیدتان هستم.
پنجم: آقای جاهد! از شما که با تکنیک سینما آشنایید تعجب میکنم. مگر نوشتن با دوربین معنایش این است ک دوربینتان را در حضور گلستان روشن کنید و از او فیلم بگیرید؟!
نمیشود با گلستان گفتگو نمود، از کارنامهاش یادنامه تصویری ساخت، نریشنهای مستند تاریخی نوشت، واکنشها و قضاوتهایی که درباره گلستان و فیلمهایش وجود دارد را کنار هم جمع کرد و از تدوین و مونتاژ یکپارچه همهاش یک فیلم ماندگار هنری نوشت؟(بخوانید ساخت)
ششم: از شنیدن یا خواندن باقی حرفهایتان هم در هر جا که بود و هر طور که شد استقبال میکنم.
هفتم: زیاده عرضی نیست!
با احترام.مهدی نوری