آثار فارسی عبدالرئوف فطرت بخارایی و جفاهایی که بر زبان فارسی در منطقهی ماوراءالنهر کرده، موضوع تحقیق انتقادی ابراهیم خدایار در معرفی ادبیات فارسی همزمان با انقلاب مشروطه در منطقهی بخاراست.
به گزارش ایسنا، عبدالرئوف فطرت بخارایی از نویسندگانی است که دو کتاب «بیانات سیاح هندی» و «مناظره» را که شکل و شمایلی روایی دارد، در سالهای پیش از انقلاب مشروطه به زبان فارسی در منطقهی ماوراءالنهر منتشر کرده است.
خدایار که سالهاست در حوزهی ادبیات فارسی در منطقهی ماوراءالنهر مینویسد، در شگفت است از رفتار عبدالرئوف فطرت بخارایی که چرا باید چنین باشد و میگوید: این نویسنده دو کتاب «بیانات سیاح هندی» و «مناظره» را برای نخستینبار در ادبیات فارسی ایران در قالب رمان تدوین میکند و بنیانگذار رمان فارسی در منطقهی ماوراءالنهر است؛ اما بعدها حکایت گاو نه من شیری میشود که میزند به زیر آنچه در همهی آنسالها در خدمت به زبان فارسی اندوخته است.
خدایار میگوید: شگفتیام از این است که چطور آنکه بنیانگذار ادبیات فارسی و خادم زبان فارسی در بخارا بود، اینگونه با زبانی که سالیانی در آن زیسته است، رفتار میکند و اینچنین بلایی را بر سر زبان فارسی میآورد؟ عجیبتر آنکه از پی این اتفاق زمانی میگذرد و او بار دیگر بر سر مهر با زبان فارسی میافتد؛ اما اینبار نه در مقامی مسؤول و تصمیمساز که در مقام نویسندهای میآید و بنیانگذار ادبیات نمایشی بخارا به زبان فارسی تاجیکی میشود.
از پی این سخنان است که خدایار اهمیت مطالعهی این نویسندهی خادم و خائن به زبان فارسی را از پی این سالها توصیه میکند و میگوید: سالهای سال پس از آنکه فطرت بخارایی به همراه جمعی دیگر از روشنفکران کمونیست به فرمان استالین به اتهام خیانت به وطن کشته میشوند، مطالعهی آثار آنها ممنوع بوده است تا این که همزمان با آمدن گورباچف، زمان آن میرسد تا محققان به بررسی و تحقیق در آثار این نویسندهی پرماجرا بپردازند و از همینروست که دامنهی تحقیق دربارهی وی، به ایران هم که روزی غالب آن سرزمینها بخشی از ایران فرهنگی بزرگ بود، کشیده میشود.
به قول این استاد دانشگاه، شگفتتر آنکه پس از مرگ فطرت بخارایی و آمدن خروچف و باز شدن نسبی فضا، بسیاری به صرافت میافتند که اعدام فطرت بخارایی و دیگران اشتباه بود؛ مثل تصمیمی که او برای زبان فارسی در منطقهی ماوراءالنهر گرفت؛ اما دیگر نه ندامت و بازگشت فطرت بخارایی و نه اعتراف زمامداران پس از استالین به اشتباه، از اندوهی که بر این منطقهی فارسیزبان میرفت، نکاست.
غیر از ابراهیم خدایار و چند مقالهی تألیفیاش در این حوزه، اثری دیگر از شکوری بخارایی به زبان فارسی هست که مقالهای گزارشی از فطرت بخارایی به دست میدهد. مسعود میرشاهی آن را ویراستاری کرده و توسط نشر توس منتشر شده است. در این اثر از شکوری بخارایی، مقالهی مربوط به فطرت بخارایی نامی دارد که گویی سیر کنده شدن این نویسنده از زبان و فرهنگ ایرانی را روشن میکند؛ «از معارفپروری تا چنگیزپرستی».
ابراهیم خدایار «بیانات سیاح هندی» و «مناظره» را ویراستاری کرده و همراه چند عنوان مقالهای که در معرفی و نقد این رمانهای نخستین زبان فارسی در منطقهی ماوراءالنهر، منتشر کرده است، بنا دارد آنها را در کتابی به چاپ برساند.
«بیانات سیاح هندی» یک سیاحتنامهی تخیلی است که در قالبی روایی اتفاق میافتد؛ مثل آنچه که زینالعابدین مراغهای رقم میزند. «مناظره» هم قصهای است درگرفته بین تیپی سنتی و تیپی روشنفکر که در خلال این مناظره، مخاطب با شرایط فرهنگی - اجتماعی آن سالهای بخارا آشنا میشود.