کتاب نیوز  شناسنامه

یادداشت عزت الله انتظامی و پرویز پرستویی درباره‌ی "بابانظر"
مراسم رونمایی از کتاب "بابانظر" خاطرات شفاهی شهید نظرنژاد، برگزار شد.

به گزارش کتاب‌نیوز مراسم رونمایی از کتاب "بابانظر" خاطرات شفاهی شهید نظرنژاد، عصر سه شنبه در سالن سوره حوزه هنری و با حضور سردار رحیم‌صفوی، حجت الاسلام خاموشی، محمدباقر قالیباف و حسن بنیانیان و جمعی از اصحاب رسانه برگزار شد.

در این مراسم توزیع دو یادداشت از عزت‌الله انتظامی و پرویز پرستویی پس از خواندن کتاب بابانظر، بیش از همه مورد توجه خبرنگاران قرار گرفت.

عزت‌الله انتظامی در یادداشت خود آورده است: پس از خواندن کتاب خاطرات "بابانظر" تنها می‌توان گفت که خداوند بزرگ چه توان و اثرگذاری به این مرد بخشیده است که با جراحات متعدد در هر میدان نبرد، باز دست از جهاد و مبارزه بر نمی‌دارد. از خداوند برای این بزرگ‌مرد آمرزش خواسته و مهم‌تر از آن که برای همیشه ما را قدردان زحمات و تلاش‌های این عزیزان بگرداند.

به گزارش کتاب‌نیوز، کتاب بابانظر که پیش‌بینی می‌شود رکورد فروش بالای "دا" را بشکند، نظر پرویز پرستویی را نیز به خود جلب کرده است، یادداشت پرستویی درباره کتاب بابانظر به شرح زیر است:
روزی که زنگ زدند که کتاب مقدس "بابانظر" را برایم بفرستند، ساده و صادقانه بگویم، پیش خودم گفتم،‌ آخه من که الان نمی‌توانم کتاب را بخوانم. چون دغدغه کارم را داشتم. وقتی کتاب به دستم رسید و قطر کتاب را دیدم گفتم، خدایا چه کنم با این همه تکلیف؟ ولی از آن جایی که ارادت و بندگی ویژه، نسبت به آدم‌های جنگ دارم، و بارها این افتخار را داشتم که لباس مقدس این عزیزان را به تن کنم و همچنین بارها مورد نقد و انتقاد قرار گرفتم که در نقش این انسان‌های شریف و ایثارگر، و بندگان عزیز خدا کلیشه شده‌ام. ولی چه کنم که چاره‌ای ندارم. چون با تمام وجودم آدم‌های جنگ رو دوست دارم و از آن‌ها درس زندگی گرفتم و خیلی از جاها آن‌ها را الگوی خود قرار داده‌ام.
کتاب را شروع کردم. اگر چه پیش از اینکه کتاب را تمام کنم احساس می‌کردم چه پایان تلخی خواهد داشت. ولی با دقت هر چه تمام خواندن آ‌ن را شروع کردم و تمام لحظات را با بابانظر بودم و در کنارش، به هر جایی که رفت، رفتم. و هر ترکشی خود،‌د ر بدنم احساس کردم، اشک ریختم،‌ خندیدم،‌سکوت کردم، ‌لال شدم. در تمام مدت بغض امانم نمی‌داد.
با زخم‌های ‌بابانظر، با مقاومت‌ها بابانظر، با جدیت‌های بابانظر، با گرسنگی‌ها و بیمارستان‌ها ، بستری شدن‌‌ها چه در ایران و آلمان نهایتا باز با درگیری‌های او با مجاهدین در بیمارستان آلمان و دستبند به دست در کنار رودخانه راین همراه شدم.

همین الان هم که دارم احساس خودم را بر روی کاغذ ثبت می‌کنم،‌ا شک مجالم نمی‌دهد. نمی‌دانم چه بگویم ... چه نظری بدهم... چه باید کرد؟
بابا نظر هم که نیست حتی بشود برایش کاری کرد. اگر چه بابانظرها زیادند و تمامی ندارند،‌این ما هستیم که یادمان می‌رود و آن‌ها را نمی‌بینیم، گویا آن‌ها باید باشند، بسوزند، آب شوند و ما همچنان بی‌توجه و ساده از کنارشان بگذریم. اگر چه بابانظرها احتیاجی به من و امثال من ندارند. چرا که آن‌ها با خدای خودشان معامله کردند.

راستی چه کسی بابانظر را مجبور کرد که از ابتدا تا پایان جنگ دور از همه خوشی‌ها و لذت‌های زندگی و خانواده به خصوص دختر دردانه‌اش که در بیمارستان از دکتر سیلی خورد و تحمل کرد، تا بابانظر از روی تخت بلند شود و دوان دوان به طرف جبهه‌ها برود و با یاران همیشه همراهش از آب و خاک و ناموس و آرمانش، وطن‌اش دفاع کند؟
خیلی حرف‌ها دارم که بزنم ... ولی نمی‌دانم چه بگویم، و چه کنم. چرا که با خواندن کتاب، باز، بابا نظر است که به ما درس زندگی می‌دهد و راه را برای ما روشن می‌کند. و ما را به خود می‌آورد و تلنگر می‌زند.

اجازه بدهید که چیزی نگویم. فقط تقاضا دارم به هر شکلی که ممکن است این کتاب در اختیار کل ملت ایران قرار بگیرد، تا شاید یادآوری شود که بابانظرها چه کردند و ما چه می‌کنیم. و امیدوارم شرایطی فراهم شود، حداقل این اثر جاودانه که حاصل هشت سال دفاع مقدس است به تصویر کشیده شود. و خود بنده کوچک‌ترین، حاضرم علی‌رغم نقد و انتقادها که در خصوص کلیشه شدن من در این نوع کارهاست، نقش کوچکی در این اثر جاودانه، که پر از حماسه، خودسازی و پر از اعتقاد و ایمان است داشته باشم.
۱۳۸۸/۰۷/۰۱
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیش‌فروش می‌کردیم و بعد از انتشار 7 تومان می‌فروختیم... اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
حرف‌هایی‌‌که‌‌ شنیده ‌‌نشد/ محمد نوری‌زاد
روزمرّگی بختکی نیست که از آسمان فرود آید... بلکه حاصل قرار گرفتن آدمهای کم بنیه، کم هوش، کم رمق، کم انگیزه، ترسو، و البته پرمدعا بر برخی از منصب‌های مدیریتی‌است... مگر نه اینکه استعدادهای بی‌فرهنگی موجود، فارغ از برنامه‌های جورواجور ما و در زیر لایه‌های زیرین جامعه، سر به کار سامان خود داشته‌اند، در حالی که ما مصرانه، اصرار بر ندیدن و بحساب نیاوردنش داشته‌ایم؟
۱۳۸۸/۱۱/۲۰
شاخص اقتدار فرهنگی / محمدرضا زائری
جنس قدرت فرهنگ، نرم است و از جنس اقناع و باورمند ساختن مخاطب و مجموعه‌ی هدف؛ مثلاً از طریق تأثیرگذاری گروه‌های مرجع، نه با اکراه و اجبار... دشمن در حال پیشروی است... اما در این میان یا مهمات نمی‌رسد یا کالک‌های عملیاتی گم می‌شود و یا نیروها به غلط جابه‌جا می‌شوند...
۱۳۸۸/۱۲/۱۶

بایگانی
"فیلم‌نگار" 90 با فیلمنامه‌ی کامل سه‌گانه‌ی بورن
مجله‌ی نمایش در ایستگاه 125
شماره نوروزی "فرهنگ و سینما"
مسابقات بین‌المللی عکس نوروزی در سایت جهانی نوروز
دومین مسابقه عکاسی از 7سین
آمار بلیط تئاترشهر درسال88: 136هزار
انتشار شماره‌ی46 فصلنامه ماهور
گفتگوی 24 با حاتمی‌کیا
"تسویه حساب" در 23 سینما
شماره‌ی دوم کاغذ باتله منتشرشد
پوپک و مش‌ ماشاالله: 11 فروردین
"هیچ" با 19 سینما اکران شد
بازیگر "ماموریت: غیرممکن" درگذشت
"بی من مرو" در شرح پریشانی
آلبوم مجازی عکس سال ایران 88
مجسمه‌های کوچک در خانه‌هنرمندان

بایگانی  
زن ناشناس
ژان فروستیه/ ابوالحسن نجفی
خواب تلخ
سمیه کاووسی
خنکای سپیده‌دم دیدار
سارا شخصی
بعد از ظهری، حضرت آدم
ایتالو کالوینو/ رضا قیصریه
نمدی پوش
احمد شاکری
هشت بهشت
محسن حدادی
هفت شهر عشق
روژه ایکور/ ابوالحسن نجفی

بایگانی  
امروز زندگی را آغاز کن!
پابلو نرودا
گل خورشید برآورده سر از خاور گل
احد ده‌بزرگی
عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه
عبدالجبار کاکایی
به تمنا به در خانه‌ی شاه آمده‌ایم
ناصر مکارم شیرازی
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
فروغ فرخزاد

بایگانی  
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008

بایگانی  
و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام