ژان ژاک روسو Jean-Jacques Rousseau )1778-1712( روسو در ژنو به دنیا آمد. بزرگ شدن و تعلیم و تربیت او غیرعادی بود. چند روزی از تولدش سپری نشده بود که مادرش درگذشت و نگهداری وی توسط پدرش تا حدی غیرعادی بود. در 1728 و در شانزده سالگی ژنو را ترک گفت و از آن پس، به سیر و سیاحت و مطالعه پرداخت. بخت خود را با معلم سرخانه شدن و کار کردن بر روی یک روش جدید نتنویسی در موسیقی، آزمود و با عدهای از شخصیتهای جالب و صاحب نفوذ آشنا شد. مدتی منشی سفیر فرانسه در ونیز بود ولی با او مشاجره کرد و شغلش را رها کرد. انتشار آثارش در سال 1750 و هنگامی آغاز شد که جایزه آکادمی و انجمن ادبی دیژون (2) را به خاطر نوشتن مقالهای درباره این موضوع که «آیا پیشرفت علوم و هنرها مایه تهذیب اخلاق شده است یا موجب تباهی آن»، نصیب خود کرد، مقالهای که اینک معروف به "نخستین رساله" اوست. روسو در 1755 نیز دومین رسالهاش را تحت عنوان "رسالهای درباره منشأ نابرابری" منتشر کرد، رسالهای طولانیتر از رساله اولی، ولی باز هم در پاسخ به مسابقه آکادمی دیژون. آوازه او در 1762 هنگامی به اوج رسید که ابتدا کتاب "امیل" -رسالهای درباره اصول تعلیم و تربیت- و سپس «قرارداد اجتماعی» منتشر شد. پارلمان پاریس، امیل را کتاب ضاله اعلام کردبه همین سبب روسو به نوشاتل گریخت تا تحت حمایت پادشاه پروس زندگی کند. در 1765، دیوید هیوم، فیلسوف اسکاتلندی، از روسو دعوت کرد تا همراه او به انگلستان برود [و روسو این دعوت را پذیرفت] اما اختلافی میان آنان بروز کرد، بیشتر به این دلیل که روسو به طرز نامعقولی یقین کرده بود که هیوم از سر دلسوزی و ترحم، وی را به انگلستان آورده است و قصد تحقیر او را دارد و لذا در 1770 به پاریس بازگشت. در 1778 به ملک خصوصی مارکی دو ژیراردن در اِرمنوویل رفت، ولی پس از دو ماه اقامت در آنجا، درگذشت. در واپسین سالهای حیاتش به نگارش زندگانی شخصی و عاطفی خود پرداخت:" سه مکالمه"، که یک اثر خیالبافانه ناتمام است، و کتاب مشهور" اعترافات"، که شرح 53 سال زندگی اوست، پس از مرگ روسو منتشر شدند.
سیاق نوشتارهای روسو از کیفیتی قوی و سبکی اختصاصی برخوردار است. عقاید روسو نیز از تأثیر ژرفی برخوردار بوده که تا حدی زاییده قوت و شورمندی آنهاست. منبع الهام تمامی عقایدش را افکاری تشکیل میدهد که هنگامی که به پرسش طرح شده توسط فرهنگستان دیژون «درباره تأثیر هنرها و علوم بر اخلاق» میاندیشید، همچون سیلی شتابان به ذهنش راه یافته بود. روسو در نامهای خطاب به مالزرب، که در 1762 نوشته شده، شرح میدهد که چگونه زیردرختی نشست و به خاطر آن افکار، گریست. او مینویسد: «آنچه را که توانستهام از انبوه حقایق بزرگی که هنگام نشستن زیر آن درخت به ذهنم راه یافت حفظ نمایم، به طرز کاملاً ضعیفی در آثارم پراکنده شده است...».
1-Dijon
50 فیلسوف بزرگ. دایانه کالینسون. محمد رفیعی مهرآبادی. انتشارات عطایی