کتاب نیوز  شناسنامه

درباره‌ی انتشارات روایت فتح

 

علیرضا اشتری

 

 

روزهای آخر شهریور، برو بچه‌های اهل نوشتن و خواندن و فیلم‌سازی را یاد "آقا مرتضی" می‌اندازد و کارهای ماندگاری که او کرده و اصلی‌ترینشان که مجموعه‌ی مستند "روایت فتح" است.

"روایت فتح" در ابتدا نام برنامه‌ای تلویزیونی بود که طی آن، هرهفته گزارش‌هایی از جبهه‌های جنگ و رزمنده‌ها را پخش می‌کرد. سیدمرتضی، کارگردان و نویسنده و گوینده‌ی متن‌هایی بود که روی این تصاویر می‌گفت و آهنگ‌ساز و نیز تدوین‌گر آن، اما تنها نامی که در تیتراژ پایانی این مجموعه می‌آمد، نه نام او بود و نه نام دیگر بچه‌های گروه، فقط می‌نوشتند «گروه تلویزیونی جهاد سازندگی».

 

جنگ که تمام شد، آقا مرتضی و دوستانش دیدند که هنوز خیلی از حرف‌ها، ناگفته مانده است و باز هم باید کار فیلم‌سازی درباره جنگ را ادامه دهند. ادامه هم دادند اما این‌بار با عنوان پایانی گروه "روایت فتح". بعد هم که آقا مرتضی در بیستم فروردین 1372، در مقتل شهدای فکه، روی مین والمری رفت و به شهدا پیوست، دوستانش و همسرش و برادرش سیدمحمد، مؤسسه‌ای ثبت کردند و نامش را گذاشتند «مؤسسه‌ی روایت فتح» تا کار او را ادامه دهند.

 

مؤسسه‌ی نیمه دولتی روایت فتح حدود 12 سال است که فعالیت می‌کند و علاوه بر فیلم‌سازی، کارش تحقیق درباره‌ی جنگ ایران و عراق است و نیز جهان اسلام. یک انتشارات هم دارد به نام "انتشارات روایت فتح" که ما به طور خلاصه آن را "انتشارات روایت" می‌نامیم.

انتشارات روایت، تاکنون بیش از 130 عنوان کتاب را منتشر کرده که علاوه بر آثار مکتوب و تجدیدچاپی و منتشرنشده‌ی خود آقا مرتضی (که طبق وصیت او امکان چاپ را داشته‌اند)، آثار تولیدی نویسندگان غالباً جوان حوزه‌ی دفاع مقدس را نیز شامل شده که حرکتی نو و پرمخاطب بوده و چه‌بسا بحث‌برانگیز.

 

انتشارات روایت طی چهار پنج سال گذشته به فاز جدیدی از تولید مکتوبات دفاع مقدس پرداخته است. شاید بتوان فاز جدید را فاز گذار از دوران "ادبیات شعاری" به ادبیات "شعوری" و نیز "فرم‌گرا" پرداخت.

 

وقتی جنگ تمام شد، طبیعی بود که 10 سال طول بکشد تا خاطرات و اتفاقات دفاع مقدس از قالب تبلیغات و نوستالژی در بیاید و چند قدمی به واقع‌گرایی نزدیک‌تر شود، سؤالات درباره‌ی چرایی اتفاق‌ها شکل بگیرند و هاله‌ی قداست دفاع مقدس اجازه‌ی پرسیدن آن‌ها را بدهد یا این‌ که اتفاقات تلخ و شیرین این جنگ هشت ساله، امکان بیابد که دست‌مایه‌ی نویسندگان جوانی شود که بخواهند در قالب‌های مختلف ادبی بنویسند و اجازه یابند که برخی عوامل و تکنیک‌های نویسندگی را در آنها به کار گیرند؛ خیال، شخصیت‌پردازی، تصویرسازی و ... و طی این 14 سال فعالیت، فورمت‌هایی خاص و کارایی برای تحقیق و تولید و حتی تعریفی برای ویرایش کتاب‌ها.

 

انتشارات روایت، این‌جور امکانات را برای خیلی از نویسندگان جوان فراهم کرد و علیرغم برخوردهای سلیقه‌ای که برخی نهادها و نویسندگان کلاسیک دفاع مقدس با آنها کردند، دست این عده را باز گذاشت و بدین ترتیب بود که مجموعه‌های "یادگاران"، "روزگاران"، "نیمه‌ی پنهان" و ... پدید آمدند. البته مجموعه‌های "روایت نزدیک" و "دوره‌ی درهای بسته" هم ماند تا اتفاقات و خاطرات مستقیم و کاملاً واقعی بچه‌های رزمنده و آزاده را روایت نماید.

 

به جز برخی نویسندگان مجموعه‌ی «روایت نزدیک»، اغلب بچه‌های انتشارات روایت، جنگ را ندیده و آن را از زبان راویان ‌شنیده‌اند. آنها حتی شخصیت‌های مهم جنگ را از زبان بستگان ایشان می‌شناختند؛ فرزندان و پدران و مادران و دوستان و همسران.

یکی از موفقیت‌های بچه‌های روایت، توانایی درک و همزادپنداری با این راویان بود. خانم‌های نویسنده‌ی روایت، در ارتباط با هم‌سران شهدا و جانبازان و اسرای دفاع مقدس، بسیار موفق نشان دادند و یک نتیجه‌ی آن، مجموعه "نیمه پنهان" بود.

 

این مجموعه، شامل حرف‌ها و خاطرات همسران شهدا بود از شهیدشان و شناختی که آن‌ها از زندگی خانوادگی آن شهید ارائه می‌دادند. این مجموعه، شهیدانی چون همت، باکری‌ها، بروجردی، کاظمی، آبشناسان، چمران، کلاهدوز، دوران و ... را شامل گشت و جزو پرفروش‌ترین مجموعه‌های دفاع مقدس شد.

در "یادگاران" و "روزگاران"، شخصیت‌ها و یا سوژه‌های واقعی و اتفاق‌افتاده‌ی دفاع مقدس، دست‌مایه‌ی چند مجموعه‌ی "مینیمال" گشت که موفق هم بود و چندین‌بار تجدید چاپ شد.

 

انتشارات روایت یکی از معتبرترین و پرفروش‌ترین انتشارات عرصه‌ی دفاع مقدس است که در شکل و اندازه و موارد ظاهری چاپ و نشر هم موفق بوده است. روایت، برای هر مجموعه از کتاب‌های خود، فرمت شکل و سایز و جلد خاص دارد، کتاب‌های روایت روی کاغذ سفید چاپ می‌شوند و برخی هم (روزگاران) روی کاغذ کاهی تا ارزان‌تر در بیایند. طرح جلدهای کتاب‌های روایت، امروزی و شکیل است و با گرافیکی قابل قبول که از فرمت کلیشه‌ای "عکس روی جلد" فاصله گرفته و به فرم‌های گرافیکی قوی و حتی "حجم‌دار" روی آورده است. این نشان می‌دهد که "نظارت چاپ" و "کیفیت کتاب" برای بچه‌های روایت مهم است.

 

اما "انتشارات روایت" با اینکه یکی از بهترین ناشران نیمه‌دولتی (وابسته به بسیج) است و در عرصه‌ی دفاع مقدس خوش درخشیده است، اما مانند همه‌ی موجودات دیگر و با وجود این همه خوبی که دارد، بی‌عیب و ایراد هم نیست که بنابر رسم انصاف نباید آنها را نگوییم:

کتاب‌های "روایت فتح" گران است و هرکسی که دستی بر صنعت چاپ دارد، می‌فهمد که قیمت‌های پشت جلد، جای کمتر بودن را دارد.

 

از برخی منابع معلوم‌الحال! درون روایت شنیده شده که در مجموعه‌ی روایت فتح، بچه‌های انتشارات، خیلی مورد عنایت مسئولین روایت نیستد و آنها را نسبت به بچه‌های بخش تولید فیلم، کمتر تحویل می‌گیرند و یا اصلاً تحویل می‌گیرند!

 

"روایت" در نگه‌داشتن بزرگترین سرمایه‌اش، یعنی نویسندگانش، جدی نیست. متأسفانه چندین نفر از بهترین‌های ایشان، دیگر الان در روایت نیستند و در این میان جای کورش علیانی و حبیبه‌ی جعفریان از همه خالی‌تر است.

 

دست‌مزد بچه‌های نویسنده، چندان چشم‌گیر نیست و غالباً هم به موقع پرداخت نمی‌شود. اگرچه این مقوله، مبتلابه قریب به اتفاق ناشران ایرانی است و چه‌بسا که روایت از خیلی از ایشان بهتر است.

 

به هرحال، انتشارات روایت فتح و کلاً مؤسسه‌ی روایت فتح، هنوز هم به برکت اسم "آقا مرتضی آوینی" و دیگر "شهدای روایت فتح" یک محفل خوب و جذاب برای کسانی است که می‌خواهند ابعاد ظاهری و باطنی جنگ را بشناسند و درباره‌ی آن بدانند و بخوانند و فیلم ببینند و فیلم بسازند یا بنویسند.

۱۳۸۵/۰۷/۰۱
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
جناب! خویشتن‌دار باش / 25 تابلو از نهج‌البلاغه
از همکاران نزدیکت، سخت مراقبت کن... مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌ای برادر دینی تو و دسته‌ی دیگر همانند تو در آفرینش... مبادا بر مردم منّت گذاری یا خُلف وعده نمایی... مبادا هرگز در آن چه که با مردم مساوی هستی، امتیازی بخواهی!
۱۳۸۷/۰۶/۰۴
باتلاق یا دریا؟ / فاطمه علیزاده
همه‌ی بچه‌های کوچه عاشق هما بوده‌اند. پدرها اما قدغن کرده بودند که پسرها با هما بازی کنند. آن‌ها همیشه با هم بوده‌اند تا این‌که کم کم از هم جدا می‌شوند و حالا در بزرگسالی دوباره به هم رسیده‌اند.
۱۳۸۷/۰۶/۰۳

بایگانی  
این زنان
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان
شوهر آمریکایی
جلال آل احمد
گرگین خان
سید علی موسوی
لحظه‌ی زخمی‌شدن حباب
مجتبی زحمتکش
پاپوش
مجید قیصری
فروشگاه عربی
زکریا تامر
انجمن مخفی / فصل دو
احمد شاکری
بعد از ظهر سگی
فرورتیش رضوانیه

بایگانی  
آخر قصه‌ی فرهاد شنیدن دارد
کاظم بهمنی
نمی‌کنی ای گل یک دم یادم
رهی معیری
تو بجنب پاره پاره که خدا دهد رهایی
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
شکست‌خورده‌ی ‌طوفان ‌واژه‌ها
سید حمیدرضا برقعی
ای عشق مهمانی بس است
فاضل نظری

بایگانی  
توافت‌های ایران و خارج
صالح شخصی
نحن معترضون غلیظاً للخلیج الفارسیه
حمید ربیعیان
همچون یک کدوتنبل
محمد جاوید
بررسی ابعاد ادبی"یه توپ‌دارم‌قلقلیه"
رضا احسان‌پور
مترو حیوان نجیبی است
علیرضا لبش

بایگانی  
دومین بزرگترین کتابخانه‌ی دنیا
به بزرگی یک دائرة‌المعارف
خال لب
کتاب لندن

بایگانی  
واسطه‌ی نجوا
نفیسه مرشدزاده
مصطفای من
مطهره طبیبی
ستاره‌ای دنباله‌دار، گریزان به آغوشت
مصطفی حسن‌زاده
نشانه
مهران محرمیان

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام