کتاب نیوز  شناسنامه

همسر اول بن‌لادن: خنده‌ی شوهرم هرگز!

جزئیات جالب توجهى از زندگى خصوصى اسامه بن‌لادن، متهم شماره یک جهان در کتابى که قرار است به زودى منتشر شود، درج شده است.

به گزارش الحیات این کتاب توسط «جین سیسون» و با استفاده از گفته‌هاى نجوى (51 ساله) همسر اول بن‌لادن و دختر خاله وى که در سوریه زندگى مى‌کرده و مادر 11 فرزند از فرزندان بن‌لادن است و همچنین از گفته‌هاى عمر فرزند چهارم بن‌لادن که همسرى بریتانیایى به نام «زینه» دارد، نوشته شده است.

نجوى که 51 سال دارد، از شایعات و اظهارات بى‌اساس فراوان در مورد خودش، بن‌لادن و زندگى خصوصى آنها ابراز نارضایتى مى‌کند و اصرار دارد که خیلى از مطالبى که اکنون در رسانه‌ها و مطبوعات وجود دارد، عارى از صحت هستند. وى در این مورد اضافه مى‌کند که در سال 1979 مدتى بعد از پیروزى انقلاب مردم در ایران، به همراه همسرش به ایالات متحده سفر مى‌کند و سپس در شهر «اندیانا پولیس» مستقر مى‌شوند و از آنجا از وى جدا شده و به شهر لس‌آنجلس مى‌رود تا با مرشد خود که یک شخصیت دین فلسطینى به نام «عبدالله عزام» است، دیدار نماید.

نجوى تاکید مى‌کند که اسامه بن‌لادن برخلاف شایعات موجود از سلامتى جسمى خوبى برخوردار است و نارسایى کلیه وى و احتیاج وى به شستشوى دائمى کلیه عارى از صحت بوده و تنها یک بار از سنگ کلیه دچار ناراحتى شده بود و هر از چندگاهى علایم مالاریا که در زمان جنگ با ارتش شوروى در افغانستان به آن مبتلا شده بود، در وى دوباره ظاهر مى‌شود.

عمر، فرزند چهارم بن‌لادن مى‌افزاید این امر صحت ندارد که ملا عمر و اسامه بن‌لادن با یکدیگر هماهنگ بوده و روابط خوبى داشته باشند، به نحوى که ملا عمر از بن‌لادن دعو ت کرده باشد که بعد از تبعید از سودان، وارد افغانستان شود؛ بلکه اسامه بن‌لادن همواره از این امر نگران بود که ملا عمر از فعالیت‌هاى فرا مرزى وى در افغانستان ناراضى باشد و عملا هم این طور شد که بعد از منفجر شدن سفارتخانه‌هاى آمریکا در نایروبى و دارالسلام در سال 1998 ملا عمر نزد وى آمده و از وى خواسته که این کشور را ترک کند.

نجوى در مورد زندگى خصوصى اسامه بن‌لادن مى‌گوید که وى شخصیتی بسیار قوى و جدى دارد و به ندرت خنده وى را مشاهده مى‌کردیم. وى اجازه نمى‌داد که خانواده‌اش از زندگى مرفه خود سوء استفاده کنند و همواره تاکید مى‌کرد براى اینکه فرزندانش قوى و برومند بار آیند، باید از رفاه‌طلبى خوددارى کنند و در این راستا به فرزندانش اجازه نمى‌داد که به اسباب‌بازى‌ها و دستگاه‌هاى دیجیتالى عادت کنند؛ بخصوص در زمانى که در افغانستان و سودان بودند. با این حال بن‌لادن شخصیت لطیفى نیز دارد و در سودان خیلى از اوقات فراغت خود را با کاشت گل و رسیدگى به کشتزارهاى ذرت پر مى‌کرد. با وجود آینکه از نمادهاى تمدن متنفر بود، ولى به نمادهاى قدرت علاقه زیادى داشت و در این مورد باید توجه خاص وى را به ماشین‌هاى قوى و به روز را ذکر کنیم. هر از مدتى یک روز با ماشین به صحرا مى رفت و بعد از مدتى پیاده مى‌شدند و در مسافت‌هاى بسیار طولانى پیاده‌روى مى‌کردند.

نجوى خود در سوریه بزرگ شده و در آنجا زندگى مرفهى داشت. وى براى اولین بار در هفت سالگى با اسامه بن‌لادن دیدار مى‌کند و بعدها روابط خانوادگى ادامه یافت و سپس بعدها با وى ازدواج مى‌کند. وقتى همسر بن‌لادن شد، مجبور مى‌شود از وضعیت مرفهى که به آن عادت کرده بود، دست بکشد. در این کتاب سعى شده مراحل تبدیل این جوان مذهبى محبوب به شخصیتى که نماد تروریسم در جهان است را شرح بدهند.

اسامه بن‌لادن در سفر خود به ایالات متحده که بعد از انقلاب ایران صورت مى‌گیرد، به دیدار مرشد خود عبدالله عزام شخصیت دینى فلسطینى مى‌شتابد و تحت تاثیر اندیشه‌هاى سیاسى وى ابتدا به پاکستان و سپس به افغانستان مى‌رود تا به نبرد با نیروهاى اشغالگر شوروى سابق بپردازد. وقتى از این سفر باز مى‌گردد، داستان‌هاى بسیارى در مورد نبردها و درگیری‌ها با نیروهاى ارتش سرخ شوروى را براى فرزندان و بستگان خود نقل مى‌کند و در این شرایط بود که روز به روز جدى‌تر مى‌شود. وی دوست داشت فرزندانش با شرایط نبرد بزرگ شوند و در نتیجه فرزندانش با کوچک‌ترین اشتباه مجازات مى‌شدند.

وقتى به سودان رفتند، در آنجا تمایل داشت خانواده‌اش قدرت تحمل سخت‌ترین شرایط را داشته باشند. در این مورد به همسرش اجازه نمى‌داد که از کولر موجود در ساختمان استفاده کند و حتى از یخچال موجود در آشپزخانه هم استفاده نمى‌کردند؛ ولى در مقابل بهترین لحظات زندگى فرزندش عمر، وقتى بود که پدر به وى یک ماشین هدیه داد.

یک شب اسامه بن‌لادن، خانواده‌اش را به صحرایى در سودان مى‌برد و بعد از دور شدن از مناطق مسکونى، منطقه بسیار سوت و کوری را انتخاب کرده و از فرزندانش مى‌خواهد که چاله‌هایى حفر کرده و خود را در آن خاک کنند؛ زیرا به زودى جنگ بزرگى در پیش است و باید خود را براى آن آماده نمود.

عمر تعریف مى‌کند، از آنجا که پدرش قدرت محاسبه زیادى داشت، افرادى ماشین حساب مى‌آوردند تا با ماشین حساب رقابت کند؛ ولى پدرم جواب این محاسبات را سریع‌تر از ماشین حساب به دست مى‌آورد.

۱۳۸۸/۰۷/۲۷
 مطالب مرتبط 
خیانت‌های عبدالرئوف بخارایی به فارسی
یادداشت عزت الله انتظامی و پرویز پرستویی درباره‌ی "بابانظر"
تعلیق حکم ناشر "نبرد من" آدولف هیتلر
کتابشناسی شهید محمد بروجردی
راوی کتاب "دا" به "پاتوق کتاب" می‌آید
"مرگ در دوردست" جهانگرد سوییسی در ایران
"مصاحبه در تاریخ شفاهی" : تجربه‌ی ثبت خاطرات انقلاب و جنگ
شاید پرفروش‌ترین کتاب سال 87
تصحیح دوباره "بحرالمعانی" پس از 70سال
خاطراتی از شهدای کهکلویه و بویراحمد
جاودان‌های تاریخ به جلد نهم رسید
"ساعی" خودش را حکایت می‌کند
کتابشناسی غیرتوصیفی 17شهریور
شش‌جلد داستان مصور برای انقلاب اسلامی
انتشار خاطرات عاشقانه‌ی آبراهام لینکلن!
دانشنامه‌ی "پرسیکا" در هلند
رونمایی از خاطرات "وانگ منگ" از ایران
ابوسعید ابوالخیر هم ترکمن شد!
"ایی بوک" خاطرات شهدای کردستان
بیست و سومین نامه انجمن مفاخر منتشر شد
"دختران بزرگ" علیه نظام قضایی آمریکا

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیش‌فروش می‌کردیم و بعد از انتشار 7 تومان می‌فروختیم... اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
حرف‌هایی‌‌که‌‌ شنیده ‌‌نشد/ محمد نوری‌زاد
روزمرّگی بختکی نیست که از آسمان فرود آید... بلکه حاصل قرار گرفتن آدمهای کم بنیه، کم هوش، کم رمق، کم انگیزه، ترسو، و البته پرمدعا بر برخی از منصب‌های مدیریتی‌است... مگر نه اینکه استعدادهای بی‌فرهنگی موجود، فارغ از برنامه‌های جورواجور ما و در زیر لایه‌های زیرین جامعه، سر به کار سامان خود داشته‌اند، در حالی که ما مصرانه، اصرار بر ندیدن و بحساب نیاوردنش داشته‌ایم؟
۱۳۸۸/۱۱/۲۰
شاخص اقتدار فرهنگی / محمدرضا زائری
جنس قدرت فرهنگ، نرم است و از جنس اقناع و باورمند ساختن مخاطب و مجموعه‌ی هدف؛ مثلاً از طریق تأثیرگذاری گروه‌های مرجع، نه با اکراه و اجبار... دشمن در حال پیشروی است... اما در این میان یا مهمات نمی‌رسد یا کالک‌های عملیاتی گم می‌شود و یا نیروها به غلط جابه‌جا می‌شوند...
۱۳۸۸/۱۲/۱۶

بایگانی
"فیلم‌نگار" 90 با فیلمنامه‌ی کامل سه‌گانه‌ی بورن
مجله‌ی نمایش در ایستگاه 125
شماره نوروزی "فرهنگ و سینما"
مسابقات بین‌المللی عکس نوروزی در سایت جهانی نوروز
دومین مسابقه عکاسی از 7سین
آمار بلیط تئاترشهر درسال88: 136هزار
انتشار شماره‌ی46 فصلنامه ماهور
گفتگوی 24 با حاتمی‌کیا
"تسویه حساب" در 23 سینما
شماره‌ی دوم کاغذ باتله منتشرشد
پوپک و مش‌ ماشاالله: 11 فروردین
"هیچ" با 19 سینما اکران شد
بازیگر "ماموریت: غیرممکن" درگذشت
"بی من مرو" در شرح پریشانی
آلبوم مجازی عکس سال ایران 88
مجسمه‌های کوچک در خانه‌هنرمندان

بایگانی  
خواب تلخ
سمیه کاووسی
خنکای سپیده‌دم دیدار
سارا شخصی
بعد از ظهری، حضرت آدم
ایتالو کالوینو/ رضا قیصریه
نمدی پوش
احمد شاکری
هشت بهشت
محسن حدادی
هفت شهر عشق
روژه ایکور/ ابوالحسن نجفی
کپسول نذری
سید علی موسوی

بایگانی  
گل خورشید برآورده سر از خاور گل
احد ده‌بزرگی
عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه
عبدالجبار کاکایی
به تمنا به در خانه‌ی شاه آمده‌ایم
ناصر مکارم شیرازی
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
فروغ فرخزاد
سر‌ خمّ‌می سلامت شکند اگر سبویی
فصیح الزمان شیرازی

بایگانی  
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008

بایگانی  
و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام